خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین»
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
ارائهی فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» شامل ۶۱ اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین»:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عصمت در آیه «لا ینال عهدی الظالمین» :
وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیتِی قَالَ لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ. البقره / ۱۲۴.
و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود، و وی آن همه را به انجام رسانید، [ خدا به او ] فرمود: «من تو را پیشوای مردم قرار دادم. » [ ابراهیم ] پرسید: « از دودمانم [ چطور ]؟ » فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمیرسد ».
این آیه از آیاتی است که الهی بودن مقام امامت، برتری مقام امامت بر مقام نبوت و نیز عصمت امام را ثابت می کند؛ چرا که حضرت ابراهیم علیه السلام با این که پیامبر بود، وقتی به مقام امامت رسید و عظمت و بزرگی این مقام را دید، از خداوند کریم این مقام را برای ذریه و فرزندانش نیز درخواست کرد؛ اما خداوند در جواب خلیل خود به صورت مطلق فرمود:
عهد من به ظالمان نخواهد رسید
یعنی این مقام مخصوص کسانی است که در تمام عمرشان لحظه ای ظلم نکرده باشند. برای اثبات عصمت با استفاده از این آیه، نیازمند چند مقدمه هستیم که به صورت خلاصه طرح می شود:
استفاده از کلمه «امام» در آیه.
در این آیه خداوند کریم از کلمه «امام» استفاده کرده است که این کلمه از نظر لغوی به معنای پیشوا و «من یؤتم به» گرفته شد است و بدان معنا است که مردم وظیفه دارند از او به صورت مطلق و در تمام شئونات زندگی، گفتار، کردار، اخلاق، عقائد و… پیروی کنند و چنین کسی باید معصوم از هر گونه خطا و اشتباه باشد که ما در بحث ادله عقلی به تفصیل به این مطلب خواهیم پرداخت.
فخر رازی مفسر نامدار اهل سنت در باره لزوم عصمت امام می گوید:
المسأله الرابعه: قوله: «إِنّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا» یدل علی أنه علیه السلام کان معصوماً عن جمیع الذنوب لأن الإمام هو الذی یؤتم به ویقتدی، فلو صدرت المعصیه منه لوجب علینا الاقتداء به فی ذلک، فیلزم أن یجب علینا فعل المعصیه وذلک محال لأن کونه معصیه عباره عن کونه ممنوعاً من فعله وکونه واجباً عباره عن کونه ممنوعاً من ترکه والجمیع محال.
مسأله چهارم: این گفته خداوند که «من تو را پیشوا برای مردم انتخاب کردم» دلالت می کند بر این که آن حضرت از تمام گناهان معصوم باشد؛ چرا که امام کسی است که از او پیروی و به او اقتدا می شود، اگر معصیتی از او سر بزند، واجب است که ما در همان معصیت از او پیروی کنیم، در این صورت بر ارتکاب معصیت واجب می شود و این محال است؛ چرا که معصیت عبارت از چیزی که انجامش ممنوع است، و اگر واجب باشد، معنایش این است که ترک معصیت ممنوع باشد و جمیع این فرض ها محال است.
الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۴، ص۳۷، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.
مراد از «امامت» در آیه چیست؟
برخی از علمای سنی تلاش کرده اند که ثابت کنند مراد از «جاعلک للناس اماما» همان مقام رسالت؛ چرا که «امام»یعنی کسی که مردم وظیفه دارند از او اطاعت کنند و پیامبران نیز به اتفاق همگان واجب الإطاعه هستند؛ پس مراد از «امام» همان نبوت است نه امام به همان معنایی که شیعه قائل است.
واضح است که این دیدگاه قابل قبول نیست؛ زیرا تردیدی نیست که خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام بعد از سالها ابتلا و امتحان که بسیاری از این امتحان ها همانند ذبح اسماعیل، افتادن در آتش نمرود، گذاشتن حضرت اسماعیل در صحرای برهوت مکه و… در زمان نبوت آن حضرت بوده، مقام جدیدی غیر از مقام نبوت داده است که این مقام جدید او را چنان به شعف آورده که فورا آن را برای فرزندانش نیز درخواست کرده است. و اگر مراد از امام در این آیه همان نبوت باشد، جعل دوباره امامت و تحصیل حال معنا ندارد.
علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه در این باره می نویسد:
قوله تعالی: إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً، أی مقتدی یقتدی بک الناس، و یتبعونک فی أقوالک و أفعالک، فالإمام هو الذی یقتدی و یأتم به الناس، و لذلک ذکر عده من المفسرین أن المراد به النبوه، لأن النبی یقتدی به أمته فی دینهم، قال تعالی: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ، إِلَّا لِیطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»: النساء- ۶۳، لکنه فی غایه السقوط.
أما أولا: فلأن قوله: إِماماً، مفعول ثان لعامله الذی هو قوله:
جاعِلُک و اسم الفاعل لا یعمل إذا کان بمعنی الماضی، و إنما یعمل إذا کان بمعنی الحال أو الاستقبال فقوله، إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً، وعد له ع بالإمامه فی ما سیأتی، مع أنه وحی لا یکون إلا مع نبوه، فقد کان (ع) نبیا قبل تقلده الإمامه، فلیست الإمامه فی الآیه بمعنی النبوه (ذکره بعض المفسرین.)
و أما ثانیا: فلأنا بینا فی صدر الکلام: أن قصه الإمامه، إنما کانت فی أواخر عهد إبراهیم ع بعد مجی ء البشاره له بإسحق و إسماعیل، و إنما جاءت الملائکه بالبشاره فی مسیرهم إلی قوم لوط و إهلاکهم، و قد کان إبراهیم حینئذ نبیا مرسلا، فقد کان نبیا قبل أن یکون إماما فإمامته غیر نبوته.
(إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً) امام یعنی مقتدا و پیشوایی که مردم به او اقتداء کرده و در گفتار و کردارش از او پیروی می کنند، و به همین جهت عده ای از مفسرین گفته اند: مراد از امامت همان نبوت است؛ چون نبی نیز کسی است که امتش در دین خود به وی اقتداء می کنند، هم چنان که خدای تعالی فرموده:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ؛ ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر برای این که باذن او پیروی شود)
لذا تفسیری که از جعل در «انی جاعلک للناس اماماً» به نبوت شده، به چند دلیل معقول نیست:
- کلمه « اماما» مفعول دوم عامل خودش است و عاملش کلمه (جاعلک) است و اسم فاعل هیچ گاه به معنای گذشته باشد عمل نمی کند و مفعول نمی گیرد، وقتی عمل می کند که یا به معنای حال باشد و یا آینده.
بنا بر این قاعده، جمله «إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً» وعده ای است به ابراهیم علیه السلام که در آینده او را به مقام امامت می رساند و خود این جمله و وعده از طریق وحی به ابراهیم علیه السلام ابلاغ شده است؛ پس معلوم می شود قبل از آن که این وعده به او برسد، پیغمبر بوده که این وحی باو شده؛ از این رو، به طور قطع امامتی که بعدها به او میدهند، غیر نبوتی است که در آن حال داشته، (این جواب را بعضی دیگر از مفسرین نیز گفته اند).
- جریان امامت ابراهیم در اواخر عمر او و بعد از بشارت به اسحاق و اسماعیل بوده، ملائکه وقتی این بشارت را آوردند که آمده بودند قوم لوط را هلاک کنند، در سر راه خود سری به ابراهیم علیه السلام زده اند و ابراهیم در آن موقع پیغمبری بود مرسل؛ پس معلوم می شود قبل از امامت دارای نبوت بوده.
طباطبایی، سید محمد حسین (متوفای ۱۴۱۲هـ)، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص۲۷۱، ناشر: منشورات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه فی قم المقدسه، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۷هـ.
شیخ کلینی رضوان الله تعالی علیه با سند صحیح از امام باقر علیه السلام نقل می کند:
عَلِی بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَینِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ أَبِی السَّفَاتِجِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ یقُولُ: إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِیمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ یتَّخِذَهُ نَبِیاً وَاتَّخَذَهُ نَبِیاً قَبْلَ أَنْ یتَّخِذَهُ رَسُولًا وَاتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ یتَّخِذَهُ خَلِیلًا وَاتَّخَذَهُ خَلِیلًا قَبْلَ أَنْ یتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْیاءَ وَقَبَضَ یدَهُ قَالَ لَهُ: یا إِبْرَاهِیمُ إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً فَمِنْ عِظَمِهَا فِی عَینِ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام قَالَ: یا رَبِّ وَمِنْ ذُرِّیتِی قالَ: لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمِین.
جابر گوید: شنیدم که امام باقر علیه السلام می فرمود: همانا خدا ابراهیم را به بندگی به پذیرفت پیش از آنکه به پیغمبری پذیرد و به پیغمبری پذیرفت پیش از آنکه به رسالت گیرد،او را به مقام رسالت رساند، پیش از آنکه او را خلیل خود انتخاب کند، به مقام خلیل رسید، پیش از آنکه او را به امامت برساند و چون این مقامات برایش فراهم نمود ـ امام پنج انگشت خود را (برای نمودن این پنج مقام) جمع کرد- به ابراهیم گفت: ای ابراهیم همانا من تو را امام مردم گردانیدم. از بس این مرتبت در چشم ابراهیم بزرگ آمد، گفت: پروردگارا و از فرزندان من هم؟، خدا فرمود: پیمان من به ستمکاران نرسد.
الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی، ج۱ ص۱۷۵، ناشر: اسلامیه، تهران، الطبعه الثانیه،۱۳۶۲ هـ.ش.
منظور از «عهدی» مقام امامت است، نه مقام رسالت:
و باز تردیدی نیست که مراد از «عهدی» که خداوند صراحتا گفته است آن را به ظالمان و ستمگران نخواهد داد، همان مقام امامت است که پیش از این در آیه گذشت؛ چنانچه بسیاری از مفسران و علمای اهل سنت به این مطلب اعتراف کرده اند؛ از جمله فخررازی در تفسیر خود می گوید:
(لاَ ینَالُ عَهْدِی) جواباً لقوله (وَمِن ذُرِّیتِی) وقوله (وَمِن ذُرِّیتِی) طلب للإمامه التی ذکرها الله تعالی فوجب أن یکون المراد بهذا العهد هو الإمامه لیکون الجواب مطابقاً للسؤال.
جمله «لا ینال عهدی» جواب این گفته ابراهیم «ومن ذریتی» است، ابراهیم در این جمله همان امامت را درخواست کرده است که خداون
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.