خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Aerosol science for industrial hygienists
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Aerosol science for industrial hygienists قیمت اصلی 63,500 تومان بود.قیمت فعلی 26,000 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Palladium Emissions in the Environment: Analytical Methods, Environmental Assessment and Health Effects
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Palladium Emissions in the Environment: Analytical Methods, Environmental Assessment and Health Effects قیمت اصلی 86,500 تومان بود.قیمت فعلی 49,000 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
39دقیقه
09ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 169,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 55 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت با ۷۷ اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دلبستگی دنیا یا دلبستگی به آخرت :

گرچه در تمام مدت سال انسان می تواند اربعین بگیرد یعنی اهل چلّه باشد چهل شبانه روز مواظب خود باشد تا هم علوم صحیح از قلبش بجوشد هم اخلاق صحیح نصیب قلبش بشود این اربعین گیری دستور صریح اسلام است که «مَن أخلص لله أربعین یوماً فجّر الله ینابیع الحکمه مِن قلبه علی لسانه»[۱]راه های حوزه و دانشگاه همین راه معمولی است یک سلسله علوم حصولی نصیب انسان می شود که گاهی با عمل همراه است گاهی با عمل همراه نیست اما آن علمی که از درون بجوشد آن حتماً با عمل صالح همراه است و نوری است که «یقذفه الله فی قلب من یشاء»[۲]برای همه انسان ها در همه فصول سال، این مدرسه باز است منتها از اول ذیقعده تا دهم ذیحجّه بهار اربعین گیری است وجود مبارک موسای کلیم (سلام الله علیه) که در کوه طور مهمان خدای سبحان بود در این چهل شبانه روز نه غذایی خورد نه خوابید نه آب نوشید فقط با نام و یاد الهی زندگی می کرد تورات نصیب او شد اینکه فرمود: وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیلَهً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیلَهً[۳]همین است از اول ذیحجّه تا دهم ذیحجّه اینکه هر شب بین نماز مغرب و عشا خواندن دو رکعت نماز مستحب است که بعد از حمد و سوره توحید این آیه وَوَاعَدْنَا خوانده می شود ناظر به همین اربعین گیری است و انسان هایی که در مسیر علم حرکت می کنند چه حوزوی چه دانشگاهی چه گروه دیگر اینها وارثان انبیایند آنچه از انبیا ارث می برند همین معارف علمی و عملی است و کاری که خدای سبحان از حضرت آدم تا حضرت خاتم (ص) نقل می کند این میراث انبیاست هر کسی در هر یک از این رشته ها بخواهد تلاش و کوشش کند اگر ـ ان شاءالله ـ موفق شد وارث آن پیامبر است در آن رشته، برخی ها وارث کامل اند مثل وجود مبارک سیدالشهداء (سلام الله علیه) که وارث آدم تا خاتم است و زیارت وارث آن حضرت هم ناظر به همین است «السلامُ علیک یا وارث آدم صفوه الله»[۴]تا به وجود مبارک حضرت رسول (ص) می رسد اگر کسی در این مدت اربعین گرفت آن گاه هم از علم صحیح برخوردار است هم از عمل صالح (این یک) و هم از علم لذّت می برد چون سرمایه معنوی است و هم از عمل صالح کامیاب می شود چون آن هم سرمایه معنوی است (این دو) ما هر روز درسی می خوانیم یا درسی می دهیم و خسته می شویم به منزل برمی گردیم چون این علم نیست این یک کار است نظیر کارگر نظیر کشاورز نظیر دامدار اما علمی که «فَجّر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه» آدم را خسته نمی کند با نشاط است سرّ اینکه ما هر روز خسته به منزل برمی گردیم برای اینکه یک کارگر عادی هستیم انسان دو گونه کار می کند یک کار با نشاط انجام می دهد مثل اینکه در مراسم جشن فرزندش زحمت می کشد اما احساس خستگی نمی کند آن خستگی را با نشاط تحمل می کند یک وقت در مراسم عزا شرکت می کند یا یک مراسم عادی است خسته می شود اینکه ما خسته می شویم برای آن است که این علم نیست این یک کار است و آن علمی که انسان را با نشاط می کند روح و ریحان عطا می کند همان است که «فَجّر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه» این اختصاصی به زمان و زمین ندارد که در فلان گروه باشد در فلان عصر و مصر باشد این طور نیست برای هر کسی در هر زمان و زمینی اگر خواست اربعین بگیرد راه باز است منتها اول ذیقعده تا دهم ذیحجّه بهار این کار است.

مطلب بعدی آن است که ما بالأخره چه بخواهیم چه نخواهیم داریم می رویم إِنَّک کادِحٌ إِلَی رَبِّک کدْحاً فَمُلاَقِیهِ[۵] حالا یا در راه مستقیم می رویم یا کج راهه، بالأخره داریم می رویم و ما را می برند یا با خدایی که أرْحَمُ الرَّاحِمِین[۶]است ملاقات می کنیم یا همان أرْحَمُ الرَّاحِمِین را با چهره إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنتَقِمُونَ[۷]ملاقات می کنیم برای اینکه راه را صحیح طی کنیم با نشاط طی کنیم و با سرعت طی کنیم نباید بیراهه برویم کسی بیراهه می رود که نبیند کسی که می بیند بیراهه نمی رود خب چه کار کنیم که بینا بشویم این بزرگان اهل معرفت گفتند که اگر از متاع های دنیا حالا یک تکه کاغذ یک تکه چوب یک تکه سنگ مختصری روی چشمت بگذاری این چشم جایی را نمی بیند اگر محبّت همین ها را به دل بگذاری خب دل جایی را نمی بیند دیگر اگر یک تکه کالای دنیا روی این چشم بگذاری این چشم جایی را نمی بیند اگر محبّت دنیا را هم روی قلب بگذاری این قلب می شود کور، این همان است که در سوره مبارکه حج فرمود: لاَ تَعْمَی الْأَبْصَارُ وَلَکن تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور[۸]آن چشمی که در دل هست آن کور می شود خب آدم کور نمی بیند کجا برود چون نمی بیند کجا برود لذا کج راهه می رود هم بیراهه می رود هم راه دیگران را می بندد. ما چه کار کنیم که نه بیراهه برویم نه راه کسی را ببندیم این راه را سریعاً طی کنیم راه فنّی اش این است حالا ـ ا ن شاءالله ـ امیدواریم بهره ماها شود و عمل کنیم می گویند اگر کسی علّت چیزی را یافت معلول را هم می یابد سبب چیزی را که یافت مسبّب هم تشخیص می دهد اگر پزشکی سبب بیماری را تشخیص بدهد آن بیماری را می فهمد راه علاجش هم می فهمد این طور است هر کسی در هر رشته ای همین طور است که اگر سبب چیزی معلوم شد آن مسبّب هم معلوم می شود این یک اصل کلی است که در علوم عقلی گفته شد «ذوات الأسباب لا تُعرف الاّ بأسبابها»[۹] در همه رشته ها هم همین طور است که اگر کسی خواست چیزی را بفهمد از راه سبب باید بفهمد. بر اساس همین اصل کلی سبب اشیای عالَم، اشخاص عالم، مُلک و ملکوت، هر چه در جهان هست خداست که اللَّهُ خَالِقُ کلِّ شَیءٍ[۱۰]اوست که آفرید اگر کسی او را بشناسد با او رابطه داشته باشد به همان اندازه ای که او را شناخت و رابطه برقرار کرد حوزه و حریم و قلمرو کار خودش را می شناسد حالا برخی ها خدا را بهتر می شناسند بیشتر با او رابطه پیدا می کنند جزء مقرّبان اند آنها بیشتر جهان را می شناسند بیشتر اشخاص و اشیا را می شناسند و مانند آن، بعضی ها کمتر ولی بالأخره بر اساس آیه اللَّهُ خَالِقُ کلِّ شَیءٍ اگر کسی خواست چیزی از جهان را بشناسد هیچ چاره ندارد مگر از راه معرفت خدا و با ارتباط با او چون او آفرید او دارد اداره می کند این چنین نیست که دیگری آفریده باشد یا این چنین نیست که او آفریده و دیگری اداره کند او هم خالق است هم ربّ، هم آفریدگار است هم پروردگار، خب اگر هم او آفریدگار است هم پروردگار و علم هم می گوید انسان اگر خواست چیزی را بشناسد از راه سبب باید بشناسد خب بدون ارتباط با خدا اشیا شناخته نمی شود چون بدون ارتباط با او اشیا شناخته نمی شود انسان بیراهه می رود لذا در تشخیص اشیا، قانون گذاری اشیا، کسانی که الهی فکر نمی کنند در زحمت اند پس بر اساس اینکه علم هر چیزی از راه سبب آن باید باشد (یک) و سبب اشیا و اشخاص خدای سبحان است بر اساس اللَّهُ خَالِقُ کلِّ شَیءٍ و الله هم رَبُّ الْعَالمَین[۱۱]است (دو) به هر اندازه که خدا را شناختیم با او رابطه پیدا کردیم خودمان را می شناسیم حوزه خودمان را می شناسیم وظیفه خودمان را می شناسیم درست عمل می کنیم (این سه) آن که خدا را شناخت هم خودش را می شناسد هم جهان را می شناسد هم اشیا و اشخاص را ما به اندازه خودمان که خدا را می شناسیم راهمان را پیدا می کنیم. آنچه مانع این کار است آنچه مرحوم کلینی نقل کرده در جوامع روایی دیگر هم هست اهل سنّت هم این را نقل کردند که «حُبّ الدنیا رأس کلّ خطیئه»[۱۲]این خطیئه در قبال خطا نیست ما یک خطای علمی داریم یک خطیئه عملی مثلاً اگر کسی در مطلبی اشتباه کرد می گوییم این خطای فکری است اگر یک کار بدی کرد می گوییم خطیئه است گاهی خطیئه به عمل برمی گردد خطا به فکر برمی گردد در مقابل هم اند گاهی خطیئه مطلق است خطا را هم شامل می شود «حبّ الدنیا رأس کلّ خطاء و خطیئه» هر کس در مسیر تشخیص و فکر، بیراهه رفته است یا در عمل، بیراهه رفته است در اثر اینکه دنیا چشمش را بست بر اساس همان مثالی که قبلاً گفته شد اگر چیزی جلوی چشم آدم باشد این چشم آدم جایی را نمی بیند محبّت دنیا چون مُظلِم است اگر به دل بنشیند چشم دل کور می شود بخش عقل نظر که متولّی اندیشه است بخواهد چیزی را بفهمد گرفتار خطای علمی می شود بخش عقل عمل که متولّی انگیزه است آنجا هم بخش عقل عمل آسیب می بیند انسان بیراهه می رود بنابراین «حبّ الدنیا رأس کلّ خطاءٍ و خطیئه» خب حالا دنیا چیست؟ دنیا که آسمان و زمین و آب و باغ و راغ و اینها نیست اینها مخلوق های الهی اند اینها آیات الهی اند سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ[۱۳]اینها مخلوق حق اند آیات الهی اند دنیا را در سوره مبارکه حدید مشخص فرمود که پنج مقطع دارد أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَینَکمْ وَتَکاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلاَدِ[۱۴] همین بازی ها همین سرگرمی ها همین مقام خواهی ها همین خودخواهی ها همین برتری طلبی ها همین تظاهر به مال و جمال و اینها، اینها دنیاست خب اگر دنیا همین پنج بخش است که در آیه کریمه مطرح شده اگر کسی به یکی از این بخش های پنج گانه دل بست می شود «حبّ الدنیا» با این حصر که بیان فرمود یعنی دنیا غیر از این نیست پس ارض و سما اینها مخلوقات الهی اند اینها آیات الهی اند زمین بد نیست آسمان بد نیست آب و هوا بد نیست همین بازی ها که عمری به همین ها دارد می گذرد فلان شخص به این مقام رسید فلان شخص به آن مقام رسید عمری به اینها دارد می گذرد یک وقت است می گوییم فلان شخص به جامعه خدمت کرد به دین خدمت کرد این آخرت است این دنیا نیست یک وقت است ما تلاش و کوشش می کنیم که به این مقام برسیم این می شود دنیا، خب «حبّ الدنیا رأس کلّ خطاءٍ و خطیئه» آن وقت نمی گذارد آدم جایی را ببیند وقتی جایی را ندید به جای اینکه این راه را صحیحاً طی کند کج راهه می رود چون کج راهه می رود به جایی می رسد که می بیند خدا می فرماید: عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاکبُونَ[۱۵] اینها خودشان عمداً از راه راست لغزیدند اگر معرفت، صحیح باشد حتماً راه صحیح است و عمل صالح را به همراه دارد و اگر معرفت توحیدی صحیح نباشد آن خطر را به همراه دارد ممکن نیست کسی خدا را نشناسد و چیزی از جهان بینی نصیب او بشود خود را بشناسد جامعه را بشناسد رابطه خود و جامعه را بشناسد اینها ممکن نیست برای اینکه اینها همه معلول یک علت اند و او آن علت را نشناخت قهراً بیراهه می رود فَهُمْ فِی رَیبِهِمْ یتَرَدَّدُونَ[۱۶] در تعبیرات قرآن کریم این جمله هست که بعضی ها سرگردان اند می دانید یک انسان بصیر و بینا وقتی که کارش از مسجدی، مدرسه ای از محلّی تمام شد وقتی می خواهد خارج شود به آسانی در خروجی را می بیند راه خروجی را می بیند می رود اما یک نابینا وقتی که نمی داند درِ خروجی کجاست در ورودی کجاست وقتی می خواهد برود بیرون گاهی به دیوار شرق مراجعه می کند گاهی به دیوار غرب این ردّ مکرّر بی نتیجه را می گویند تردید این باب تفعیل برای همان شدّت مبالغه است فرمود: فَهُمْ فِی رَیبِهِمْ یتَرَدَّدُونَ راه خروجی را بلد نیست برون رفت را بلد نیست فَهُمْ فِی رَیبِهِمْ یتَرَدَّدُونَ…هر اندازه که خود را دریابیم و محبّت غیر خدا را به دل راه ندهیم راحت زندگی می کنیم چیزی به نام ساده زیستی آدم را نمی رنجاند چیزی به نام جهل می رنجاند چیزی به نام جهالت می رنجاند حالا برسیم به بخش دوم از بحث که شرح کوتاهی از نهج البلاغه حضرت امیر (سلام الله علیه) است که آن هم در همین راستاست.

درنامه چهل و پنجم از نامه های نهج البلاغه این نامه ای است که وجود مبارک حضرت امیر برای عثمان بن حنیف انصاری مرقوم فرمود، عثمان بن حنیف از اصحاب پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود خب دوران حضرت را ادراک کرد بعد هم در زمان دومی سِمتی پیدا کرد در زمان وجود مبارک حضرت امیر والی بصره شد می دانید بصره، اهواز، کرمان مجموعاً یک استانداری بود که د

  راهنمای خرید:

  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.