خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 49
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت شامل ۷۲ اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فضایل و مناقب امام هادی علیه السّلام از زبان اهل سنّت :
اشاره
حضرت امام هادی ((۲۱۲ – ۲۵۴ق) دهمین امام شیعیان بنا بر مشهور در روز ۱۵ذی الحجه سال ۲۱۲ هجری حدود ۱۰ سال بعد از شهادت امام رضا(ع) در منطقه ای به نام صریا در نزدیکی مدینه متولد شد. پدر ارجمندش حضرت جواد(ع) و مادر بزرگوارش جناب «سمانه» از بانوان پاک و متدین عصر خود بود.[۱]
امام هادی(ع) در سال ۲۲۰ بعد از شهادت امام جواد(ع) در هشت سالگی، همانند پدر گرامی اش در سن کودکی مسئولیت امامت را پذیرفت.
دوران امامت امام هادی(ع) حدود ۳۳ سال بود یعنی بعد از امام سجاد(ع) و امام کاظم(ع) بیشتریت دوران امامت را داشته است. دوران امامت حضرت هادی(ع) با ۶ تن از خلفای ستمگر عباسی «معتصم»، «الواثق بالله»، «متوکل»، «منتصر»، «مستعین» و «معتز» معاصر بود.
امام هادی(ع) از آغاز امامت در مدینه حضور داشت. در این مدت هم به مراجعات مستقیم و پرسش های شیعیان پاسخ می داد، و هم با تعیین وکلای خود در نقاط مختلف، ضمن پاسخ گویی به پرسش های شیعیان، امور مالی و دریافت وجوهات را نیز به انجام می رساند. موقعیت ممتاز حضرت هادی(ع) حکومت عباسی را به وحشت انداخت. به همین علت، امام(ع) را به مرکز حکومت و سامرا منتقل نمود. امام(ع) تا پایان عمر شریف خویش بیش از بیست سال در حصر حاکمان جور عباسی در شهر سامره به سر برد. تا اینکه به دسیسه معتزّ (سیزدهمین خلیفه عباسی) و به دست عوامل وی مسموم گردیده و در روز سوم رجب ۲۵۴ در سن ۴۲ سالگی به شهادت رسید و ایشان را در شهر سامرا و در خانه خود به خاک سپردند.
شخصیت، فضائل و کرامات امام هادی(ع) چنان گسترده است که علاوه بر دانشمندان شیعه، استوانه های علمی اهل سنّت نیز زبان به ستایش گشوده و خدای متعال حقیقت را بر زبان و قلمشان جاری نموده است، گر چه در باورهای خود، تعصب داشته و گاهی با طعن و کنایه با پیروان مذهب شیعه برخورد می کنند. اما همچنانکه گفته اند:
خوشتر آن باشد که سرّ دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
در این مجال برآنیم که قطره ای از فضائل، مناقب، کرامات و ویژگی های آن گرامی را از منظر علمای برجست اهل سنّت بیان کنیم.
خاندان امام
عبدالکریم بن محمد سمعانی شافعی[۲] (۵۰۶-۵۶۲ق)، فقیه، مورخ و نسب شناس خراسانی در قرن ششم هجری به رغم بی مهری هایش با شیعیان، نسب و خاندان امام هادی(ع) را با احترام یاد می کند و می نویسد: «ابوالحسن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر علوی (ع) و معروف به ابوالحسن عسکری است. جعفر متوکل خلیفه عباسی وی را از شهر رسول خدا (ص) به بغداد آورد بعد به سامرا برد و او را در آنجا در ظاهر محترم می داشت تا اینکه در ایام معتز در آنجا از دنیا رفت و در منزلش مدفون شد. او یکی از امامان شیعیان محسوب می شود».[۳]
صلاح الدین خلیل صفدی[۴] (م ۷۶۴ ه) تاریخ نگار بزرگ اهل سنت، ادیب و شاعر برجسته فلسطینی در قرن هشتم، در کتاب «الوافی بالوفیات» در موضوع شخصیت شناسی(بزرگ ترین فرهنگ نامه عام تاریخی تا قرن هشتم در ۲۲جلد – عصر مولف) در ذیل عنوان (الْهَادِی بن الْجواد(ع)) با عبارتی به همین مضمون با تکریم از حضرت هادی(ع) یاد می کند.[۵]
تفسیر القاب شایسته
در منابع اهل سنّت در مورد نام ایشان «علی» و کنیه شریف شان “ابوالحسن ” هم نکاتی بیان شده است، از جمله اینکه چون وی در نام و کنیه شبیه حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) و امام علی بن موسی الرضا(ع) است، به ایشان «ابوالحسن ثالث» نیز می گویند.[۶]
عفیف الدین یافعی شافعی[۷] در مرآت الجنان و ابوالفرج ابن جوزی، فقیه و مورخ حنبلی مذهب در تذکره الخواص آورده اند: علت اینکه حضرت هادی(ع) به عسکری شهرت یافت[۸]، از این جهت بود که خلفای بنی عباس ایشان را از سال ۲۳۳ به سامرّاء برده و تا آخر عمر پربرکتشان در آنجا، در میان (عسکر) تحت نظر قرار دادند. در قرن نهم در کتاب “وسیله الخادم الی المخدوم “به آن پرداخته و در این باره می گوید: «نقی به معنای پاکیزه از جمیع عیوب است و این اشاره به عصمت و طهارت آن حضرت و پاکیزگی از عیوب حسبی و نَسبی است، با آنکه آن حضرت نقاوه و برگزیده ائمه عظام و اجداد کرام خو[۹] و مؤمن بن حسن شبلنجی شافعی، در نورُ ألأبْصار.[۱۰]
همچنین نقش انگشتر امام هادی(ع) بنا به روایت «ابن صبّاغ مالکی»، «اللّه ربی و هو عصمتی من خلقه» بوده است.[۱۱]
نصّ بر امامت
نورالدین علی بن محمد ابن صبّاغ[۱۲] مالکی (- ق)، محدث و فقیه مالکی مذهب، در کتاب الفصول المهمه فی معرفه الأئمه به نقل از شیخ مفید می نویسد: «اسماعیل بن مهران می گوید: زمانی که قرار شد امام جواد(ع) به دستور معتصم از مدینه به بغداد راهی شود، خدمت امام رسیدم و گفتم: فدایت شوم، من از این سفری که در پیش دارید، بیمناکم (و نگران شما هستم). بعد از شما امر (امامت) از آن کیست؟ اسماعیل می گوید: امام جواد(ع) گریست؛ به گونه ای که محاسن (شریف) آن حضرت اشک آلود شد، سپس رو به من کرد و فرمود: «الْأَمْرُ مِنْ بَعْدِی إِلَی ابْنِی عَلِی»؛[۱۳] امر (امامت) از آن فرزندم علی است».
مقام علمی
با تمام تلاشی که دشمنان اهل بیت(ع) برای پنهان ماندن موقعیت علمی و معنوی و فضائل حضرت هادی(ع) انجام دادند، هرگز منزلت علمی و معنوی ایشان مخفی نماند، بلکه فضایل آن حضرت در بسیاری از آثار تاریخی – حدیثی اهل سنّت، نمایان شده و به طور واضح به نسل های بعدی تا زمان ما منتقل شد، چرا که خدای متعال اراده دیگری داشت. همچنانکه در قرآن فرمود: «یرِیدُونَ أَن یطْفِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ یأْبی اللَّهُ إِلَّا أَن یتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کرِهَ الْکفِرُون»؛[۱۴] آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمی خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند!
برای نمونه به دو مورد اشاره می کنیم:
الف. شبلنجی در نور الابصار می نویسد: «(و مناقبه) کثیره قال فی الصواعق کان أبو الحسن العسکری وارث أبیه علما و منحا؛[۱۵] مناقب حضرت هادی (رضی الله عنه) فراوان است در صواعق گفته: ابوالحسن عسکری وارث دانش و سخاوت پدرش بود».
ب. صفدی شافعی (متوفای ۷۶۴ ه) و ابن جوزی حنبلی پیرامون مقام علمی امام هادی(ع) نوشته اند: «روزی متوکل بیمار شد و نذر کرد که اگر شفا یابد، تعداد کثیری دینار در راه خدا صدقه دهد، هنگامی که بهبود یافت، فقها را جمع کرد و پرسید: چند دینار باید صدقه دهم که بر آن «کثیر» صدق کند؟ فقها در این باره فتاوای مختلف دادند، متوکل ناگزیر مسأله را از حضرت هادی(ع) سؤال کرد. ایشان پاسخ داد که: «یتصدّق بثلاثه و ثمانین دیناراً». باید ۸۳ دینار بپردازی. فقهاء از این فتوا تعجب کردند و به متوکل گفتند از او بپرسید این فتوا براساس چه مدرکی است؟ حضرت فرمود: «خدا در قرآن می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَکمُ اللَّهُ فِی مَواطِنَ کثِیرَهٍ وَ یوْمَ حُنَینٍ…؛ خداوند شما را در موارد «کثیر» یاری کرده است».[۱۶] و از طریق ما اهل بیت روایت شده است که جنگ ها و سریه های پیامبر اکرم(ص) جمعا ۸۳ فقره بوده است. بنابراین باید ۸۳ دینار صدقه بدهی».[۱۷]
محبوبیت اجتماعی
یکی از دلایل اساسی احضار امام هادی(ع) از مدینه به سامرا، جایگاه ویژه اجتماعی – سیاسی و نفوذ معنوی ایشان در میان مردم بود. طبق نقل عالمان نامدار اهل سنت، میزان نفوذ و جایگاه امام هادی(ع) در میان مردم بیش از حد تصور بوده که حکومت عباسی را چنان به وحشت انداخته است که حضور امام هادی(ع) را در شهر پیامبر بر نتافته و بعد از احضار اجباری و در تحت محاصره نگهداشتن، بالاخره به شهادت رسانده است. نقل نمونه هائی از نفوذ معنوی پیشوای دهم در این جا مناسب می نماید:
یک. یعقوبی در تاریخ خود آورده است: والی مدینه برای متوکل چنین نوشت: عده ای به حضرت هادی(ع) علاقه دارند و او را امام و پیشوای خود می دانند و متوکل هم او را از مدینه فراخواند.[۱۸] یعقوبی در جائی دیگر روایت می کند: زمانی که امام هادی(ع) به یاسریّه (حوالی بغداد) رسید، با اینکه ورود ایشان به آن مکان، با اطلاع قبلی و اعلام عمومی نبوده، والی بغداد، اسحاق بن ابراهیم طاهری، زمانی که به آنجا می رسد، با جمعیت پرشوری که برای استقبال از امام هادی(ع) آمده بودند، مواجه می شود؛ «فرأی تشوّق الناس الیه و اجتماعهم لرؤیته…».[۱۹]
دو. عبدالغفار هاشمی حنفی نیز علت احضار امام هادی(ع) را توسط حکومت عباسی، ترس آنان از جایگاه اجتماعی عمیق، شخصیت معنوی و دانش گسترده حضرت امام هادی(ع) می داند.[۲۰]
سه. مسعودی مورخ مشهور هم می نویسد: یحیی بن هرثمه (مأمور متوکل که مأموریت احضار امام هادی(ع) از مدینه به سامرا را داشت) می گوید: هنگامی که به مدینه آمدم و قرار شد امام هادی(ع) را به سامرا ببرم؛ فلما صِرْتُ الیها ضجَّ اهلها و عجّوا ضجیجاً و عجیجاً ما سمعتُ مثله… چون به مدینه رفتم، مردم وقتی ماموریت مرا فهمیدند، چنان فریاد و شیون کردند که نشنیده بودم، آنان را آرام کردم، و سوگند خوردم که مأمور نیستم به او بدی برسانم، و خانه آن حضرت را تفتیش کردم و چیزی جز قرآن و دعا و همانند این ها نیافتم. پس او را به راه انداختم، و خود خدمت به او را به عهده گرفتم، و با او خوشرفتاری کردم، در بین راه، روزی که آسمان صاف، و آفتاب، تابان بود، دیدم سوار شد در حالی که لباس بارانی پوشیده، و دم اسب خود را گره زده است. از کار او تعجب کردیم. چیزی نگذشت که ابری آسمان را پوشاند، و به شدت باران آمد، و ما خیلی در سختی افتادیم. حضرت هادی(ع)، رو به من کرد و فرمود: «أَنَا أَعلَمُ أَنک أَنکرْتَ مَا رَأَیتَ وَ تَوَهَّمْتَ أَنِّی أَعْلَمُ مِنَ الْأَمرِ ما لَم تعْلَمْ وَ لَیس ذَلِک کما ظَنَنْتَ وَ لَکنِّی نَشَأْتُ بِالْبَادِیهِ فَأَنَا أَعْرِفُ الرِّیاحَ الَّتِی تَکونُ فِی عَقِبِهَا الْمَطَرُ فَتَأَهَّبْتُ لِذَلِک؛[۲۱] می دانم آنچه دیدی نپذیرفتی، و [سپس] گمان کردی که من چیزی می دانم که تو نمی دانی، چنان نیست که پنداشتی، بلکه من در صحرا بزرگ شده ام، و آن بادهایی را که از پی آن ها باران است می شناسم، از این رو خود را آماده کردم».
و چون به بغداد رسیدم نزد اسحاق به ابراهیم طاهری که در آنجا بود رفتم، گفت: یحیی! این مرد، فرزند رسول خدا (ص) است، و متوکل کسی است که خود می شناسی، اگر متوکل را تحریک کنی، او را به قتل می رساند، و رسول خدا (ص) دشمن تو خواهد بود. گفتم: سوگند به خدا از او جز نیکی ندیده ام. و به سامرا وارد شدم و نزد وصیف ترکی که از یارانش بودم رفتم، گفت: سوگند به خدا اگر از سر این مرد، مویی کم شود، خودم خونخواهش خواهم بود، من از سخن این دو نفر تعجب کردم، و همه آنچه از خوبی و تعریف که درباره آن حضرت می دانستم و شنیده بودم به متوکل گفتم، متوکل نیز با تجلیل و احترام از وی پذیرایی کرد.[۲۲]
جلالت و قداست معنوی
ابن خلکان شافعی مورخ نامدار (متوفای ۶۸۱ ه) و صلاح الدین خلیل صَفدی (م ۷۶۴ ه) تاریخ نگار بزرگ اهل سنت، این روایت معروف در منابع شیعی را در مورد عظمت معنوی امام هادی(ع) نقل نموده اند که: هنگامی که بدخواهان در نزد متوکل، از امام هادی(ع) سعایت و بدگویی کرده و گفتند: در منزل او سلاح و نوشته ها و اشیای دیگری است که از طرف شیعیان به وی رسیده و او قصد قیام بر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.