خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی شامل ۹۷ اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی :
مقدمه
مفهوم «توسعه» از جمله مفاهیمی است که در دوران معاصر و به ویژه در دهه های پس از جنگ جهانی دوم در میان کشورهای مختلف رواج بسیاری یافته است. این مفهوم از بدو پیدایش و گسترش در میان کشورهای مختلف همواره از بحث برانگیزترین مباحث بوده و در فرآیند شکل گیری و ترویج خود، فراز و نشیب های فراوان داشته است و بارها شکل و قالب آن به فراخور تغییر کرده و تعاریف متعدد و مختلفی داشته است. برخی، توسعه را نظریه کشورهای دیرآمده خوانده اند؛ یعنی توسعه، نظریه کشورهایی است که از کاروان تجدد عقب هستند. بدین ترتیب توسعه، رسیدن به ویژگی های دنیای جدید است.
این مفهوم نخستین بار در سده نوزدهم در حوزه اقتصاد و متأثر از کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت به کار رفت. کوشش نظریه «توسعه اقتصادی» بر این بود که علل و راهکارهای رشد اقتصادی مداوم را دریابد. در واقع، تلاش برای توصیف، چرایی و چگونگی تحولات کشورهای اروپایی در جریان انقلاب صنعتی، محور نظریه های توسعه پیش از جنگ جهانی دوم بود؛ اما پس از جنگ جهانی دوم، تلاش ها و مباحث درباره توسعه، گستردگی و عمق بیشتری یافت و نظریه های متعددی در این حوزه ارائه شد.
نخستین نظریه و اندیشه جدی «برابر گرفتن توسعه و رشد اقتصادی» بود که شاخص تولید ناخالص و سرانه ملی ارزیابی می شد. در این دیدگاه تراکم سرمایه، به مثابه مهم ترین وسیله رشد اقتصادی در کنار دیگر عوامل، مانند نیروی انسانی و منابع طبیعی قرار می گیرد (دادلی سیرز، ۱۳۶۸: ۶۲). ایده تأسیس نهادهای برنامه و بودجه از دل همین نگرش به وجود آمد. البته در مقابل، نظریه مارکسیستی توسعه نیز در همین زمان، الگویی مطرح و جهان شمول به شمار می رفت؛ اما هنگامی که نظریه ی نوسازی و برابرگرفتن توسعه و رشد، از حل مشکلات کشورهای جهان سوم ناکام ماند، نظریه «وابستگی» والرشتاین و «مکتب اکلا» این بار از سوی صاحب نظران مطرح شد. در همین زمان کسان دیگری نیز کوشیدند بر برخی عوامل دیگر انگشت تأکید بگذارند. کسانی مانند مولر هریسون و جان وینزی که هر یک بر وجهی از عناصر اجتماعی و فرهنگی تأکید کردند و یا تام باتامور که به تأثیر نخبگان در رشد و توسعه معتقد بود (نگ: ازکیا، ۱۳۷۷).
پس از طی مراحلی از بحث و اجرا «توسعه» کم کم از یک مفهوم کلی خارج شد و به بخش های خاص تر با تعاریف و مفاهیم روشن تر تبدیل گشت. گستردگی این مفهوم و امور و سرعت زیاد فعالیت ها و از سویی دیگر به هم پیوستگی بسیاری از جوانب، باعث شد مفاهیمی چون توسعه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نیز توسعه اجتماعی شکل گیرد. ویژگی خاص همه این انواع، آن است که همگی در یک بسته و مجموعه در هم تنیده شکل می گیرند و مکمل یکدیگرند. امروزه توجه به ابعاد اجتماعی توسعه با عنوان «توسعه اجتماعی» و توجه به کنش گران متعدد دولتی و غیردولتی آن، مانند سازمان های مردم نهاد، جامعه مدنی، ساختارها و سنت های اجتماعی، بخش اقتصاد خصوصی و حتی افراد و خانوارها از موضوعات مهم بیشتر کشورهای در حال توسعه به شمار می رود.
با وجود گونه گونی مفهوم توسعه و جزئیات آن، امروزه درک مشترکی در میان صاحب نظران و حتی مردم عادی بر سر مطلوبیت توسعه یافتگی وجود دارد؛ اگرچه نوع مطلوبیت، جنبه ها و چگونگی رسیدن به آن نزد سیاست گذاران، و اندیشمندان حوزه های گوناگون علمی در دوره های زمانی متفاوت بوده است. در بحث مطلوبیت، اقتصاددانان بر بهبود، رفاه و افزایش سطح مادی و معیشتی افراد تأکید کرده اند. همچنین جامعه شناسان بر گسترش شبکه ها و روابط اجتماعی؛ فرهنگ شناسان بر عمق بخشی به معناها و زندگی و دسترسی بیشتر به کالاها و خدمات فرهنگی تأکید دارند و سیاست مدارن بر توزیع عادلانه تر قدرت و افزایش مشارکت سیاسی شهروندان، روان شناسان بر رشد اجتماعی، روانی و جسمانی و جغرافی دانان بر سازگاری با فضا و بهره برداری از آن و تسلط بر محیط تأکید کرده اند (اسماعیلی، ۱۳۸۵: ۳۶).
از حوزه هایی که با ارتقای توسعه فرهنگی دچار تحول شگرف می شود، حوزه سبک زندگی است. مطالعات سبک زندگی در علوم اجتماعی اگرچه دارای پیشینه تاحدودی قدیمی است، اما جلب توجه ها مختلف به آن، به سال های اخیر باز می گردد و از قضا مفهوم توسعه نیز، نقش بسیار مهمی در بسط و گسترش این رشته از پژوهش ها ایفا کرده است. سبک زندگی متناسب با توسعه دارای مختصاتی است که آن را از دیگر سبک های زندگی متمایز می کند. در این باره می توان به تغییر برنامه غذایی، کیفیت تغذیه، پوشش و لباس، تفریح و اوقات فراغت و غیره اشاره کرد.
برقراری رابطه موجود میان سبک های زندگی و توسعه فرهنگی در ایران، رسالت مقاله پیش روست. از این رو، در این مقاله کوشش شده تا نخست رابطه میان سبک های زندگی و توسعه فرهنگی تبیین شود و سپس تعریف مشخصی از سبک زندگی متناسب با توسعه فرهنگی ارائه گردد. در انتها نیز راهبردهایی برای ارتقای سبک زندگی با تکیه بر توسعه فرهنگی عنوان خواهد شد.
مروری بر مفهوم سبک زندگی
سبک های زندگی بخش جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی روزمره در جهان مدرن هستند و نقش اساسی در تعاملات اجتماعی دارند. سبک زندگی بر خلاف فرهنگ به معنی شیوه کلی زندگی یک گروه یا قوم و ملت نیست، بلکه عبارت است از مجموعه کردارها و نگرش هایی که در زمینه اجتماعی خاص معنا دارند (چینی، ۲۰۰۲: ۴).
فرهنگ کمبریج سبک زندگی را شیوه و روش انجام چیزی در نظر گرفته که برای فرد یا گروهی از مردم در مکان یا دوره ای خاص سرمشق تلقی شود. در لغت نامه وبستر نیز سبک زندگی، اجرا یا انجام اموری تعریف شده که تمایزدهنده فرد یا گروه یا سطح خاص است (مهدوی کنی، ۱۳۸۶: ۲۰۲).
سبک های زندگی همان الگوهای کنش هستند که افراد بر اساس آنها از هم متمایز می شوند؛ الگوهایی که به جریان عادی زندگی روزمره تبدیل شده اند و در نحوه پوشش، غذاخوردن، شیوه های صحبت کردن و محیط دلخواه برای ملاقات دیگران، جلوه می کنند. این رفتارها بازتاب هویت های شخصی، گروهی و اجتماعی اند (فاضلی، ۱۳۸۲: ۶۱). در واقع فعالیت های روزانه، مؤلفه های سبک زندگی به شمار می روند که ریشه در جهت گیری های ارزشی افراد دارند.
اگرچه پیش از این کسانی، مانند جورج زیمل و بلن به اهمیت سبک زندگی و شاخص های آن پرداخته اند، اما با ظهور شرایط پس از جنگ جهانی دوم بود که این مفهوم و مفاهیمی مانند: مصرف فرهنگی، صنعت فرهنگ، سرمایه فرهنگی و اوقات فراغت در کانون مباحث جامعه شناسی نشست.
برای معرفی سبک زندگی می توان به «درخت سبک زندگی» اشاره کرد. آدلر و پیروانش زندگی هر فرد را از شکل گیری تا پیامدها و آثارش به یک درخت تشبیه کرده اند. ریشه های این درخت همان ریشه های سبک زندگی است که شکل گیری آن را بیان می کند. ساقه های این درخت درباره اعتقادات و نگرش های کلی افراد (شامل اعتقادات، عواطف و حتی آمادگی و. ..) است. شاخه ها و سرشاخه های این درخت، وظایف زندگی هستند. در حقیقت سبک زندگی واقعی همان شاخه ها و سرشاخه ها است. سبک زندگی در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی مطرح می شود (کاویانی، ۱۳۸۸: ۲).
تعمیق پیامدهای تجدد، مانند: صنعتی شدن، شهرنشینی و آپارتمان نشینی، فردگرایی مفرط، تبدیل شدن مصرف گرایی به عامل بنیادین بقای جامعه سرمایه داری و توسعه ابزارهایی که خصوصی ترین رفتار انسان ها را تحت تأثیر خود قرار می دهد، نظریه اجتماعی را به سمت توجه فزاینده به نقش سبک زندگی و اهمیت آن در برساختن هویت های فردی و اجتماعی، بروندادهای زندگی روزمره و تعاملات اجتماعی و نقش آن در تحولات کلان جامعه سوق داده است. جهان به جای ورود به دنیای پست مدرن، به سوی دوره ای گام بر می دارد که در آن پیامدهای مدرنیته، ریشه ای تر و جهانی تر از پیش شده اند (گیدنز، ۱۳۸۲: ۳۰).
در ادبیات اجتماعی دو نگرش متفاوت در نیمه نخست و پایانی سده بیستم به سبک زندگی پرداخته اند: در مفهوم نخست که به دهه ۱۹۲۰ برمی گردد، سبک زندگی معرف ثروت و موقعیت اجتماعی افراد و بیشتر شاخصی برای تعیین طبقه اجتماعی است، اما در مفهوم دوم، سبک زندگی صورت بندی نویی است که فقط در متن تغییرات فرهنگی مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف گرا معنا می یابد (اباذری و چاوشیان، ۱۳۸۱: ۲۲).
دسته اول، مجموعه تعاریفی هستند که سبک زندگی را از جنس رفتار می دانند و ارزش ها و نگرش ها و جهت گیری ذهنی افراد را از دایره این مفهوم بیرون می گذارند؛ جهت گیری دوم، ارزش ها و نگرش ها را نیز بخشی از سبک زندگی می داند (فاضلی، ۱۳۸۲: ۶۷).
گیدنز در شمار مهم ترین جامعه شناسانی است که به سبک زندگی پرداخته است و آن را مجموعه ای اغلب هماهنگ از همه ی رفتارها و فعالیت های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره می داند که مستلزم گروهی از عادت ها، جهت گیری ها و بنابراین واجد نوعی وحدت و انسجام است (گیدنز، ۱۳۸۲: ۱۲۱).
سوبل پافشاری می کند که «الگوی مصرف» مشاهده پذیرترین و بهترین شاخص سبک زندگی است. شیوه سامان دادن زندگی شخصی، الگوی تفریح و مصرف نیز از دیگر شاخص های سبک زندگی محسوب می شوند؛ بنابراین سبک زندگی با مصرف، ارتباط نزدیک دارد (فاضلی، ۱۳۸۶: ۱۸۰).
سبک زندگی الگوهای روابط اجتماعی، هنجارهای حاکم بر زندگی روزمره، نحوه تعاملات اجتماعی، مصرف، خرید و اوقات فراغت است. در واقع سبک زندگی، مجموعه کنش هایی بر اساس الگوها و نشانه هایی است که از نهادهای مرجع گرفته شده و به جریان عادی زندگی روزمره تبدیل شده اند؛ کنش هایی که بازنماگر هویت های فردی، اجتماعی و گروهی اند؛ از این رو می توان گفت مطالعه سبک زندگی عبارت است از: تلاش برای شناخت مجموعه منظمی از رفتارها یا الگوهای کنش که افراد آن را انتخاب کرده و کنش هایشان در زندگی روزمره به واسطه آنها هدایت می شود (فاضلی، ۱۳۸۲: ۲۱).
تأملی در مفهوم توسعه فرهنگی
همان طور که پیش تر گفته شد، خاستگاه مباحث توسعه در مرحله نخست اقتصادی بوده است که در فرآیند آن صاحب نظران توسعه بر رشد اقتصادی، افزایش درآمد ملی، تغییر ساختار تولید و صنعتی شدن تأکید کرده اند. اما بعدها کارگزاران توسعه، توجه خود را به لایه های سیاسی و اجتماعی نیز معطوف کردند. نقش نظام سیاسی در توسعه، ویژگی های دولت توسعه گرا و شیوه های توسعه سیاسی از عمده ترین مباحث ارتباط بین سیاست و توسعه بوده است. در بُعد اجتماعی نیز جنبه های مختلفی همچون اشتغال، درآمد و توزیع عادلانه آن، تنظیم خانواده و جمعیت، آموزش بهداشت و سرانه آن، تأمین اجتماعی و. ..، مطمح نظر قرار گرفت.
امروزه وضعیت توسعه اجتماعی در جهان با توجه به اوضاع و احوال کشورها و دولت ها متفاوت است. از آنجا که در کشورهای در حال توسعه، بیشتر امور مهم اقتصادی و اجتماعی با محوریت دولت ها و حاکمیت – به طور کلی – انجام می گیرد، ناگزیر بازیگر عمده و اصلی توسعه اجتماعی نیز دولت ها بوده اند. هرچند نقش مردم و نهادها و گروه های مردمی و اجتماعی غیردولتی بسیار مهم است، اما دولت ها با ظرفیت ها و پتانسل ها و ابزاری که بر عهده دارند به همه امور در این زمینه جهت می دهند و مسئولیت اصلی را بر عهده دارند؛ در نتیجه محور نظریه های توسعه تا همین اواخر، دولت های نوساز و توسعه گرا بوده است. نگاهی به برنامه های توسعه در ایران که در ۶۰ سال گذشته جاری بوده است مؤید اصلی نقش دولت در کشورهای در حال توسعه در این زمینه است.
در رویکرد دولت محور توسعه، اراده سیاسی مبنا و موتور توسعه به حساب می آید، نه مشارکت سیاسی و اجتماعی. منظور از اراده سیاسی، در اینجا به تعبیر مایکل تودارو تصمیم های قاطعانه، آگاهانه، هدف دار و مستقل، نتیجه گیری ها و انتخاب های مشخص مقام های سیاسی مملکت در زمینه هایی، مانند: از میان بردن نابرابری، فقر و بیکاری از طریق اصلاحات مختلف در ساخت های اجتماعی، اقتصادی و نهادی است.
چنین نگرشی به توسعه پیامدهای چندی را به همراه داشته است: نخست آنکه جامعه هیچ گاه به گونه ای مسئولانه خود را درگیر مسأله و در نتیجه برنامه های توسعه نمی یابد؛ دوم آنکه، برنامه های توسعه بیشتر در مقابل هنجارها و داشته های سنتی جامعه قرار می گیرد و در نتیجه حرکت توسعه گرا در آغاز و یا به زودی دستخوش امیال و کنش های ضدتوسعه خواهد شد. از این رو، بخش عظیمی از نیروی توسعه باید صرف فرونشاندن مقاومت جامعه در مقابل توسعه شود؛ مقاومتی که در شکل افراطی خود می تواند به نیروی بنیادگرایی تبدیل شود که بنیان ها و برنامه های توسعه را به کلی نابود کند. تجربه نوسازی در دوره پهلوی شاهدی بر این مدعا است؛ سوم آنکه، از نیروی قابل توجه جامعه در امر توسعه بهره نمی جوید. اتفاقی که در صورت امکان، پتانسیل قابل توجهی را برای توسعه فراهم می کند.
بر این مبنا و نیز تجارب ناموفق سرمایه گذاری های اقتصادی در فرآیند نوسازی و یافتن علت های آن، ذهن صاحب نظران و مدیران توسعه به مقوله فرهنگ و جامعه معطوف شد. زمینه ها و عوامل فرهنگی مؤثر بر توسعه و تعمیق این بحث موجب شد که توسعه فرهنگی با هدف افزایش دسترسی مردم به کالاها و خدمات فرهنگی، مشارکت در فرهنگ و حفظ هویت فرهنگی در دهه ۱۹۸۰ مورد عنایت قرار گیرد.
در واقع، پرسش تازه این بود که اگر توسعه را به معنای بهبود استانداردهای زندگی و ارتقای مستمر کل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و انسانی تر بدانیم، چه عواملی می تواند این خواسته را در یک واحد ملی پیش ببرند؟ پاسخ گویی به این پرسش، ادبیات گسترده و پردامنه ای را رقم زده است. اگرچه تا پیش از دهه ۷۰ در مطالعات توسعه، بیشتر بر پارامترهای (متغیرهای) اقتصادی و نقش دولت تکیه و تأکید شده است، اما به تدریج توجه بیشتر به سوی عوامل اجتماعی و فرهنگی معطوف شد.
یکی از محققان می گوید: «توسعه فرهنگی شرط اصلی توسعه اقتصادی (و بلکه شاه کلید آن) محسوب می شود. برای آنکه مردم بتوانند دنیای جدید را درک کنند و به آن شکل دهند، قدرت بیان احساس های خود را داشته باشند و با استفاده از زبان روز با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، به آموزش مستمر که شرط اصلی توسعه است نیازمندند. افراد قبل از اینکه بتوانند خود را با تغییرات ضروری در شغل خود وفق دهند، باید بتوانند خود را با تغییر هماهنگ سازند و این توانایی به دست نخواهد آمد مگر از طریق مجموعه ای از فرآیندها، از رهگذر اطلاعات، قبول مسئولیت آموزش شغلی، فراگرفتن شیوه بیان خود که در ترکیب با یکدیگر، توسعه فرهنگی را می سازند (نظرپور، ۱۳۷۸: ۴۵).
فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و توسعه فرهنگی
با وجود نوپدید بودن مفهوم سبک زندگی، اهمیت و ضرورت آن پرسشی که بی درنگ فراروی ما قرار می گیرد این است که مؤلفه های سبک زندگی کدامند؟ موانع سبک زندگی موجود چیست؟ فرهنگ و توسعه فرهنگی مطلوب کدام است؟ در ادامه این مقاله سعی می شود به این پرسش ها پاسخ داده شود.
پی یر بوردیو، از مهم ترین نظریه پردازان سرمایه اجتماعی توجه ویژه ای به مفهوم سبک زندگی داشته است. وی در این راه از مفهوم «تمایز» بهره می گیرد. تمایز، به تفاوت هایی اشاره دارد که بین رفتار و سبک های زندگی افراد جامعه به دلیل موقعیت های متفاوتشان از لحاظ سرمایه و میدان های اجتماعی گوناگون وجود دارد. گروه های اجتماعی از نگاه ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.