خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بصیرت در قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بصیرت در قرآن قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک مقاله: راهبردهای بصیرت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک مقاله: راهبردهای بصیرت قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در الی فایل، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
05دقیقه
06ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام

قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.

تعداد فروش: 67

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 55 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام شامل ۵۲ اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نابینایان با بصیرت در عصر ائمه هدی علیهم السلام :

شعله های شوق

از دیدگاه اسلام و فرهنگ تشیع، انسان هایی که در بدن و اعضا و جوارح خویش دچار عارضه ای شده اند که منجر به از دست دادن عضوی شده است، به لحاظ کرامت های انسانی و شئونات بشری با افراد سالم هیچ تفاوتی ندارند، بلکه در صدر اسلام و عصر ائمه(ع) عده ای از اشخاص معلول به رغم ناتوانی در بینایی، شنوایی و حرکتی خوش درخشیده و در پرتو انوار قرآن و عترت ظرفیت های خود را شکوفا ساخته و کارنامه ای پربار در عرصه های فکری، رزمی و اخلاقی از خویش به یادگار نهاده اند.

به علاوه افرادی که با وجود گرفتاری های گوناگون و آلام فراوان و محرومیت از نعمت سلامتی، شکیبایی پیشه کرده و خداوند متعال را سپاسگزار بوده اند، به افراد سالمی که نسبت به نعمت ها و الطاف الهی ناسپاس بوده اند رجحان دارند. از مسلمانان و شیعیان خواسته شده است که در حفظ احترام و منزلت این عزیزان بکوشند و بر رعایت حقوق آنان و فراهم سازی امکانات رفاهی، خدماتی و بهداشتی بر ایشان تأکید شده است.

از عصر پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) تا در قرون و اعصار بعد و تا زمان معاصر کم نیستند انسان های مسلمان و مؤمنی که در دفاع از دیانت و ستیز با دشمنان اسلام فداکاری کرده و سرانجام به مقام جانبازی نایل آمده اند. وارستگانی سلحشور که در علوّ همت، استواری و استقامت بدان درجه رسیده اند که به صف تبهکاران و اهریمنان یورش برده و در راه اهداف والا و مقدس پای فشرده اند تا آنکه چشم، گوش و دست و پای خویش را در این مسیر نورانی تقدیم کرده اند و برای شکوفا کردن استعدادهای درونی و رویش فضیلت در مزرعه وجود خویش اهتمام ورزیده اند و بدین سان پله های ترقی معنوی را پیموده اند تا به تقرب الهی دست یافته و با این صواب، ثواب کثیری را ذخیره کرده اند. در روایتی آمده است:

«من ابتلی بمصیبه فصبر علیها فله اجر الف شهید؛ هر کسی به مصیبتی گرفتار شود و بر آن صبوری ورزد، برایش پاداش هزار شهید ثبت می شود.»[۱]

کسی که در راه خدا دچار عارضه ای شده است، به سبب مبارزه مداوم با نفس و تمسّک به صبری طولانی و درازمدت، به قدرتی معنوی و روحیه ای نیرومند دست می یابد که افراد سالم از این توانایی روحانی محرومند. هر لحظه ای که او شکیبایی می ورزد، درجه ای را کسب می کند و رفعت می یابد.[۲]

از خاتم پیامبران (ص) پرسیدند، «کدام کردار بر دیگر اعمال برتری دارد؟» فرمودند، «احمزها، ای اقواها و اشدّها؛[۳] آنکه نیروی افزون تر می طلبد، سخت، سنگین و دشوار است.»

مفسّر عالیقدر علامه طباطبایی از قول استادش عارف والامقام آیت الله سید علی قاضی طباطبایی گفته است، «گاهی خداوند متعال کسی را به گرفتاری و کسالتی مبتلا می سازد تا به ذکر دعا، عبادت و تزکیه روی آورد و از این راه همای سعادت جاوید را به خود اختصاص دهد. در حقیقت بلاها نردبامی هستند برای عروج و اگر آن مصائب نباشند احتمال سقوط وجود دارد، بنابراین گاهی نعمت های ناشناخته الهی در قالب سختی ها بروز پیدا می کنند.»[۴]

صبر و شکر از کمالاتی هستند که بدون قرار گرفتن در آزمون های مشقت بار از قبیل ابتلای به سختی ها و نقص در دارایی ها، انفس و ثمرات که قرآن کریم بدان ها اشاره دارد، به فعلیت نمی رسند[۵] فضیلت های آدمی در صورتی آشکار می شوند که در پریشانی و شرایط ناراحت کننده، صابر و شاکر باشد. کسانی که پیروزمندانه از عهده این آزمون الهی برآیند از بشارت الهی برخوردار می شوند. پاداش صابرین هم حدّ مشخصی ندارد و به شمارش و حساب در نمی آید، «إِنَّمَا یوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیرِ حِسَابٍ»(زمر /۱۰)

انسانی که عضوی چون بینایی یا شنوایی را در راه خدا از دست داده و یا در مسیر حیات دنیوی به دلایلی از این اعضا بهره ای ندارد، مدام مراقب است که مبادا تردید، کراهت، جزع و فزع، روح و روانش را مکدّر سازد، هر لحظه زمام نفس را می کشد و این جز با عزمی راسخ و اراده ای پولادین میسّر نمی شود به علاوه ثبات و استمرار از شروط آن است.[۶]

علامه طباطبایی متذکر می شود، «انسان مسلمان وقتی به شدائدی از جمله نقص در بدن و جان و محرومیت از امکاناتی که برایش فراهم بوده، دچار می شود، روح و روانش پالایش نمی شود و به پیروزی واقعی و پایدار نمی رسد مگر آنکه در دژ محکم صبر پناه گیرد. اگر چنین کسی به این باور برسد که مالک حقیقی خداوند است و مالکیت او نسبت به خود و سرمایه هایی که در اختیار دارد اعتباری، مجازی و موقت است، دیگر معنا ندارد از مصائبی که برای دیگران دردآور، ناراحت کننده و فرساینده است، متأثر و نیز از فقدان مایملک خود اندوهناک شود.[۷]

احنف بن قیس بصری

صخر فرزند قیس بصری معروف به ابوبحر و ملقب به احنف که عصر رسول خدا را درک کرد و از اصحاب امیرمؤمنان(ع) به شمار می آید. او به رغم اینکه مردی لاغراندام، کوتاه قد، با سر و صورتی کوچک و محاسنی اندک بود و یکی از دیدگانش نابینا شده بود، انسانی حکیم، بافراست، بردبار، صبور، رازدار، خردمند و سلحشور بود. روزی برادرزاده اش از درد دندان می نالید و بی تابی می کرد. به وی گفت، «من سی سال است از نعمت بینایی یک چشم محروم هستم و این عارضه را به کسی نگفته ام!» رسول اکرم(ص) برایش طلب مغفرت کرده بودند و او می گفت چیزی امیدوار کننده تر از این دعای پیامبر برایم نیست. احنف در هر موقعیتی از ارشاد و هدایت افراد و دفاع از مقام امامت و ولایت مولای متقیان کوتاهی نمی کرد. او در جنگ جمل و در رکاب علی(ع) حضور یافت. همچنین به میان افرادی از قوم و قبیله خود رفت و آنان را از همراهی با ناکثین باز داشت. وی در نبرد صفین به یاری مولای خود برخاست و عده ای را با خود همراه ساخت. بعد از شهادت حضرت علی (ع) معاویه در جمعی از افراد که احنف در میانشان بود، به ساحت مقدس آن وجود ملکوتی اهانت کرد. همه سکوت کردند، ولی وی زبان به ملامت معاویه گشود و او را به عقوبت الهی بیم داد و افزود، «به کسی ناسزا می گویی که در اسلام پیشقدم، پاک نفس، اعلم علما، افضل فضلا و وصی خیرالانبیاست.» معاویه از این موضع گیری احنف برآشفت. احنف در همه حال از حق جانبداری می کرد و موقعیت و قدرت افراد باعث نمی شد که حق را زیر پا گذارد. وی که از بزرگان بصره بود و سه سال قبل از هجرت نبی اکرم(ص) به مدینه متولد شده بود، در ۶۷ هجری در کوفه درگذشت.[۸]

شریک بن حارث

شریک فرزند حارث فرزند عبدالله حارثی بصری معروف به شریک اعور از یاران خاص حضرت علی(ع)، رئیس قوم خود و از امرا و کارگزاران صدر اسلام به شمار می آمد که در فتوحات مسلمانان حضوری فعال و مؤثر داشت. او در جنگ های جمل و صفین در رکاب امیرمؤمنان(ع) با قاسطین و ناکثین جنگید و از فرماندهان سپاه مولای متقیان(ع) بود. وی در موقعیت های گوناگون از اعتقادات خود به ویژه حقانیت حضرت علی(ع) و فرزندانش دفاع می کرد. شریک در بصره اقامت داشت و در میان اصحاب امیرمؤمنان(ع) به جلالت قدر شناخته شده بود. در دوران اختناق امویان، شریک قابلیت زیادی برای شورش و اعتراض علیه والی وقت بصره، ابن زیاد، داشت؛ به همین دلیل فرزند عبیدالله بن زیاد وی را به رغم کسالتی که داشت، به اجبار با خود به کوفه برد. شریک وقتی به این شهر وارد شد، در خانه هانی بن عروه که مسلم بن عقیل را پناه داده بود اقامت گزید. هنگامی که عبیدالله بن زیاد تصمیم گرفت به عیادتش بیاید، شریک که از بیماری و برخی جراحات رنج می برد، نماینده اعزامی حضرت امام حسین(ع) را فرا خواند و به وی گفت، «اکنون وقت به هلاکت رسانیدن این فاسد ستمگر است. چون نزد من آرام گرفت، از مخفیگاه خود بیرون آی و او را بکش.»، اما مسلم از این کار امتناع کرد و خاطرنشان ساخت که انسان مؤمن فردی را غافلگیرانه نمی کشد. به علاوه همسر هانی هم با اجرای این نقشه مخالفت کرد. همچنین در صورت ترور ابن زیاد، مردم کوفه امکانات لازم را برای برخورد با لشکر شام که به این بهانه کوفه را مورد تهاجم قرار می داد، نداشتند. شریک سه روز بعد از این برنامه درگذشت.[۹]

عبدالله عفیف از

  راهنمای خرید:

  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.