خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Net Zero Energy Building: Predicted and Unintended Consequences
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Net Zero Energy Building: Predicted and Unintended Consequences قیمت اصلی 147,000 تومان بود.قیمت فعلی 72,000 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب The Architecture of Persistence: Designing for Future Use
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب The Architecture of Persistence: Designing for Future Use قیمت اصلی 179,000 تومان بود.قیمت فعلی 104,000 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در الی فایل، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
57دقیقه
00ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام

قیمت اصلی 156,825 تومان بود.قیمت فعلی 139,500 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 55 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام شامل ۱۲۰ اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام :

در متن پیش رو بخش هایی درباره مراسم ترحیم آقا مصطفی، و تجدید وصیت نامه امام پس از درگذشت فرزندش فرا روی مخاطبان قرار می گیرد.

دکتر علی شریعتی ۲۹ خرداد ۵۶ در جنوب لندن درگذشت، خبر کوچکی نبود علاقمندان عقاید او در ایران و بیرون از کشور شوکه شدند. در میان تلگرام های تسلیت رد و بدل شده حدود شصت تلگرام هم به آیت الله خمینی فرستاده شد.

آقای خمینی، واکنش شتابانی نشان نداد. پس از دفن جنازه در زینبیه دمشق، ابراهیم یزدی به نجف آمد و از کارهای نکرده روحانیون مبارز ایرانی خارج از کشور و بی پاسخ ماندن تلگرام های فرستاده شده به آقای خمینی گلایه کرد. البته او پاسخی به تسلیت های رسیده از اروپا و آمریکا از آیت الله گرفته بود، اما آن را در شأن شریعتی نمی دانست و ظاهراً آن را منتشر نکرده بود؛ و منتظر دریافت پاسخ گرمتری بود. آن ها «شهادت» شریعتی را به آیت الله «تسلیت» گفته بودند و او در نامه ای به دکتر یزدی از تلگرام تسلیت آنان به مناسبت «نقد» دکتر علی شریعتی، «تشکر» کرده بود.

رایزنی یزدی، اطرافیان مرجع تبعیدی ایران را قانع کرد تسلیت نامه ای برای محمدتقی شریعتی، پدر علی شریعتی، بنویسند و مجلس ختمی برای او برپا کنند. اسماعیل فردوسی پور که از ابتدا تا انتهای این قضیه را همراهی کرد، گفته است که تسلیت نامه را به آقا نشان دادیم. فرمودند که دکتر شریعتی خوب می نوشت و خوب بیان می کرد. متأسفانه اشتباهاتی داشت که ای کاش این اشتباهات را نداشت. یکی… توهین به علما و مراجع بزرگ بود؛. .. مثل مرحوم علامه مجلسی، مقدس اردبیلی. کسی که به این بزرگان اهانت کند آن هم با این عباراتی که من دیدم این قابل گذشت نیست. اشکال دوم این است که تز اسلام منهای روحانیت از آقای دکتر شریعتی است و ما نمی توانیم با این تز و با این فکر موافقت کنیم و ایشان را تأیید کنیم. مطلب سوم نظر ایشان درباره ولایت است که نسبت به امامت و ولایت اشتباه کرده و بهترین اصلاحیه و توجیهی هم که کرده در این کتاب امت و امامتش است و در آنجا هم نتوانسته درست مطلب را تصحیح کند. یک اشکال چهارمی هم گفتند که من یادم رفته. بنابراین شما این متنی که نوشتید، اگر بخواهید پرانتز باز کنید و در داخل پرانتز بنویسید به استثنای این، بقیه مطالب مورد تأیید است، مناسب نیست، و این جوری هم که شما به طور کلی تأیید کردید این دروغ است و از شما دروغ صلاح نیست….. گفتم یک کار دیگری هم به ما پیشنهاد شده و آن این که در یکی از مساجد مجلسی به عنوان فاتحه دکتر شریعتی بگذاریم؛ قاری هم دعوت کنیم قرآن بخواند. ما خودمان هم در آن جلسه حضور داشته باشیم؛ هر کس هم پرسید که چه خبر است، بگوییم به مناسبت درگذشت دکتر شریعتی مجلس فاتحه است. البته می دانیم نجفی ها استقبال نمی کنند ولی دانشجویان در خارج… منعکس می کنند و مانور [می دهند] [آقا فرمودند]: شماها نمی توانید خودتان را از من جدا کنید. هر کاری که شما انجام دهید به عنوان کار من و عمل من منعکس می شود. نمی گویند اطرافیانش این کار را کردند، می گوید این کار را کرد. بنابراین این کار را هم نکنید. گفتم: چشم.»

شاید همه اطرافیان از واکنش آیت الله یکه خوردند؛ حتی یکی گفت؛ بگذارید آقا طرد کند، اما تجلیل از شریعتی زمین نماند. یزدی هم با ناراحتی عراق را ترک کرد و گفت که بی پاسخ ماندن تسلیت های دانشجویان خوب نیست. درخواست یزدی را به آیت الله گفتند. پذیرفت که همان پاسخ را برایش بفرستند. آیت الله به مناسبت نیمه شعبان ۱۳۹۷ به کربلا رفت. «روز بعد من هم کربلا مشرف شدم و خدمت [آقا] رسیدم… جواب مجددی که مرقوم فرموده بودند همان جوابی بود که در نشریات خارج از کشور منتشر شد.»

نامه خطاب به یزدی بود. آیت الله با اشاره به فراوانی تلگرام های رسیده «در فقدان دکتر علی شریعتی» از اروپا و آمریکا، از ابراهیم یزدی خواست که تشکر او را به همه آن ها ابلاغ کند. او این جمله بارها نوشته را بار دیگر یادآوری کرد که «امیدم به طبقه جوان، عموماً، و دانشجویان خارج و داخل، اعم از روحانی و غیره، می باشد. امید است دانشمندان و متفکران روشن ضمیر مزایای مکتب نجات بخش اسلام که کفیل سعادت همه جانبه بشر و هادی شبل خیر در دنیا و آخرت، و حافظ استقلال و آزادی ملت ها و مربی نفوس و مکمل نقیصه های نفسانی و روحانی، و راهنمای زندگی انسانی است، برای عموم بیان کنند.» آیت الله همچنین بار دیگر نوید پیروزی داد و خواستار دوری دانشجویان از دودستگی و چندگونگی شد.

در انتظار تغییر

در همین زمان / مرداد ۱۳۵۶، آقای خمینی به نامه های رسیده از انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا و همتای اروپایی اش جواب داد و در یکی از آن ها به انعکاس رفتار وحشیانه حکومت شاه با مخالفان سیاسی در مطبوعات خارجی اشاره کرد. او این موقعیت را یک نصیحت دانست که باید مجامع علمی و فرهنگی و رجال وطن خواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمن های اسلامی در هر جا است بی درنگ از آن استفاده کنند و بی پرده به پا خیزند و به جنایات پنجاه سال حکومت غیرقانونی رژیم نوکرمآب پهلوی اعتراض کنند و صدای خود را به مجامع بین المللی برسانند و به رئیس جمهور آمریکا بفهمانند که ملت های اسلامی جنایات این خاندان را خصوصاً در سالهای اخیر از رؤسای جمهور آمریکا می دانند. دولت آمریکا با پشتیبانی از این عناصر در نظر مسلمین، در رأس ستمکاران و جنایتکاران تاریخ است.»

پس از پیروزی جیمی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آبان ۱۳۵۵ روابط همه جانبه ایران و ایالات متحده آمریکا ظاهراً تحت تأثیر سیاست حقوق بشر کارتر قرار گرفت. این تأثیرات در چهره مطبوعات غرب بیشتر نمود یافت. آنان دست از مهربانی های سابق خود نسبت به حکومت شاه برداشتند و مطالبی علیه سرکوب مخالفان سیاسی در ایران درج کردند. شاه از این دگرگون نویسی مطبوعاتی ناخرسند بود تا جایی که آن را تروریسم فکری می نامید. دولت آمریکا برای ترمیم نگرانی های محمدرضا پهلوی، سایروس ونس، وزیر امور خارجه اش را به ایران فرستاد و گفت که توجه به حقوق بشر در سیاست های خارجی، تأثیری بر روابط ایران و آمریکا ندارد. نیکسون از شاه دعوت کرد به آمریکا بیاید و تأکید نمود که پشتیبانی تسلیحاتی آمریکا از ایران همچنان مبنی بر ثبات امنیت در خلیج فارس و غرب آسیا/ پای بندی به دکترین نیکسون، ادامه خواهد یافت و سفارش های نظامی ایران را جداگانه [و به طور ویژه] مورد بررسی قرار خواهد داد. البته دولت ایران مجبور گردید به دیدار کمیته بین المللی صلیب سرخ از زندان های ایران تن دهد. این کمیته از بیست زندان که محبوسین سیاسی را در خود جای داده بود، دیدن کرد؛ و شمار زندانیان سیاسی را ۳۰۸۷ نفر اعلام نمود و نسخه ای از گزارش تهیه شده خود را تحویل شاه ایران داد.

آیت الله خمینی این تغییرات را زیر نظر داشت؛ و در نامه اش به دانشجویان نوشت: «ما اکنون در انتظاریم که دولت فعلی آمریکا شرافت خود و ملت خود را فدای منافع مادی می کند و با نفت ملتی فقیر و شریف، شرافت خود را شست وشو می کند، یا با ترک پشتیبانی از این عناصر کثیف، اعاده حیثیت و شرافت حکومت خود را می نماید.»

در پاسخ آیت الله به اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا، حمله های به حکومت ایران و شخص محمدرضا پهلوی شد. آقای خمینی شاه را فردی دانست که با تظاهر به اسلام، احکام اسلام را یکی پس از دیگری پایمال می کند. شاید منظور او، سخن شاه در دارالزهد حرم امام رضا علیه السلام بوده باشد. (آن روز شاه پس از زیارت حرم در سخن گفتن برای روحانیان گردآمده در آن رواق، خود را فردی عمیقاً مذهبی معرفی کرد و از ضرورت تبلیغات مذهبی برای کشور گفت): «با سر کار بودن این عنصر ناپاک، باید مذهب نقشی نداشته باشد اگر مذهب نقشی داشت، کاخ های این عناصر چپاولچی را به سر آن ها خراب می کرد. اگر مذهب نقشی داشت، این رژیم فاسد خیانتکار به ملت و اسلام را برمی چید… تمام مصیبت های ما این است که در حکومت تو، مذهب و اسلام نقشی ندارد. سرچشمه تمام مفاسد همین است. سلب استقلال کشور و به صورت مستعمره در آمدن آن، اختناق همه جانبه و گسترده در کشور، انباشته شدن زندان ها از مردم آزاده، فقدان وسایل اولیه زندگی، چپاول رفتن مخازن کشور، قبضه نمودن اسرائیل بازار را و مجال ندادن به بازرگانان غیریهود، همه و همه از آن است که مذهب در نزد شاه و دولت او نقشی ندارد.»

نمایندگی ساواک در عراق، ۵۵ روز بعد، خبر نوشته شدن این نامه را به همراه رونوشتی از آن به ایران فرستاد. پاسخ های آیت الله با گستردگی در اروپا و آمریکا چاپ و پخش شد. ساواک می دید که استخبارات عراق به وعده هایش عمل نمی کند؛ و هنوز نوشته های مرجع تبعید شده ایران به دست اهلش می رسد. دست خطی که در گوشه شهر نجف نوشته می شود به کشورهای غرب آسیا و دو قاره اروپا و آمریکا سرازیر می گردد، خواهان دارد؛ خوانده می شود. نگرانی دستگاه امنیتی پس از سخنرانی ششم مهرماه ۱۳۵۶ آیت الله خمینی سر باز کرد. آن روز آیت الله با ایراد بحثی غیر فقهی، توجه شاگردانش را به بهره مندی از فرصت و نعمت جوانی در تحصیل علم جلب کرد و گفت که انسان مشترکاتی با نباتات و حیوانات دارد، اما آدمی دارای مرتبه تعقل و مرتبه تجرد نفسانی است که از ویژگی های اوست. با همین رتبه ها انسان از قوه به فعل در می آید؛ و هدف دعوت پیامبران و مبنای آموزش های قرآن راهنمایی انسان ناقص به سوی انسان کامل است. او وظیفه حکومت اسلامی را رساندن انسان ها به جایگاه حقیقی خودشان دانست، چرا که آیین اسلام از پیش از تولد تا پس از مرگ دارای احکام ویژه برای انسان است.

آقای خمینی در ادامه سخنان خود از متفکران و اندیشمندان تک بعدی جهان اسلام یاد کرد. او گفت که متکلمان، عارفان، فیلسوفان و فقیهان، هر یک، بعدی از ابعاد اسلام را برگزیدند و دعوت آن غفلت کردند؛ و همین غفلت موجب تخطئه و گاه تکفیر گروهی توسط گروه دیگر شد. آیت الله به گروه نوپدیدی هم اشاره کرد و افزود: «اشخاصی پیدا شده اند، خوب اند، خدمتگزارند.. لکن آیات قرآن را عکس آن چیزی که فلاسفه و عرفا [می کردند] و همه مادیات را بر می گرداندند به معنویات، این ها تمام معنویات را به مادیات و دانند.» استاد گفت که این گروه نوظهور به واسطه مقتضیات جهان امروز و غلبه مادیت، درماند؛ وقتی از عدالت اجتماعی، طبقات جامعه، توحید و… حرف می زنند، گویی اسلام بعد دیگری ندارد و همه چیز در اجرای عدالت و مساوات در این جهان خلاصه شده است. آیاتی که وارد شده است راجع به معاد و راجع به. . توحید، و آن همه براهینی که وارد شده است راجع به اثبات یک نشئه دیگری… غمض عین می کند؛ چشم هایش را از این آیات می پوشد و می رود سراغ آیات دیگر.» با وجود این توضیحات، آیت الله تأکید کرد هیچ گروهی نباید آن یکی را تخطئه کند؛ حق را به جانب خود بدهد و دیگری را رد کند.

بخش پسین سخنان او مربوط به همبسته بودن اسلام و سیاست بود. بسان گذشته گفت که احکام سیاسی اسلام بیشتر از احکام عبادی آن است. «کتاب هایی که اسلام در سیاست دارد بیشتر از کتاب هایی است که در عبادت دارد. این که شما بروید توی مسجدتان و هر چه می خواهید دعا کنید، هر چه می خواهید قرآن بخوانید، حکومت ها هم به شما کار ندارند. این اسلام نیست. اسلام در مقابل ظلمه ایستاده است؛ حکم به قتال داده، حکم به کشتن داده. در مقابل کفار و در مقابل متجاسرین و کسانی که (طاغی) هستند احکام دارد.» آیت الله به نمایش وهن انگیزی که اخیراً در جشن هنر شیراز به اجرا گذاشته شد و مرد و زن عریان در خیابان و برابر چشم مردم همبستر شدند، اشاره کرد و گفت باور به جدایی دین از سیاست موجب می شود که صدای اعتراضی درنیاید. «من نمی دانم آقایان اعتراضشان را دیگر برای کجا گذاشته اند؟ برای کی؟ چه وقت می خواهند یک صحبتی بکنند، یک حرفی بزنند، یک اعتراضی بکنند؟»

او ضمن ابراز امیدواری به سقوط حکومت پادشاهی محمدرضا پهلوی، گفت: «ملت به زودی چنان جشن و چراغانی برپا خواهد کرد که تصور آن را نمی توانید کار در این است که همه باید دست به دست هم بدهند؛ باید اجتماع کنند؛ فقیهش با دکترش، با محصل اش، دانشگاهی با مدرسه ای اش دست به دست هم بدهند تا بتوانند ی کاری انجام بدهند و بتوانند از زیر این بارهایی که به آن ها تحمیل دارد می شود بیرون بروند.»

نمایندگی ساواک در عراق خیلی زود گزارشی از سخنرانی آیت الله خمینی را فرستاد. نکات مورد توجه و تأکید مقامات امنیتی در این گزارش، بستگی اسلام و سیاست و حادثه موهن جشن هنر شیراز در سخنان آیت الله خمینی بود. همین نمایندگی اطلاع یافت که سخنان این جلسه به دست محصلان ایرانی مقیم نجف و اطرافیان آیت الله، چاپ و شده است.

ریاست ساواک تصمیم گرفت نگرانی های سر باز کرده خود را با استخبارات عراق در میان بگذارد و بگوید که این رسم رفاقت و توافق نیست.

تغییرات دیرهنگام، تغییرات به هنگام

روزهای تنهایی آقای خمینی و بانو قدس ایران بسر آمده بود. دخترها بیش از یک ماه نزد آن ها بودند. شاید اواسط مرداد ۱۳۵۶ به ایران بازگشتند. سیداحمد که در تدارک رفتن به نجف بود وقتی باخبر شد برادرش، سیدمصطفی، به دمشق آمده، همسر و فرزندش را به امام موسی صدر، دایی فاطمه، سپرد و به مصطفی پیوست و پیشنهاد سفر حج عمره برادر را پذیرفت. در بازگشت از مکه و مدینه، احمد به سراغ خانواده اش در لبنان رفت و مصطفی راهی نجف گردید. بنابر آنچه که در گزارش های شخصی و رسمی آمده، هر دو برادر به دمشق رفته، در چهلمین روز درگذشت علی شریعتی شرکت کردند و اواسط مرداد به نجف بازگشتند. در همین روزها بود که خبر تغییر دولت در ایران، دهان به دهان در نجف پیچید.

خبر اول محافل داخلی و خارجی، جابه جایی دولت در ایران بود. نظام پادشاهی در دوره ها با بیماری وابستگی زیسته بود، اینک شاهد بروز دمل های ناشی از پیشرفت به خود بود. تغییرات سیاسی، آن هم در فضای بسته و منجمد آن زمان، دارویی دیرهنگام و نساز بود. چرا؟ در زمانی که شاه مظهر دمکراسی واقعی را تنها در وجود حزب رستاخیز می دید، برداشتن امیرعباس هویدا، نخست وزیر سیزده ساله و گماردن جمشید کل حزب، بسان جابه جایی دو بازنده با یکدیگر بود. هنگام درمان، گذشته بود، محمدرضا پهلوی چاره دیگری نداشت؛ هم باید به مشکلات گریبانگیر داخلی؛ تورم آشفتگی نظامات اداری و قضایی، قطع برق و خاموشی های مستمر، فساد سرکش و فرهنگی، پیامدهای سرکوب و خفقان و… واکنش نشان می داد، و هم باید انتظارات جابه جایی دولت در ایران، چند روز پس از سفر فرح دیبا، همسر شاه به آمریکا و دیدار و رایزنی با جیمی کارتر، رخ داد.

همچنان که گفته شد آیت الله خمینی دگرگونی های میهن خود را زیر چشم داشت. می دید که دریچه برخی از آن درهای آهنین نیمه باز شده است. در سخنان ششم مهرماه، هر چند کوتاه، از این تغییرات گفت؛ از اعتراض ها و صداهایی که به گوش می رسد. «حالا یک قدری شروع شده است در ایران؛ یک مقداری شروع شده؛ یک فرصتی پیدا شده است؛ و امید است انشاءالله فرصت های خوبی پیش بیاید.»

در برابر آن دگرگونی های دیرهنگام، تغییرات به هنگامی در جامعه پیدا بود. البته حاکم ایران چنین باوری نداشت، و یا تظاهر می کرد که این تحولات بی ارزش است. او در تابستان ۱۳۸۹ به پرسش های خبرنگار فرانسوی چنین پاسخ داده بود:

آیا هنوز در مورد ملاها گرفتاری دارید؟ امروز فکر نمی کنم که واقعاً بتوان از گرفتار مورد ملاها صحبت کرد. شاید آن ها گه گاه زمزمه هایی داشته باشند، ولی مطمئناً این کار هیچ اثر و عارضه ای برای ما ندارد.

در مورد آیت الله خمینی که در عراق بسر می برد چطور؟ او را مخصوصاً به آنجا تبعید کرده ایم.

فکر می کنید هیچ بخشی از جامعه روحانیت ایران پشت سر او نباشد؟ نه. در این جا هیچ کسی با او کاری ندارد، بجز تروریست ها و یا افراد به اصطلاح مارکسیست اسلامی که گاهی نام او را به زبان می آورند. فقط همین.»

رخدادها چیز دیگری می گفت. در نماز عید فطر تهران در منطقه قیطریه/ بیست و چهارم شهریور ۱۳۵۶ «با نام بردن آیت الله خمینی، جمعیت صلوات می فرستاد.» سال ها بود که این اسم و این صدا و این صلوات، این طور آشکار و همگانی شنیده نشده بود؛ آن هم در تهران، و بیخ گوش کاخ نیاوران.

هشت روز بعد، اطلاعیه ای به امضاء «روحانیون مبارز ایران» منتشر گردید که در آن خبر از یک هفته اعتصاب غذا در کلیسای سن ماری شهر پاریس داده بود. یکی از خواست های درج شده در این اطلاعیه «پایان بخشیدن به تبعید غیرقانونی رهبر مجاهد و شکست ناپذیر ملت مسلمان ایران، مرجع تقلید شیعه، آیت الله العظمی خمینی بود.» گفتنی است هنگامی که خبر این اعتصاب را به آقای خمینی داده بودند، وی با آن مخالفت کرده بود. برنامه کسانی که قرار بود از نجف به پاریس بروند به هم ریخته بود.

با وجود این، واکنش های نشان داده شده به این درخواست، در داخل و خارج از کشور، گسترده بود. انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا با استناد به این اطلاعیه نامه هایی به آیات مقیم قم / مرعشی نجفی، گلپایگانی و شریعتمداری فرستاد و درخواست کرد در برآورده کردن تقاضاهای یادشده بکوشند؛ خود نیز دست به اعتصاب غذا زدند. در تهران، اطلاعیه ای با امضاء «جمعی از مسلمانان ایران» منتشر گردید و در آن از اهالی پایتخت خواسته شد «برای رجعت حضرت آیت الله العظمی خمینی و آزادی زندانیان مظلوم سیاسی از جمله آیات عظام طالقانی، منتظری روز جمعه ۱۵ مهرماه ۱۳۵۶ برابر با ۲۳ شوال ۱۳۹۷ عموماً روزه بگیرید و مقارن ساعت ۴ بعدازظهر برای دعا و زیارت در صحن حضرت عبدالعظیم حضور رسانید.» از دانشجویان دانشگاه ها نیز دعوت گردید در چهاردهم مهر از حضور در کلاس های درس خودداری کنند.

آن روز/ پانزدهم شهریور، صدها نفر از گروه های اجتماعی، لابد روزه دار، به حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام آمدند. در خلاصه گزارش تهیه شده توسط کمیته مشترک ضدخرابکاری آمده است که مردم شعارهایی به طرفداری از آیت الله خمینی و علی شریعتی سر دادند و دست به تظاهرات خیابانی زدند. رویارویی مأموران حکومتی با شلیک گلوله به طرف مردم همراه گردید و دو زخمی به جا گذاشت. ۳۴ تن دستگیر شدند؛ بیشترشان دانشجو و دانش آموز و کاسب و کارگر بودند. دو زن خانه دار نیز در بین بازداشت شدگان شناسایی شدند.

روزهای هفدهم و هجدهم شهریور نیز نمازگزاران مسجد امام قم نام خمینی را در فریادهای اعتراض آمیز خود گنجانده، خواستار بازگشت او به ایران شدند. اعتراض های شهر قم را می توان با مطالبی که جراید به دستور ساواک چاپ کردند مرتبط دانست. روزنامه های اطلاعات، کیهان و رستاخیز مطالبی مشابه، با اندکی تفاوت، درباره رخدادهای اخیر چاپ کردند. رستاخیز، وابسته به حزب رستاخیز، ایرانیان اعتصاب کننده در پاریس و روزه داران معترض گردآمده در صحن حضرت عبدالعظیم را مارکسیست های اسلامی خواند که خواستار آزادی سیدمهدی هاشمی، یکی از عاملان قتل سیدابوالحسن شمس آبادی، هستند و با ناراستی نوشت که آیت الله خمینی نیز از قاتلان یادشده حمایت کرده است. همان روز / هفدهم مهر گروهی از دانشجویان پسر دانشگاه تهران در اعلانی به ناهنجاری های رفتاری در کوی دانشگاه، که در نتیجه اختلاط دانشجویان دختر و پسر پیش آمده بود، اعتراض کرده، از دخترها خواستند که از آمدن به کوی پسران خودداری کرده، برای رفت وآمد سوار اتوبوس پسران نشوند و به سالن غذاخوری آن ها هم نیایند. پس از انتشار این اطلاعیه، یک دستگاه اتوبوس کوی دانشگاه تهران آتش گرفت و شماری از شیشه های ساختمان های کوی شکست. روزنامه ها این خواست دانشجویان را ارتجاعی و غیر متمدنانه توصیف کردند. شیراز، شهر بعدی بود. هواداران آیت الله در صحن حضرت شاه چراغ علیه السلام گرد هم آمدند. در تظاهرات خیابانی شیراز ۱۲۶ نفر دستگیر شدند. مردم شیشه بانک صادرات، سینما کاپری و چند مشروب فروشی را شکسته بودند. تغییرات، به هنگام آغاز شده بود.

آغاز پایان

داغ جانکاه مصطفی

سیدمصطفی خمینی در نخستین ساعات اول آبان ۱۳۵۶ در حال مطالعه، در گذشت. صبح به خانه آیت الله خبر رسید که خانواده مصطفی کمک می خواهند. سیداحمد، به خواست پدر، خود را به خانه برادر رساند. به هر رخدادی اندیشیده بود، مگر مرگ برادر. فاطمه که رسید احمد را گریان روی پله جلوی در دید. «پرسیدم: چه شد؟ با اضطراب و ناراحتی گفت: داداش… و دیگر چیزی نگفت و روانه بیمارستان شدند.» بانو قدس ایران که رسید، خودرو از برابر خانه مصطفی حرکت کرد. «من به دنبال آن دویدم و دیدم که اتومبیل وارد بیمارستان شد. ابتدا دربان مرا راه نداد و گفت: شما کیستید؟ گفتم: همراه بیمارم. دربان با خونسردی گفت: او که مرده است. با شنیدن این خبر بی طاقت شدم و روی زمین افتادم.»

پزشک تنها بیمارستان شهر نجف می خواست کالبد مصطفی را بشکافد. سیداحمد برای گرفتن اجازه نزد پدر آمد و پیش از آن که حرفی بزند، شنید: «مصطفی فوت کرده؟ گفتم: بله. دستشان را روی زانو گذاشتند و چند مرتبه آیه استرجاع / انا لله و انا الیه راجعون را خواندند. گفتم: دکتر گفته مرگ مشکوک است و کبودی های بسیاری روی بدن و صورت او دیده می شود، باید کالبدشکافی شود تا علت مرگ مشخص شود… آمده ام اجازه که گفتند: «این کار را نکنید. من نیازی نمی بینم.»

نزدیک ظهر آیت الله، همسرش را پریشان حال یافت. «چشم ام که به آقا افتاد بی تاب شد فقط گفتم: دیدی چه بر سرمان آمد؟ آقا به من گفت: به خاطر خدا صبر کن. من می دانم دشوار است، اما این را به حساب خدا بگذار. اگر به حساب خدا بگذاری تحمل اش آسان می شود، خدا خودش تحمل این مصیبت را آسان می کند.».

گریه امان را از بانو قدس ایران گرفته بود نمی توانم آقا. من سختی بسیاری کشیده ام، اما این را دیگر نمی توانم تحمل کنم. آقا هم در حالی که سخت ناراحت و متأثر بودند، دست روی شانه های خانم گذاشتند و گفتند: میدانم اما به خاطر خدا صبر کن.» آنگاه نزد نوه هایش، مریم و حسین، رفت و به آن ها دلداری داد. «من هم کوچک بودم که پدر و مادرم را از دست دادم. حال شما را درک می کنم. اما به خاطر خدا صبر کنید و از او کمک بخواهید. خدا به شما صبر می دهد. آرام باشید. مواظب گفتار خود باشید. مبادا سخن ناروایی بگویید.»

همان روز آیت الله خمینی دست به قلم شد و خبر درگذشت پسرش را در دو خط اعلام کرد. او مصطفی را نور چشم و خون جاری در قلبش خواند. «در روز یکشنبه نهم شهر ذی القعده الحرام ۱۳۹۷ [اول آبان ۱۳۵۶] مصطفی خمینی، نور بصرم و مهجه قلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.» و آرزو کرد جایگاه او، با آمرزش خداوند گسترده مهر، در بهشت باشد.

عصر آن روز خانه آیت الله پر بود از کسانی که برای گفتن تسلیت آمده بودند. صدای شیون بلند بود. آقای خمینی به حاضران دلداری داد و مرگ مصطفی را از «الطاف خفیه الهی» دانست. فاطمه دید که پدرشوهرش در غروب آن روز، هنگامی که می خواست آماده خواندن نماز گردد، عطر زد؛ به موهای صورتش شانه کشید و به یکی از کارگزاران دفترش گفت که «مبادا پرداخت اهل مربوط به فلانی را که امروز موعد آن است فراموش کنی.» در ساعت مطالعه نیز به قرائت کتابی که تا صفحه هفتاد آن را خوانده بود، ادامه داد. داغ مصطفی، جلوی کاری از کارهای روزمره را نگرفت؛ مگر تدریس.

روز بعد، دوم آبان، آیت الله خویی در صحن مرقد حضرت علی علیه السلام بر جنازه مصطفی خمینی نماز خواند. او را کنار مقبره شیخ محمدحسین اصفهانی، معروف به کمپانی به خاک سپردند. پیش از آن، پیکر مصطفی را در کربلا شسته، به نجف آورده بودند. «تشییع باشکوه برگزار شده بود و آیت الله بسان دیگر مراسم تشییع، بیست سی متر پشت جنازه، رفته به خانه بازگشته بود. بعد از این که ما ایشان را دفن کردیم، تصمیم گرفتیم که برویم خدمت [آقا] تسلیت بگوییم. رفتیم. منزل، اندرون. آقای شیخ عبدالحسین، منبری نجف و روضه خوان بود… شروع کرد به روضه خواندن. روضه حضرت علی اکبر علیه السلام را خواند ولی [آقا] گریه نمی کرد. [دوستداران آیت الله مترصد ریخته شدن اشک های او بودند؛ مبادا قلب او زیر فشار باشد!]. شیخ از روی صندلی اشاره کرد و گفت: آقا گریه کن. دو سه مرتبه تکرار کرد. [آقا دستمال یزدی اش را…. درآورد و شروع کرد به گریه کردن.»

برافراشتن افتاده نامی

بازخورد درگذشت مصطفی خمینی در ایران و خارج از مرزها، فقط به نوشته شدن تلگرام های فراوان تسلیت و فرستادن آن ها به نجف محدود نگشت. اول این که مرگ او در باور هواداران آیت الله خمینی با تردید همراه بود. انگشتهای اتهام، ساواک را نشان می داد. نفس راحت این سازمان از نبود مصطفی این چنین منعکس گردید: «مرگ مصطفی خمینی همه افراد خانواده و روحانیون را غافلگیر کرد و از نظر عناصر افراطی و روحانیون مخالف و ایرانیان منحرف در خارج از کشور که از نام خمینی کمال بهره برداری را می کنند، این حادثه جنبه مرگ را برای خود آنان در بر داشت زیرا عناصر موصوف، در گذشته کوشش داشتند مصطفی را کم کم به سرحد خمینی برسانند تا پس از فوت پدرش جانشینی داشته باشد. و در حقیقت خمینی دومی هم باشد که بتوانند از نام و نشان او بر ضد دولت ایران استفاده کنند که با مرگ ناگهانی او تمام نقشه های آنان نقش بر آب شد. فوت این شخص در خانه خود خمینی… خوشبختانه جای هیچ گونه دستاویزی را. .. باقی نگذاشت.»

ذهن آحاد مردم، انباشته از دو دهه بدبینی نسبت به سازمان اطلاعات و امنیت کشور در درگذشت علی شریعتی نیز از این زاویه نگریسته شده بود.

دوم این که مراسم یادبود و بزرگداشت مصطفی، بسان مناسبت های همه گیر مذهبی برگزار گشت. حوزه های علمیه قم و نجف تعطیل شد. در آن چند روز نخست، مجالس ختم، از هم در شهرهایی چون قم، تهران، شیراز، کرمان، کاشان، یزد، قزوین، خرمشهر، بوشهر، خرم آباد گرگان، کرمانشاه و ساری برگزار گردید. در برخی شهرها به دلیل سخت گیری عوامل امنیتی و انتظامی، مردم نتوانستند مراسمی برپا کنند.

سوم این که برخلاف خواست ساواک، نام خمینی، مانند پرچم افتاده ای که پس از سال ها برافراشته شود، در این مجالس و محافل، یکی پس از دیگری بالا رفت. این سازمان برای پیشگیری از تنش های پسین مراسم یادشده، در بخشنامه ای به دفاتر خود، خبر درگذشت مصطفی را داده، تأکید کرده بود «چنانچه این مجالس به طور ساده برگزار شود بلامانع؛ وعاظ و سخنرانان فقط درباره متوفی صحبت و حساسیتی درباره خود خمینی نشان داده نشود، ولی در صورتی که وعاظ و سخنرانان در مجالس علیه مصالح کشور مطالبی عنوان و یا در خارج از محیط مجالس عناصری دست به تحریکاتی بزنند، شهربانی محل با تدابیر لازم از این اقدامات جلوگیری به عمل آورد.» در این بخشنامه علت مرگ مصطفی، سکته قلبی نوشته شده بود. در حالی که پزشک بیمارستان نجف تشخیص علت قطعی مرگ را منوط به کالبدشکافی دانسته بود، روشن نیست دستگاه اطلاعاتی ایران، چگونه از ایست قلبی سخن به میان آورده بود!

جلسه های ختم و فاتحه ای که در نجف گذاشته شد کم نبود. پس از چند روز، هنگامی که برای ادامه برپایی این مراسم و گرفتن اجازه نزد آیت الله آمدند، شنیدند که «مرده بازی را دور بیندازید. بروید دنبال درس و بحثتان.» با وجود این در ایران مراسم هفتمین روز درگذشت مصطفی حتی در شهرهای کوچک تری چون شهرری، بهبهان، آبادان، زاهدان و… نیز برگزار شد، اما آنچه در مسجد ارک تهران گذشت، متفاوت بود.

آن روز بعدازظهر هشتم آبان ۱۳۵۶ حدود هشت هزار نفر در شبستان، حیاط و اطراف مسجد حضور یافتند. این در حالی بود که از چاپ متن آگهی مراسم که ۴۷۰ امضاء داشت، جلوگیری شده بود. خودروهای نیروهای نظامی و انتظامی پیرامون مسجد را گرفته بودند. سختران مجلس، حسن روحانی بود. آیت الله مرتضی مطهری از او خواسته بود که در این مراسم سخن گوید. من جواب دادم که ممنوع المنبر هستم. او گفت: همین خوب است… [از وقتی به مسجد آمدم] در ذهنم بود که لقب امام را برای رهبری انقلاب پیشنهاد کنم.. هر چند مردد بودم، تا این که در کنار مسجد تصمیم گرفتم که بگویم.»

روحانی، سختی های رفته بر حضرت ابراهیم علیه السلام را یاد کرد و آن ها را شبیه مصائب پانزده سال اخیر آیت الله خمینی دانست. و در پایان گفت: «حضرت ابراهیم بعد از گذراندن چندین مرحله از امتحان الهی در نهایت از طرف خداوند مأمور شد که فرزندش را قربانی کند. پس از آن خداوند فرمود: إنی جاعلک للناس اماما»؛ و با این استدلال، آیت الله را امام خطاب کرد. بسیاری از هواداران نهضت از سخنرانی روحانی استقبال کردند، اما برخی نیز گفتند که تو امام سیزدهم درست کردی و مسئولیت این کارت را باید بپذیری.

مجالس بزرگداشت سیدمصطفی خمینی پس از هفتمین روز درگذشت او همچنان ادامه یافت. در بیشتر این گردهم آیی ها، بازگشت امام خمینی به ایران مطرح می گردید.

گلایه از روشنفکران و روحانیان

جلسه های درس امام خمینی تا دهم آبان ۱۳۵۶ تعطیل بود. در این روز پس از حضور در مدرس از همه کسانی که خود را شریک غم او دانسته بودند، تشکر کرد و بار دیگر مرگ مصطفی را از لطف های پنهانی خداوند توصیف کرد؛ لطفی که به دلیل کاستی دانش، توان دانستن آن را نداریم، از این رو گریه و زاری می کنیم و شکیبا نیستیم. او دنیا را با همه شکوه بزرگی اش، گذرگاه خواند؛ راهی که باید از آن گذشت و رفت؛ با وجود این، خداوند، در این جهان، مأموریت ها و مسئولیت های شخصی و اجتماعی به انسان سپرده که برای تحقق آن ها باید قیام کرد. امام در بخش پسین سخنان خود گفت که به دو گروه روحانیان و روشنفکران علاقه مند است، اما از هر دو نیز گلایه دارد. او گلایه از روشنفکران را مربوط به دیدگاه برخی از آنان نسبت به فقه شیعه دانست؛ قوانینی که با زحمت های علمای شیعه توضیح و تفریغ شده است [و غنی ترین قوانین است در دنیا.» او گلایه دیگر خود را از روشنفکران مربوط به نگاه منفی برخی از آنان نسبت به همراهی علمای بزرگ با پادشاهان صفوی دانست. گفت که این گروه از دانشمندان «گذشت کردند… برای این که این مذهب را به وسیله آن ها (شاهان)

  راهنمای خرید:

  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تغییرات دیر هنگام، تغییرات به هنگام”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *