خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازتاب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در روزنامه های عصر پهلوی
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 42
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازتاب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در روزنامه های عصر پهلوی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در روزنامه های عصر پهلوی شامل ۱۲۰ اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در روزنامه های عصر پهلوی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در روزنامه های عصر پهلوی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بازتاب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در روزنامه های عصر پهلوی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازتاب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در روزنامه های عصر پهلوی :
– مقدمه:
نشریات نخستین رسانه های گروهی هستند که انسان در قرون جدید از آن ها استفاده کرده و عامل مهمی در پیشبرد اهداف، ایدئولوژی و سیاست حکومت ها در جوامع معاصر بوده است، نشریات و روزنامه ها باهدف معین که مطابق با اهداف حکومت است، چاپ و به صورت گسترده توزیع می شود. طلوع مطبوعات در ایران مربوط به دوره صدر قاجاریه و محمدشاه با انتشار روزنامه کاغذ اخبار در تهران بوده است. ظاهراً چند شماره این روزنامه بیش تر منتشرنشده است. ازآن پس مهم ترین اتفاق مطبوعاتی در دوره صدارت امیرکبیر با انتشار وقایع اتفاقیه در آغاز عصر ناصری به وقوع پیوسته است. در عصر ناصری با جایگاهی که روزنامه ها به تدریج پیدا کردند نقش بارزی در آگاهی و روشنگری جامعه ایرانی به ویژه قشرها باسواد بازی کردند. هر چه به مشروطه نزدیک -تر می شود دامنه انتشار مطبوعات و عناوین آن ها متعددتر می شود. چنانچه در طلوع مشروطیت روزنامه ها نقش بارز و درجه اولی را ایفا کردند و. به خاطر این نقش آفرینی روزنامه ها را رکن رکین مشروطیت در کنار سه قوای مقننه، مجریه و قضائیه قرار داده انددر دوران پس از مشروطه، روزنامه ها بازیگران اصلی برای سرنوشت مشروطه و دولت های ناپایدار آن بودند. غالب مطبوعات به دنبال نجات ایران و استقرار مشروطه بودند، اما نه تنها در اثر مشروطه اوضاع سیاسی کشور دچار اغتشاش شده بود بلکه جنگ جهانی اول نیز بر دامنه این ناملایمات افزود و. احمدشاه آخرین بازمانده سلسله قاجار، توان اداره کشور را نداشته و مشاوران ناکارآمد وی نیز نمی توانستند کاری کنند.. در این رهگذار شورش نیروهای گریز از مرکز نظیر میرزا کوچک خان، سیمیتقو و غیره مشکلی بر مشکلات دیگر افزودند. در این تکاپوها کسانی که به صلاح و ثواب مملکت عمدتاً تأمل و تفکر می کردند با یک دولت مقتدر مرکزی موافق بودند. این را در روزنامه های خود نشر و پخش می کردند از سوی سیاست خارجی نیز با وقوع انقلاب بلشویکی در شوروی سبب شد تا انگلستان و دیگر کشورهای بلوک غرب در صدد برآیند تا دیوار آهنینی را از لهستان تا آسیای مرکزی جهت جلوگیری از نفوذ کمونیزم دور روسیه بکشد که یکی از مناطق برجسته آن ایران بود بنابراین دست آهنینی برای نگه داشت آن دیوار در ایران احتیاج بود. که در ابتدا دول خارجی سعی کردند با قرارداد به این هدف نائل آیند اما با شکست این قرارداد به فکر انجام کودتایی در ایران افتادند که در تاریخ سوم اسفند سال توسط رضاخان میر پنج و سیدضیاالدین طباطبایی با برنامه ریزی قبلی انگلستان رخ داد و سبب شد تا رضاخان میر پنج خود را در سپهر سیاسی ایران مطرح کند و پله های ترقی را تا رسیدن به مقام پادشاهی طی کند. اما سؤال اصلی این پژوهش این است که که با تشکیل حکومت پهلوی، روزنامه های دولتی چگونه به این رویداد می پردازند و چه قرائتی از کودتا سوم اسفند سال ارائه می دهند؟
هدف این پژوهش آن است که در ابتدا به چگونگی تشکیل نطفه اصلی روایت رسمی کودتای سوم اسفند پی ببرد و سپس با جست وجو در روزنامه های برجسته دولتی آن دوره، روایت رسمی سوم اسفند شمسی را بررسی کند.
– تشکیل روایت رسمی کودتای سوم اسفند و روزنامه ها:
با وقوع کودتای سوم اسفند اسفند با توجه به اهمیت روزنامه ها، از فردای روز کودتای سوم به تمام نشریات تهران به غیراز روزنامه ایران، اجازه انتشار داده نشد و حکومت نظامی در سطح شهر برقرار شد.[۱] در این روز بیانیه مختصری به امضا رضا رئیس دیویزیون قوا قزاق و تحت عنوان: «حکم می کنم» حاوی بر لزوم اطاعت و حفظ انتظام منتشر شد و چند روز بعد بیانیه مفصل به همین امضاء به منتشر می گردد که به شرح زیر است:
«هموطنان وظایف مقدسه فداکاری نسبت به شاه و وطن ما را به میدان های خونین مرگباری که قشون دشمن برای تسخیر ایران و تهدید پایتخت با قوای فزون تر و اسلحه مکمل تر تشکیل نموده بود. افراد دلاور قزاق این وظیفه مقدسه را باجان و دل استقبال کردند؛ زیرا تنها قوه منظم ایرانی که می توانست وظیفه مدافعه وطن را ایفا نماید همین قوا و افراد آن بودند که بدون لباس بدون کفش بدون غذا بدون اسلحه کافی سینه و پیکر خود را سپر توپ های آتش فشان نمودند. غیرت و حمیت ایرانی را ثابت و دستجات انبوه متجاسرین را از پشت دروازه قزوین تا ساحل دریا راندند.
اگر فداکاری و خدمات جانبازانه اردوی قزاق نتیجه مطلوبه را حاصل نکرد و نتوانستیم خاک مقدس وطن و عصمت برادران گیلانی خود را از دست دشمن نجات دهیم تقصیری متوجه ما نبود بلکه خیانت کاری صاحب منصبان و کسانی که سرپرستی امور به آن ها محول شده بود موجب عقیم ماندن نتیجه خدمات ما گردید، ولی باز افتخار می کنیم که فوران خون قزاقان دلیر توانست پایتخت وطن مقدس ما را از استیلای دشمن نجات دهد. اگر خیانت کاران خارجی توانستند نتایج فداکاری های اولاد ایران را خنثی نمایند برای این بود که خیانت کاران داخلی ما را بازیچه دست و آلت شهوت رانی خود و دیگران قرار می دادند. هنگام عقب نشینی از باتلاق های گیلان در زیر آتش توپ دشمنان احساس نمودیم که منشأ و مبدأ تمام بدبختی های ایران ذلت و فلاکت قشون، خیانت کاران داخلی هستند در همان هنگام که خون خود را در مقابل دشمن مهاجم می ریختیم به حرمت همان خون های پاک مقدس قسم خوردیم که اولین موقع فرصت خون خود را نثار نماییم تا ریشه خیانت کاران خودخواه تن پرور داخلی را برانداخته ملت ایران را از سلسله مشتی دزد خیانت کار آزاد نماییم.
مشیت کردگاری و خواست حضرت خداوندی این فرصت را برای ما تدارک دیده اینک در طهران هستیم. ما پایتخت را تسخیر نکرده ایم زیرا نمی توانسته ایم اسلحه خود را درجایی بلند کنیم که شهریار مقدس و تاجدار ما حضور دارد. فقط به طهران آمدیم برای این که پایتخت خود را پاک و شایسته این نماییم که معنی حقیقی سرپرستی مملکت و مرکزیت حکومت بدان اطلاق گردد. حکومتی که در فکر ایران باشد حکومتی که فقط تماشاچی بدبختی ها و فلاکت ملت خود واقع نگردد حکومتی که تجلیل و تعظیم قشون را از اولین سعادت مملکت به شمار آورد نیرو و راحتی قشون را یگانه راه نجات مملکت بداند. حکومتی که بیت المال مسلمین را وسیله شهوت رانی مفت خواران تنبل و تن پرور بی حمیت قرار ندهد حکومتی که سواد اعظم مسلمین را مرکز شقاوت ها و کانون مظالم و قساوت نسازد. حکومتی که در اقطار سرزمین آن هزارها اولاد مملکت از گرسنگی و بدبختی حیات را بدرود نگویند حکومتی که ناموس و عصمت گیلانی تبریزی کرمانی را به خواهر و مادر خود فرق نگذارد. حکومتی که برای زینت و تجمل معدودی بدبخت مملکت را تجویز ننماید حکومتی که بازی دست سیاسیون خارجی نباشد.
ما سرباز هستیم و فداکار حاضرشده ایم برای انجام این آمال خون خود را نثار نماییم و غیر از قوت و عظمت برای حفظ شهریار و وطن مقدس آرزویی نداریم. هرلحظه چنین حکومتی تشکیل شود و موجبات شرافت وطن آزادی آسایش و ترقی ملت را عملاً نمودار سازد و با ملت نه مثل گوسفندان زبان بسته رفتار نماید؛ بلکه به معنی واقعی ملت بنگرد. آن لحظه است که ما خواهیم توانست به آتیه امیدوار بود چنان که نشان دادیم وظیفه مدافعه وطن را ایفا نماییم با تمام برادران نظامی خود ژاندارم افواج پلیس که آن ها هم بادل های دردناک شریک فداکاری های اردوی قزاق بودند کمال صمیمیت داشته و اجازه نخواهیم داد که دشمنان سعادت قشون بین ماها تفرقه و نفاق بیفکنند. همه شاه پرست و فداکار همه اولاد ایران همه خدمتگزار مملکت هستیم زنده باد پادشاه ایران پاینده باد ملت ایران قوی و باعظمت باد قشون و قزاقان دلاور ایران رئیس دیویزیون قزاق اعلیحضرت شهریاری و فرمانده کل قوا رضا»[۲] و با چاپ این اعلامیه اولین قدم برای ایجاد یک روایت مسلط در مورد کودتا سوم اسفند در دوران پهلوی برداشته شد و عناصر اصلی روایت رسمی تاریخ نگاری پهلوی پیرامون کودتا سوم اسفند نظیر تقدیرگرایی و خواست خداوند، بی لیاقتی زمامداران و آشفتگی اوضاع، نجات بخش بودن و وطن پرستانه بودن این حرکت و درنهایت قهرمان پردازی عاملان به ظاهر اصلی کودتا شکل گرفت.
هرچند که بسیاری از فعالان سیاسی جوان، ازجمله شمار زیادی از شاعران و مقاله نویسانی که به گرایشی به ناسیونالیسم ایرانی داشتند با شور و شعف فراوان حتی سرمستانه، به استقبال آن شتافتند، مثلاً عشقی و عارف که پیش از آن به دلایل مخالفت پرسروصدایشان با قرارداد به زندان افتاده بودند، اینک با تصنیف ترانه و شعر و نوشتن مقاله به حمایت از کودتا و دو عامل آن برخاستند[۳] ظاهراً دلیل این استقبال برای آن بود که خود ایرانیان هم از سیاستمداران ضعیف و بی لیاقتی که یکی پس از دیگری بر کشور فرمان می راندند به تنگ آمده و خواستار نوعی حکومت مقتدر مرکزی بودند؛ بنابراین بسیاری از جراید و مردم آن زمان کودتا را روز {سعادت ایران} تلقی می کردند. البته دلیل موفقیت آمیز بودن کودتا به غیراز تنگ آمدن ایرانیان از شرایط ناامنی و هرج ومرج به وجود آمده در ایران، عملکرد سه ماهه نخست وزیری سید ضیا که توأمان با دستگیری رجال، درباریان و بزرگان قاجاری بود. به علاوه این دوران با بیرون رفتن نیروهای انگلیسی در ایران مصادف شد که سبب شد تا مردم عاملان کودتا را با احترام بنگرند؛ چنان که روزنامه ایران به سردبیری و مدیرمسئولی میرزا علی اکبر خان خراسانی، مسبب بیرون رفت قوای انگلیس را سید ضیا می داند و این حرکت را شاهکار تاریخی او می خواند[۴] که با توجه به آرزو بسیاری از مردم بر مبنای ترک قوای انگلیس از ایران و نگاه بسیاری بدی که در ایران نسبت به انگلستان و افراد آنان وجود داشت. چنانچه منشأ قسمت اعظمی از مشکلات خودشان را از آنان می دانستند، به کار بردن چنین ادبیاتی در این مقاله کاملاً قابل درک است. البته باید توجه کرد که کودتا به عنوان یک حرکت قهرآمیز و سرکوب کننده در جامعه ای با نظام مشروطه انجام پذیرفت که نخبگان و اغلب زمامداران آن سعی داشتند که به آرمان های مشروطیت که پی ریزی یک سیستم سیاسی دموکراتیک است برسند؛ ولی کودتا نقطه عطفی شد تا حاکمیت سلطانیزم در ایران احیا شود. این رویداد به معنای حرکت ارتجاعی به گذشته پیش از مشروطه واحیای سنت های یک سلطنت استبدادی بود؛ بنابراین کودتا به عنوان یک حرکت مرتجع سبب شد تا قسمت اعظمی از آزادی خواهان و مشروطه طلبان از آن ناراضی شوند.[۵] بعد از رئیس الوزرایی سید ضیا الدین طباطبایی پچ پچ ها در مورد مسبب اصلی کودتا بالا گرفت ودرست یک سال بعد درپی جنجال روزنامه ها درباره مسبب کودتا اعلامیه ای که رضاخان در تاریخ اسفند سال چاپ کرده سبب شد تا خود را عامل اصلی کودتا معرفی کرد.[۶] اعلامیه ای که رضاخان در پی جنجال های روزنامه ها درباره مسبب کودتا در تاریخ اسفند سال چاپ کرده، سبب شد تا روایتی که از کودتا سوم در بیانیه ای که وی درست چند روز بعد از کودتا چاپ کرد مستحکم شود. قسمتی از این اعلامیه در ذیل می آوریم:
«در بعضی از جراید مرکزی، پس از یک سال تمام که از کودتا گذشته، تازه دیده می شود که مسبب حقیقی کودتا را موضوع مباحث خود قرار داده و در اطراف آن قلم فرسایی می کنند…
این فکری نبود که از اثر گردش در باغ و گلستان و اتاق های گرم انشاء شده باشد. کسی که در این مورد یارای اقدام و عمل بود که بدبختی و بیچارگی نفرات زحمت کش قشون را در جلوی چشم به طور عبرت دیده و تمام آن بیچارگی ها را با نعشی ات لاابالیانِ و هیولای عجیب و غریب کرسی نشانان تهران موازنه کرده باشد. این فکری نبود که فقط در سوم حوت سال گذشته در دماغ من تأثیر کرده باشد این عقیده نبود که در تحت تأثیر افکار دیگران به من تحمیل شده باشد. بدبختی نوع ایرانی مخصوص نفرات قشونی را من از چندین سال قبل احساس کرده بودم و اشخاصی که لیاقت شنیدن آن را از من داشتند همه می دانستند که تحمل شقاوت کاری خارجیان و مملکت فروشی پست فطرتان داخلی بر من امر بس صعب و دشوار بود و در تمام میدان های جنگ، دفاع مرا در مقابل شداید می دیدند.
من نمی توانستم تحمل نمایم که نفوس بیچاره ایرانی و هم وطنان بدبخت من به معرض بیع و فروش اجانب درآمده و پست فطرتان تهران هم اسناد این مبایعه را امضا می نمایند… مسبب حقیقی کودتا همین عواملی هستند که هزار یک آن را در ضمن این ابلاغیه ملاحظه می کنید و تحت تأثیر همین عوامل بوده که من به لطف خداوندی پناه برده و باعقیده راسخ و عزم جازم درصدد برآمدم که بدان دوران سیاه خاتمه داده آبروی ازدست رفته نظام را عودت و باشهامت همان حیات مملکتی را تجدید نمایم».[۷]
در ظاهر این ابلاغیه را با لحنی دلسوزانه و وطن پرستانه که سرشار از توجه به مردم است می یابیم؛ اما اگر در بطن آن به خوبی تأمل کنیم، این اعلامیه یک اعلان جنگ به تمام روزنامه ها و افرادی است که نه تنها خواهان جستجوی عامل کودتا بودند، بلکه در پی حقیقت کودتا بودند و می خواستند روایتی به غیراز روایت رضاخان در اعلامیه اول خود که درست چند روز پس از کودتا منتشر کرده بود را عنوان کنند. همچنین با این بیانیه رضاخان به تدریج سعی کرد تا اثر وجودی عامل سیاسی کودتا را حذف کند با انتشار این اعلامیه بسیاری از روزنامه ها روایت معین شده رضاخان را در پیش گرفتند. شاید اولین روزنامه ای که مطابق چهارچوب های حکومت پهلوی به کودتای سوم اسفند پرداخت، روزنامه کوشش به صاحب امتیازی و مدیریت شکرالله صفوی باشد. این روزنامه در سال ش واقعه سوم اسفند را «کودتای مقدس»[۸] خواند که به وسیله «یک قائد جوان و دلیر و تحت اداره یک فکر قادر و صالح تاخته است».[۹]
بنابراین، روایت کودتا سوم اسفند در قالب روایت رضاخان ریخته شد، اما در این بازه زمانی رضاخان را فقط عامل کودتا نمی دانست بلکه او را همراه و هم سنگی برای سید ضیا می دید که باهم این کودتا را انجام داده اند. حتی برخی از روزنامه ها سید ضیا را باعث وبانی کودتا می دانستند و کارهایی که وی در دوران نودروزه نخست وزیری خود انجام داده بود که حالا ادامه دهنده خلفش رضاخان پی گرفته است. این روزنامه به مناسبت سالگرد کودتا در سال ش مقاله ای را با عنوان «سوم حوت – نوروز سیاسی» چاپ کرده که در آن می نویسد:
«یک فکر مقتدر و یکدست توانا در سوم حوت ش مثل همچو روزی داروی حیاتی ترتیب داده و حلاوت حکومت ملی را به ذائقه مردم آشنا فرمودند. در آن روزهای اول سعادت که اهریمنان دجال خوی وطن فروش یکی بعد از دیگری به حساب دعوت می شدند، سوم حوت را روز عید ملی و هنگام تجدید حیات ایران می شمارند… آن روز فکر توانای نابغه عصر سید ضیاءالدین طباطبایی به استقبال رشیدترین بازوی قدرت ایران، رئیس الوزرای فعلی به طرف قزوین شتافته و پهلوان سیاست و قهرمان قدرت را در آغوش گرفت. یک اختران، سعدیس و یک پیش آمد نیکوئی برای سعادت و عظمت ایران پیش آمد که فرشته اصلاح، اهریمن ضعف و انحطاط را از کشور زرتشت رانده و دوره مجد و عظمت ایران گردید. هرچند دشمنان سعادت ایران از نوروز مجال ندادند که آن حکومت و آن کاردان مقتدر زمام امور را در دست داشته باشد اما بذر افکار صالحه و مصلحانه آن باغبان سعادت و فلاح چنان در مزرعه دل های اصلاح طلب وطن گزیده بود که منویات خاطر ایشان و اقداماتی که شروع شده بود تنفیذ و اجراشده و همان دست توانائی که در کابینه روشنایی، مجری افکار عالیه آن فیلسوف عالی مقام بود خود در تعقیب امور ناتمامی اصرار ورزید تا آن دست قدرت الهی به اقتضای اصلاح و فلاح ملک و مملکت ایران زمام امور کشور و لشکر را به دست قدرت او سپرد. کودتای سوم حوت، روز مبارک و مقدس است که نسل آتی آن روز را (نوروز سیاسی ) و روز احیای ایران خواهند شناخت».[۱۰]
در حقیقت این اولین متنی بود که در روزنامه در ستایش روز سوم اسفند با معیارهای حکومت پهلوی از این روایت ازجمله شامل هیچ شمردن نقش انگلستان در این قضیه عنوان کردن رضا به عنوان قهرمان را با دقت انجام داده است که شاید بعدها نیز مبنایی برای کار روزنامه نگاران دیگر قرارگرفته باشد. همچنین در سال نیز روزنامه کوشش درخواست نامه هایی از بزرگان ساکن در تهران و شهرستان ها چاپ کرد و درخواست کرد تا برای سالگرد این روز بزرگ جشن هایی برگزار شود.
– روایت رسمی کودتای سوم اسفند در روزنامه های دوره رضا شاه:
با بر تخت نشستن رضا شاه به دلیل آنکه کودتای سوم اسفند نقطه عطفی در تاریخ سلسله پهلوی محسوب می شد، هر ساله در سالگرد این کودتا جشن هایی برای بزرگداشت این رویداد برگزار می شد که روزنامه ها به نوبه خود در این سالگشت ها مقالاتی در ستایش و رثای این واقعه در چهارچوب روایت حکومت پهلوی به چاپ می رساندند؛ که یکی از آنان روزنامه ها کوشش است.
— کوشش:
روزنامه کوشش به صاحب امتیازی شکرالله صفوی[۱۱] و سردبیری محمد نجفی از سال ش تا شمسی با موضوع سیاسی، اجتماعی، خبری، دینی در تهران به چاپ می رسید.[۱۲] بعد از به قدرت رسیدن رضاشاه روزنامه کوشش هرساله به مناسبت سالگرد سوم اسفند مقاله ای ستایش آمیز در رسای این روز چاپ می کرد. چنان که در سال متنی با انشایی پرطمطراق تر به اغراق و بزرگنمایی به اهمیت این واقعه می پردازد که در آن پر از تشابه به قهرمانان تاریخ ایران باستان است، در سرمقاله ای با عنوان روز تاریخی چنین می نگارد:
«سوم حوت … به پیکر افسرده و پژمرده مملکت تکان شدیدی داد و حالت رکود و انجمادی که در کانون اساس اجتماعی ما پیداشده است را برطرف نمود. سوم حوت افق ایران را از ابرهای تیره و امواج مشوش سیاسی صاف نمود و مملکت از انقراض و مرگ ابدی نجات داد».
— ایران:
روزنامه دولتی دیگری به نام ایران که مضمون آن سیاسی، اجتماعی، خبری بود که از سال ش در تهران چاپ می شد و از سال ش تا سال ش صاحب امتیازی آن بر عهده زین العابدین رهنما گزارده شد و پس از او تا شهریور امتیاز آن بر دوش مجید موقر بود و بعدازآن حمید رهنما اداره این روزنامه را بر عهده گرفت و در سال ش آن را برای همیشه تعطیل کرد.[۱۳] قبل از به تخت نشستن رضاشاه در ثنا آن روز متنی را در روزنامه چاپ نمی کرد، ولی زمانی که در سال ش رضاخان بر تخت پادشاهی نشست و در اولین سال سلطنت که برای سالگرد سوم اسفند جشن گرفته بودند من باب این روز بزرگ سرمقاله با عنوان شب سوم حوت توسط زین العابدین رهنما چاپ شد و آن واقعه را آن را یک «حادثه عظیم»[۱۴] شمرده و آن را مثابه «ستون متین و محکمی» که بر روی آن اصلاحات صورت می پذیرد دانسته است؛ اما در ادامه دیگر نامی از سید ضیا به میان نمی آورد و فقط نام رضاشاه است که به عنوان قهرمان داستان خودنمایی می کند، او می نویسد:
«در این شب بود که اعلی حضرت پهلوی نابغه به تهران خواب آلوده، تهران ضعیف و بی روح و فاقد شهامت و حساسیت واردشده یک کودتای آرام و پرمعنی ایجاد نمود و زمام امور مختل و پریشان را در دست شجاعت گرفته بلافاصله افراد خاموش جنبش کرده وضعیات درهم وبرهم ادارات خاصه قشون را به کلی تغییر صورت و ماهیت داده، رفورم مشروح شکل گرفت»[۱۵] و در ادامه برای تملق هر جه بیش تر رضاشاه و بزرگنمایی و اغراق در مورد اصلاحاتی که در مدت کوتاه سردار سپهی و نخست وزیری انجام داده بود می افزاید که:
«از آن روزی که به تهران ورود نمودید و با یک عزم متین و اراده قطعی تصمیم به اصلاح وطن خود فرمودید کوهی از مشکلات داخلی و خارجی در مقابل آن اعلی حضرت طلوع نمود و همه را برطرف کردید. چرا؟ برای این که نیت آن اعلی حضرت پاک و صمیمانه بود. واقعاً میل و آرزو داشتید که ایران از آن وضع فلاکت بار به یک اوضاع درخشنده تبدیل شود».[۱۶] این روزنامه نیز همچون روزنامه های دیگر هرساله در سالروز این واقعه مقاله ای را چاپ می کرد چنان که در تاریخ اسفند ش در صفحه اول روزنامه ایران مقاله ای در ستایش کودتای سوم اسفند ش با یک عکس از رضاشاه چاپ شده است. در این مقاله پس از پرداختن به مشکلاتی که در زمان جنگ جهانی و بعدازآن وجود داشت می پردازد و سپس سعی می کند یک چهره اصلاح گر به تمام معنا برای رضاشاه ترسیم نماید که «ایران را به این دوره جدید سوق داد».[۱۷] او به اصلاحات این چند سال اخیر ازجمله «خطوط شوسه و حمل ونقل با وسایل سریع السیر، ایجاد راه آهن، تشکیل عدلیه، اعزام اردوهای محصلین به اروپا»[۱۸] اشاره می کند بی آنکه نامی از مسببین آن ازجمله علی اکبر داور پایه گزار دادگستری نوین ایران برده باشد. معمولاً یکی از ویژگی های تاریخ نگاری دوران پهلوی چه در روزنامه چه در کتب رسمی دوره پهلوی آن است که بسیار فردگراست و اصلاً از متصدیان امور و دست اندرکاران وقایع نامی نمی برد و تنها متکی به پادشاه هستند.
— ایران باستان:
در روزنامه ایران باستان به صاحب امتیازی عبدالرحمان سیف آزاد که مرام آن طبق نوشته خود روزنامه شناساندن ایران امروز به خارجه و ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند. خصوصاً پارسیان مقیم هندوستان که از سال ش تا سال شمسی انتشار یافت، در تاریخ اسفند ش مقاله ای با عنوان «چه مبارک سحری بود چه فرخنده شبی» برای قابل درک شدن اثربخشی کودتای سوم اسفند و آثار مثبت آن با لحن تشبیه و تمثیل این گونه بیان می دارد که:
«ارزش صحبت و سلامت را بیش از هر کس آن مریضی می داند که یک عمر در بستر ناتوانی خفته است و قدر و قیمت نعمت و مکنت را فقیری درک می کند که روزگار او همه به درماندگی و فلاکت گذشته و روشنی ماه، هنگامی جلوه خواهد کرد که عالمی را سیاهی و تاریکی فراگرفته باشد»[۱۹] و سپس در ادامه می گوید که «در شب سوم حوت (سوم اسفند) کشور ایران بسان کشتی می نمود که در دریای نیستی دچار بی رحمی امواج مرگ گشته خیزآب اجانب از هر جانب قهرمان او را به قعر نابودی خروجی برد که ناگهان دست قدرت خداوندی از آستین جلال پهلوی بیرون آمده، ملحی از اعماق طوفان مرگ برون آورده و به ساحل نجات رسانید».[۲۰] در واقع نویسنده سعی می کند تا کودتا سوم اسفند یک لحظه خاص در زندگی ایرانیان و یک تقدیر از پیش نوشته شده و خواست خداوند جلوه دهد که توانسته ایران را نجات دهد.
— نسیم شمال:
از دیگر روزنامه ها، روزنامه فکاهی و ادبی نسیم شمال به صاحب امتیازی اشرف الدین الحسینی معروف به نسیم شمال است که در ابتدا در رشت و از سال شمسی در تهران منتشر شد و تا سال ش بی وقفه چاپ شد و بعد از مرگ اشرف الدین الحسینی با مدتی وقفه به صاحب امتیازی حریرچیان ساعی با همان سبک و سیاق منتشر شد. در سال ش و به مناسبت سیزدهمین سالگرد کودتا سوم اسفند ش قطعه شعری از وحید دستگردی در صفحه اول خود چاپ کرد. همچنین عکس پادشاه وقت خود یعنی رضاشاه را نیز به آن ضمیمه کرده است:
شهنشاه دانادل پهلوی
کزو تازه شد فرکی خسروی
جهان دار جمشید هوشنگ هوش
که از چشم بد ایزدش داشت گوش
بدانش چو انوشیروان دادگر
بداد و دهش کشور آباد کرد
همان دید ایران از این شهریار
که باغ و چمن بینداز نوبهار
سرای نگهبان خاک و آب
همی تا فروزنده است آفتاب
فروزان بدو افسر و چاه آب
به گیتی نگهبان شهنشاه باد[۲۱]
که در لابه لای کلمات این شعر تملق به رضاشاه و اصلاح تمام امور به دست او به چشم می خورد. این روزنامه در ابتدا، جزو روزنامه های انتقادی بوده است ولی خفقان پس از به تخت نشستن رضاشاه وضعیت را دگرگون کرد در حدی که حتی از صورت انتقادی به صورت تأییدی برای پهلوی اول درآمد.
— روزنامه شفق سرخ:
روزنامه دیگر، روزنامه شفق سرخ[۲۲] است؛ که از سال ش تا ش به صاحب امتیازی علی دشتی (مداح و حامی ابتدایی رضاشاه در آن زمان) و سردبیری میرزا یدالله خان مایل تویسرکانی انتشار یافت و هرساله به مناسبت سالگرد سوم حوت در طی مقاله ای این روز را ستایش می کرد. در سال ش نوشته ای را انتشار داد و کودتا سوم حوت را «مبدأ حیات نوین و سردفتر تاریخ»[۲۳] شمرد و در ادامه می نویسد که «سوم اسفند خفتگان وادی غفلت و فراموش شدگان قبرستان ذلت را چون نفخه رستاخیز از جایگاه خود برانگیخت و به طرف زندگی شرافتمندانه و بهشت جاویدان امن و سلامت عزت و افتخار علم و صنعت و تجارت و زراعت سوق داد».[۲۴] و با این لحن کودتا سوم اسفند را یک نقطه عطف و یک واقعه تغییردهنده می داند.
— روزنامه اطلاعات:
روزنامه اطلاعات[۲۵] به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی عباس مسعودی در تهران تأسیس شد و شماره اول آن در روز تیر ش منتشر شد.[۲۶] این روزنامه که یکی از روزنامه های کثیرالانتشار و متنوع ایران بود. روش ملایم و سبک متین اطلاعات سبب گردیده که از بدو تا سیس، فقط یک بار آن هم در ماجرای آذر سال ش به مدت چهل وسه روز توقف و باز مجدداً تا سال ش منتشر شد. در روزنامه اطلاعات تا سال ش هیچ مطلبی در موردستایش کودتا دیده نمی شود. فقط در خصوص جشن های کودتا سوم اسفند تبلیغاتی دارد. در سال ش با استناد به سخن یک علامه فرانسوی که می گوید «مصلحین بزرگ و نوابغ، قائدیم عظیم آلشان و پیشوایان حقیقی، مسیر تاریخ را تغییر می دهند، جریان آن را تابع اراده و افکار بزرگ خود می کنند و اساساً تاریخ را از نو ایجاد می کنند». ستایش روز سوم اسفند ش و رضاشاه را به جا میاورد و در ادامه می نویسد: «آری پانزده سال بیش تر نیست که از این جنبش و حرکت می گذرد اما چقدر دور و فاصله آن به اندازه زیاد به نظر می رسد، آیا می دانید برای چه این قدر دور به نظر می رسد؟ دور به نظر رسیدن شب سوم اسفند ش به سرعت پیشرفت و ترقیاتی است که در ظرف این مدت حاصل گردیده است. امروز وقتی فکر می کنیم و اوضاع قبل از اسفند ش را در نظر مجسم می نماییم، دهشت و حیرت فوق العاده بر ما مستولی می گردد. آن وضع ملوک الطوایفی، آن عدم امنیت، آن فقر و تنگدستی، آن نفوذ عجیب و وحشتناک خارجی و از همه بدتر آن سطح نازل اخلاقی و سفالت حیات اجتماعی که ما را با قدم های سریع رو به پرتگاه نیستی سوق می نمود و استقلال و حق حاکمیت ما مانند موئی که از ماست کشیده شود، به سرعت از کف بیرون می رفت، تصور این اوضاع ما را به شدت مرتعش و لرزان می سازد».[۲۷]
البته با اندکی تأمل می توان درک کرد که نویسنده در اینجا اشتباه نمی گوید و با یک مرور اجمالی به وقایع ساله بعد از مشروطیت و قبل از کودتا می توان دریافت که جداً اوضاع کشور بد بوده و کودتا سوم اسفند که با برنامه انگلستان و در راستای سیاست های او در خاورمیانه انجام شده در گره گشایی این مشکلات مؤثر بوده است؛ اما باید ملاحظه کرد نویسنده روزنامه اطلاعات از ذکر جنبه های منفی کودتا خودداری کرده است. شاید بتوان مهم ترین جنبه آن را برقراری سیستم سلطانیزم نظامی خشن دانست که بر روح و ارکان مشروطه مستولی شده است و استبداد مدرن جایگزین سنتی با اجزا و عواملش شده است یعنی این که اگر حرکتی از باب امنیت و توسعه ملاحظه شده است ناشی از دیکتاتوری، نظامی گری، چکمه پوشی و اقتدار یک سویه بوده است.
در سال ش یعنی درست یک سال بعد از این که رضاشاه سفر ترکیه خود را انجام داد. روزنامه های ترکیه نیز دست به کار شدند و در وصف این روزنامه جمهوریت ترکیه به مناسبت جشن سوم اسفند مقاله مشروحی انتشار داده و اظهار نموده که سوم اسفند ش فقط کودتایی در آن نشده، بلکه انقلابی شروع گردیده است. ازاین جهت روز سوم اسفند به منزله روز تاریخی ملت ایران به شمار می رود. سپس روزنامه این گونه، این پیام را تحلیل می کند: «ابراز این گونه احساسات حقاً به ایمان ما بیش ازپیش می افزاید که ملت ترکیه دوست حقیقی ماست و درواقع می خواهیم بگوییم ظواهر و آثار دوستی بین ملتین ایران و ترکیه از حدود مجامله و تشریفات رسمی بیشتر شده و به معنویت صادقانه رسیده است که نمونه بارز و آشکار آن ابراز همین گونه احساسات است».[۲۸]
در سال ش یعنی دقیقاً زمانی که دنیا در جنگ جهانی دوم می سوخت و ایران مات و مبهوت نمی دانست به کدامین طرف گرایش پیدا کند بازهم روزنامه اطلاعات مقاله ای با عنوان «دیروز و امروز» چاپ کرد و در رسا و ثنای پادشاه خود تملق ها گفت و او را قهرمان و موجد تمام پیشرفت های مملکت دانست. شرح مقاله به این ترتیب است:
«همان طور که تفاوت فاحشی از هر نظر که بین اوضاع امروز کشور با اوضاع دیروز آن مشاهده می شود. روحیات مردم امروز هم با روحیات مردم دیروز تفاوت فاحشی دارد و همین مسئله است که ثابت می کند اصلاحاتی که در این عصر فرخنده صورت گرفته همه حکیمانه و عمیق و معنوی بوده است. من هر وقت فرزندان خود را می بینیم که همه دارای روحی جوان و عزمی ثابت و فکری عالی می باشند و همان طور که پیکر آن ها ورزیده و نیرومند است روح آن ها نیز شاد و امیدوار می باشد از یکسو شادمان و خرم می شوم و از سوی دیگر غمگین و محزون، شادمان می شوم ازاین رو که می بینم امروز از برکت وجود شاهنشاه بزرگوار بنیان نیکبختی و سعادت فرزندان از تمام مواهب و نعمات آموزش وپرورش نیک، به قدر کافی برخوردار است و محزون می شوم. ازاین رو که به یاد روزگار جوانی خود می افتم که هزار یک از این وسایل برای ما مهیا نبود و ما را از کودکی بدبخت و زبون و سرافکنده بار می آوردند».[۲۹]
– روایت حکومتی کودتای سوم اسفند در روزنامه های دولتی پهلوی دوم:
بعد از اشغال ایران در شهریور ، زمانی که رضاشاه مجبور به استعفا شد فضای بازی به وجود آمد که سبب شد گروه منتقد به حکومت و همچنین مخالفین بتوانند به ایجاد احزاب، چاپ روزنامه و ترویج عقاید خود حتی به صورت مخالفت با سلطنت بپردازند. ازجمله این ها مخالفت با حکومت استبدادی رضاشاه، کودتای او، بردن نام سید ضیا و انگلستان به عنوان عامل اصلی کودتا بود که در روزنامه ها انتشار پیدا کرد ازجمله این روزنامه ها، روزنامه ندای حقیقت بود.
— ندای حقیقت:
این روزنامه، عضو جبهه آزادی بود در روز اسفند ش با عنوان «نتایج شوم کودتای سید ضیاء لزوم قلع وقمع ایادی بانیان حادثه دهشتناک» می نویسد:
«درست سال قبل یعنی در شب سوم اسفند سال ش سید ضیاء و رضاخان تحت سرپرستی نمایندگان سیاسی و سپاهی انگلستان براثر یک شبیخون، حکومت ایران را به دست گرفتند»[۳۰] و بدین ترتیب برای اولین مرتبه بعد از دوران کودتا از انگلستان به عنوان عامل اصلی کودتای سوم اسفند و برنامه ریز آن نام برده می شود. در ادامه می نویسد که «کودتای سوم حوت اساس مشروطیت و قانون اساسی که با خون عزیزترین فرزندان این آب وخاک به دست آمده بود را با فجیع ترین طرز لگدمال نمود و میلیون نفوس این کشور را به زور سرنیزه و ترور به صورت مشتی برده و اسیر درآورد. حکومتی که از کودتا ایجاد شد آرمان یک عده استفاده چی و جنایتکار را برآورد ولی بزرگ ترین آرمان های ملی یعنی آزادی و استقلال حقیقی را لگدکوب نمود». این مطالب به صورت عریان و علنی راجع به کودتا ابراز می شد که عناصر و عوامل اصلی کودتا نظیر سید ضیا الدین طباطبایی که معروف به عامل سیاسی کودتاست درصحنه سیاسی ایران حاضرشده بود و در حال اختلال و به هم زدن شرایط نیمه آزادی و نیمه دموکراسی بود که با رفتن رضاشاه پدید آمد یعنی احیای دوباره سلطنت که صورت مذاکرات
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.