خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا شامل ۵۴ اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا :
فایل پاورپوینت کامل توبه نمودن از عمل شنیع زنا
مردی که از عمل شنیع زنا توبه واقعی نمود
۲۹- شخصی به نام عبدالرحمان می گوید: روزی معاذ بن جبل در حالی که بشدّت می گریست خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد. و به آن حضرت سلام کرد.
پس از آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله جواب سلام او را داد به او فرمود:- ای معاذ- چه چیزی تو را به گریه واداشته است؟
معاذ در جواب گفت:- یا رسول اللَّه- در بیرون درب. پسر جوانی که صورت زیبا و چهره ای خوشرنگ دارد ایستاده است. و مانند زن جوان مرده ای بشدّت می گرید و ناله سر می دهد.
عن عبدالرحمن بن غنم الدّوسی قال: دخل معاذ بن جبل علی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله باکیاً.
فسلّم.
فردّ صلی الله علیه و آله علیه. السلام.
ثم قال صلی الله علیه و آله: ما یبکیک- یا معاذ-؟
فقال:- یا رسول اللَّه- إنّ بالباب شابّاً طری الجسد. نقی اللون. حسن الصوره.
یبکی علی شبابه- بکاء الثکلی علی ولدها-.
یرید الدخول علیک.
فقال النبی صلی الله علیه و آله: ادخل علی الشابّ- یا معاذ-.
فأدخله علیه.ف سلّم.
تقاضای آمدن به محضر شما را دارد.
سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به معاذ فرمود: این جوان را به نزد من بیاور.
پس از دستور پیامبر صلی الله علیه و آله معاذ آن جوان را به نزد ایشان آورد.
پس از آنکه آن جوان بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد به آن حضرت صلی الله علیه و آله سلام گفت.
و پیامبر صلی الله علیه و آله جواب سلام او را داد.
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود:- ای جوان- چه چیزی تو را به گریه واداشته است؟
آن جوان گفت: چگونه گریه نکنم. در حالی که گناهان بسیاری مرتکب شده ام.
که اگر خدای عزّ و جلّ بخواهد مرا بخاطر بعضی از آنها مجازات کند. مسلّماً جای من در آتش جهنّم خواهد بود.
و گمان می کنم که خدا مرا بخاطر گناهانی که کرده ام مجازات خواهد نمود.
و هیچگاه مرا نخواهد بخشید.
فردّ صلی الله علیه و آله علیه. السلام.
ثمّ قال صلی الله علیه و آله: ما یبکیک- یا شابّ-؟
قال: کیف لا أبکی.
و قد رکبت ذنوباً.
إن أخذنی اللَّه عزّ و جلّ- ببعضها- أدخلنی نار جهنّم.
و لا أرانی إلّاسیأخذنی بها.
و لا یغفر لی- أبداً-.
فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله: هل أشرکت باللَّه شیئاً؟
قال: أعوذ باللَّه أن أشرک بربّی شیئاً.
قال صلی الله علیه و آله: أ قتلت النفس الّتی حرّم اللَّه؟
قال: لا.
در این هنگام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود: آیا به خدا شرک ورزیده ای؟
آن جوان گفت: پناه بر خدا می برم اگر به او شرک ورزیده باشم.
آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: آیا مرتکب قتل نفس محترمه ای شده ای؟
آن جوان گفت: خیر.
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: خداوند عزّ و جلّ گناهان تو را خواهد آمرزید اگر چه به اندازه رشته کوههای بلند باشد.
آنگاه آن جوان به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: گناهان من از کوههای به هم پیوسته نیز بیشتر است.
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: خداوند متعال گناهان تو را می بخشد اگر چه به اندازه زمینهای هفتگانه و دریاها و شنزارها و درختها و تعداد مخلوقات باشد.
فقال النبی صلی الله علیه و آله: یغفر اللَّه لک ذنوبک- و إن کانت مثل الجبال الرواسی-.
قال الشابّ: فإنّها أعظم من الجبال الرواسی.
فقال النبی صلی الله علیه و آله: یغفر اللَّه لک ذنوبک- و إن کانت مثل الأرضین السبع و بحارها و رمالها وأشجارها و ما فیها من الخلق-.
قال: فإنّها أعظم من الأرضین السبع و بحارها و رمالها و أشجارها و ما فیها من الخلق.
فقال النبی صلی الله علیه و آله: یغفر اللَّه لک ذنوبک- و إن کانت مثل السماوات السبع و نجومها و مثل العرش والکرسی.
قال: فإنّها أعظم من ذلک.
قال: فنظر النبی صلی الله علیه و آله- إلیه- ک هیئه الغضبان.
ثمّ قال صلی الله علیه و آله: ویحک- یا شابّ- ذنوبک أعظم أم ربّک؟
فخرّ الشابّ- لوجهه- و هو یقول:- سبحان ربّی- ما شی ء أعظم من ربّی.
ربّی أعظم- یا نبی اللَّه- من کلّ عظیم.
فقال النبی صلی الله علیه و آله: ف هل یغفر الذنب العظیم إلّاالربّ العظیم!
سپس آن جوان به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: گناهان من بیشتر از زمینهای هفتگانه و دریاها و شنزارها و درختان و تعداد مخلوقات می باشد.
آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله به آن جوان فرمود: خداوند متعال گناهان تو را می بخشد. حتی اگر به اندازه آسمانهای هفتگانه و ستاره های آنها و به قدر عرش و کرسی باشد.
سپس آن جوان به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: گناهان من از اینها بیشتر می باشد.
در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه تند و غضبناکی به آن جوان افکنده. سپس به او فرمود:
وای بر تو- ای جوان- آیا گناهان تو بیشتر است یا رحمت الهی؟
در این هنگام آن جوان سر خود را به زیر افکنده و گفت: منزّه است خدای من.
زیرا هیچ چیزی با عظمت تر از خدای عزّ و جلّ نیست.
قال الشاب: لا- و اللَّه- یا رسول اللَّه.
ثمّ سکت الشابّ.
فقال له النبی صلی الله علیه و آله: ویحک- یا شابّ-. ألا تخبرنی ب ذنب- واحد- من ذنوبک؟
قال: بلی.
اخبرک.
إنّی کنت انبش القبور- سبع سنین-. اخرج الأموات. وأنزع الأکفان.
فماتت جاریه من بعض بنات الأنصار.
فلمّا حملت إلی قبرها. و دفنت. و انصرف عنها أهلها. و جنّ علیها اللیل.
أتیت قبرها. ف نبشتها. ثمّ استخرجتها.
و نزعت ما کان علیها من أکفانها.
و ترکتها- متجرّده- علی شفیر قبرها.
و مضیت. منصرفاً.
و پروردگار جهانیان از هر بزرگی بزرگتر است.
در این هنگام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود: آیا جز خدای بزرگ. شخص دیگری گناهان بزرگ را می بخشد؟
آن جوان گفت: نه- بخدا-.
سپس آن جوان ساکت شد.
در این هنگام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود:- ای جوان- آیا مرا به یکی از گناهانی که مرتکب شده ای آگاه نمی سازی.
آن جوان در جواب گفت: بله. یکی از گناهانی را که مرتکب شده ام برای شما بازگو می کنم.
فأتانی الشیطان.
فأقبل یزینها لی.
و یقول: أما تری بطنها؟ و بیاضها؟
أما تری ورکیها؟
فلم یزل یقول لی هذا. حتّی رجعت إلیها.
ولم أملک نفسی حتّی جامعتها.
و ترکتها مکانها.
فإذاً- أنا- بصوت من ورائی یقول:- یا شابّ- ویل لک من دیان یوم الدین.
یوم یقفنی- و إیاک- کما ترکتنی. عریانه فی عساکر الموتی.
و نزعتنی من حفرتی. و سلبتنی أکفانی.
و ترکتنی أقوم- جُنبهً- إلی حسابی.
ف ویل لشبابک من النار.
سپس آن جوان گفت: من به مدّت هفت سال قبرها را می شکافتم.
و مردگان را از آنها بیرون می آوردم.
و کفن آنها را از بدنشان جدا می کردم.
روزی از روزها دختر یکی از انصار از دنیا رفت.
هنگامی که او را به طرف قبر آورده و در آن دفن نمودند. و خانواده او در آنجا دور شدند. و شب هنگام فرا رسید و تاریکی همه جا را گرفت. من به نزد قبر این دختر رفتم و آن قبر را شکافتم و بدن آن دختر را از قبر بیرون آوردم و کفن را از تن او بیرون کردم. و او را لخت و برهنه در کنار قبر قرار دادم.
هنگامی که می خواستم از آنجا دور گردم شیطان به سراغم آمده و مرا از رفتن منصرف ساخته وباوسوسه های شیطانی خود به من گفت: به اندام این دختر نگاه کن.
آیا سپیدی شکم او را نمی بینی؟ آیا رانهای او را مشاهده نمی کنی؟
فما أظنّ أنّی أشمّ ریح الجنّه أبداً.
فما تری لی- یا رسول اللَّه-؟
فقال النبی صلی الله علیه و آله: تنحّ عنّی- یا فاسق-.
إنّی أخاف أن أحترق بنارک.
فما أقربک من النّار.
فما أقربک من النّار.
ثم لم یزل صلی الله علیه و آله یقول. و یشیر إلیه. حتّی أمعن من بین یدیه. فذهب.
فأتی المدینه. فتزوّد منها.
ثمّ أتی بعض جبالها. ف تعبّد فیها.
و لبس مسحاً. و غلّ یدیه- جمیعاً- إلی عنقه.
و شیطان با این وسوسه ها مرا تحریک کرده بطوری که از رفتن منصرف شدم.
سپس به طرف آن دختر برگشتم.
و بدون آنکه بتوانم نفس امّاره خود را مهار کنم. اسیر هواهای نفس خود شده و فریب شیطان را خوردم.
و به جسد آن دختر تجاوز نموده و با او آمیزش جنسی کردم.
و پس از انجام این عمل او را- با آن وضع- در همانجا رها کردم و از او دور شدم.
و نادی:- یا ربّ-. هذا عبدک بهلول- بین یدیک- مغلول.
– یا ربّ- أنت الذی تعرفنی.
و زلّ منّی ما تعلم- یا سیدی-.
– یا ربّ- إنّی أصبحت من النادمین.
و أتیت نبیک تائباً.
ف طردنی.
و زادنی خوفاً.
فأسألک- بإسمک و جلالک وعظمه سلطانک- أن لا تخیب رجائی- سیدی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.