خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Kluge: The Haphazard Construction of the Human Mind
143,000 تومان قیمت اصلی 143,000 تومان بود.68,000 تومانقیمت فعلی 68,000 تومان است.
تعداد فروش: 49
| عنوان فارسی |
Kluge: احاطه ساختن ذهن انسان |
|---|---|
| عنوان اصلی | Kluge: The Haphazard Construction of the Human Mind |
| ویرایش | 1 |
| ناشر | Houghton Mifflin Co |
| نویسنده | Gary Marcus |
| ISBN | 9780618879649, 0618879641 |
| سال نشر | 2008 |
| زبان | English |
| تعداد صفحات | 227 |
| دسته | ساخت و ساز |
| فرمت کتاب | pdf – قابل تبدیل به سایر فرمت ها |
| حجم فایل | 3 مگابایت |
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
توضیحاتی در مورد کتاب
Kluge کتاب مناسبی با چند نکته جالب است، اما در کل فکر نمیکردم که بینش پیشروندهای را ارائه دهد و بهطور جدی مورد حمایت قرار نگرفت. من فرض اصلی مارکوس را انکار نمیکنم که مغز یک مجموعه ناقص است که توسط انتخاب طبیعی کنار هم قرار گرفته است و بسیاری از ویژگیهای ما باعث شادی و رفاه نمیشوند. اما من فکر می کنم که او ارزش تطبیقی (حداقل در مفهوم داروینی) برخی از جنبه های مغز ما را دست کم می گیرد. به راحتی می توان برخی از مزیت های ظریف یک ویژگی را نادیده گرفت و نتیجه گرفت که ارزش تطبیقی ندارد. به عنوان مثال، احساسات روده ای گرد گیگرنزر: هوش ناخودآگاه به طور قانع کننده ای استدلال می کند که بسیاری از خطاهای استدلالی ظاهری در واقع “قضاوت های اجتماعی بسیار هوشمندانه” هستند که به طور کلی در دنیای واقعی مفید هستند (مثلاً برخلاف یک پازل منطقی ساختگی). ).
پیشنهاد یک طرح جایگزین برای برخی از جنبههای ذهن انسان بدون هیچ روش واقعی برای آزمایش اینکه آیا انسان واقعاً با آن بهتر است یا خیر، آسان است. برای مثال، مارکوس میگوید: «در سیستمی که بهطور فوقالعادهای مهندسی شده بود، باور و فرآیند استنتاج (که به زودی به باورهای جدید تبدیل میشوند) جدا خواهند بود و دیواری آهنین بین آنها وجود خواهد داشت.» اما برای من روشن نیست که این بهترین سیستم است هر بار که پرنده ای را در حال پرواز می بینیم، آیا باید به این نتیجه برسیم که گرانش وجود ندارد، زیرا بدون توجه به باورهای قبلی استنتاج می کنیم؟ گاهی اوقات به نظر می رسد که مشاهدات با باورهای مستدل در تضاد هستند و مقاومت در برابر تغییر آن باورها لزوماً غیرمنطقی یا معکوس نیست (اگرچه گاهی اوقات چنین است). آیا در نهایت با سیستم دیگری بهتر هستیم؟ شاید، اما آیا اجداد ما با آن سیستم در پلیستوسن بهتر بودند؟ این سوال آنقدرها هم که مارکوس می گوید ساده نیست.
نسخه گالینگور اصلی این کتاب کلمه «تکامل» را در زیرنویس نیاورده است و اضافه شدن آن به جلد شومیز نشان دهنده کمبود اطلاعات تکاملی درون آن است. مارکوس هرگز واقعاً این واقعیت مهم را برجسته نکرد که مغز ما با محیط اجدادی که در آن تکامل یافتهایم، که در گروههای کوچک شکارچی/گردآورنده بود، سازگار است. بسیاری از جنبههایی که برای دنیای مدرن ضعیف طراحی شدهاند (مثلاً تمایل بیپایان ما به غذاهای شور و چرب) ممکن است به خوبی با زندگی در پلیستوسن سازگار شده باشند (جایی که میتوان از ذخایر چربی در زمان کمبود مواد غذایی دورهای استفاده کرد). همین امر در مورد تمام ساعاتی که صرف تماشای تلویزیون می کنیم (شاید جایگزینی برای داستان سرایی) یا به دنبال رابطه جنسی غیر زاینده (سکس و تولید مثل، در بیشتر موارد، در پلیستوسن نمی توانند از هم جدا شوند) صادق است. در حالی که هنوز درست است که این چیزها امروزه (از دیدگاه یک ژن) غیر انطباقپذیر هستند، اما دانستن اینکه آنها اخیراً انطباقپذیر بودهاند و نه فقط کاستیهای تکاملی، همانطور که مارکوس پیشنهاد میکند، روشنگر بود. به نظر نمی رسد او متخصص تکامل باشد. او عمدتاً بر آنچه به عنوان نقص ذهن مدرن در دنیای مدرن میبیند، بدون توجه به تاریخچه تکاملی آن ویژگیها، تکیه میکند و به سرعت آنها را بهعنوان شواهدی از طراحی درهم و برهم میخواند.
برای مثال، مارکوس به مطالعهای اشاره میکند که نتیجه میگیرد: «نوجوانان ممکن است ظرفیت بزرگسالی برای قدردانی از سود کوتاهمدت را داشته باشند، اما فقط ظرفیت کودک برای تشخیص خطرات بلندمدت» و نتیجهگیری میکند که «اینرسی تکاملی بر طراحی معقول اولویت دارد». اما آیا این امکان وجود ندارد که پذیرش همسالان پس از بلوغ عاملی حیاتی برای موفقیت باروری باشد و بنابراین حساسیت بیملاحظه به فشار همسالان در سالهای نوجوانی یک انطباق است و نه فقط یک اشتباه تکاملی؟ مطالعات نشان میدهد که نوجوانان در واقع خطرات فعالیتهایی را که در آن شرکت میکنند بیش از حد برآورد میکنند، اما به هر حال آنها را برای جلب پذیرش همسالان انجام میدهند. و با وجود پیشگیری از بارداری، موفقیت باروری آنها را تا به امروز افزایش می دهد.
اگر بخواهیم منصف باشیم، بسیاری از صفات توصیف شده در دوران پلیستوسن به اندازه امروز ناسازگار بودند و بسیاری از نکات همچنان معتبر هستند.
برای بحثهای بزرگ در مورد عیوب ذهنی، توصیه میکنم چگونه بدانیم چه چیزی چنین نیست: خطاپذیری عقل انسانی در زندگی روزمره و اشتباهات انجام شده (اما نه توسط من): چرا باورهای احمقانه، تصمیمهای بد و اعمال آسیبزا را توجیه میکنیم) . برای یک بحث علمی دقیق (و نسبتاً فنی) درباره تاریخچه تکاملی ذهن انسان، من کتاب The Tangled Wing: محدودیتهای بیولوژیکی بر روح انسان اثر ملوین کنر را توصیه میکنم. کلوگ همچنین توضیحی مختصر و ساده از دین ارائه می دهد. برای توضیح ریشههای تکاملی دین، کتاب «تبیین دین پاسکال بویر» یا برای پوشش فنی و علمیتر این موضوع، «در خدایان ما اعتماد داریم: چشمانداز تکاملی دین» اثر اسکات آتران را توصیه میکنم (سری تکامل و شناخت).

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.