خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
با فایل فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت شامل ۷۶ اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابو دجانه همنشین رسولخدا (ص ) در بهشت :
ابو دجانه سماک بن خرشه انصاری
از بزرگان و جان نثاران در راه اسلام و از رجعت کنندگان برای یاری حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء و از همنشینان پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در بهشت است
اگر بخواهیم در باره این شخصیت والا مقام و مطالبی که در باره او گفته و نوشته شده و در تاریخ آمده به اندازه کافی صحبت کنیم. سخن بدرازا می کشد و بصورت کتاب در می آید ولی فهرست وار به بعضی از آنها متعرض می شوییم.
نسب
سیره نویسان، سلسله نسب او را چنین نوشته اند: «سماک بن حرشه بن لوزان بن عبدود بن ثعلبه بن خزرج». بدین ترتیب، نسب او به کعب بن خزرج می رسد. وی از از قبیله خزرج از تیره بنی ساعده بوده است. این طایفه در محله ای در شرق بازار یثرب در راه شام و کنار چاه بضاعه زندگی می کردند.
در زمان رسولخدا صلی الله علیه و آله
وی هنگام ورود رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم) به مدینه از استقبال کنندگان ایشان بود و از نخستین مسلمانان مدینه بود که در شکستن بت های بنی ساعده شرکت داشت.هنگام ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به مدینه، وی از ایشان خواست تا به منزلش فرود آید. در پیمان برادری، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) او را برادر عتبه بن غزوان از قبیله مازن کرد.
تشابه اسمی
شباهت نام ابودجانه صحابی پیامبر (صلی الله علیه وآله) با سماک بن مخرمه اسدی که از عثمانیان بود و از علی (علیه السلام) کناره گرفت، یا سماک بن خرشه جعفی، سبب شده تا برخی گمان برند که وی در جنگ صفین حضور داشته است.
طبری نیز در اخباری که در فتوح زمان عمر، از سیف بن عمر تمیمی نقل کرده، از سماک بن خرشه انصاری نام برده است که در فتح برخی نواحی ایران شرکت داشته است، اما این یک، کنیه ابودجانه ندارد. برخی از محققان برآنند که این سماک بن خرشه انصاری یاد شده در تاریخ طبری، اساساً بر ساخته سیف بن عمر تمیمی است.
برخی ابودجانه را از شهدای کربلا می دانند. صاحب ریاض الشهاده به نقل از روضه الشهداء ابودجانه را در شمار شهیدان کربلا ذکر کرده است. و حال آن که در روضه الشهداء از عبدالله بن ابودجانه به عنوان شهید یاد شده است. نه از ابودجانه پدرش.
آیات در شأن ابودجانه
آیاتی که درقرآن کریم. از مجاهدین و فداکاران راه خدا بطورعام و بعضی از آیات بصورت خاص در باره او ترسیم گردیده است (از جمله)
گفته اند آیه ی چهارم سوره ی صف (خداوند، کسانی را که در راه او، در صف واحد مقابل دشمن، همچون بنایی آهنین و سدی پولادین جهاد می کنند، دوست می دارد) درباره ی افرادی چون حضرت علی (ع)، ابودجانه ی انصاری و…. نازل شده است. این آیه، ابودجانه را در کنار شخصیت های بزرگی چون امیر مؤمنان، علی (ع) و حضرت حمزه، به منزله ی مجاهدی شجاع، با ایمان و کم نظیر معرفی می کند. ( محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۴.
برخی مفسران، نزول آیه تا سوره آل عمران را درباره دلاوری های امیرالمومنین علی (علیه السّلام) و ابودجانه در نبرد احد دانسته اند. [بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج، ص. – طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج، ص.
از همنشینیان پیامبر در بهشت
سیوطی در در المنثور در ذیل این آیه روایتی آورده است؛ «بینما رسول الله (صلی الله علیه و اله وسلّم) یوما فی مسجد المدینه فذکر بعض أصحابه الجنه فقال النبی صلی الله علیه و سلم یا أبا دجانه أما علمت ان من أحبنا و ابتلی بمحبتنا أسکنه الله تعالی معنا ثم تلا فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر.» جابر می گوید: روزی با پیامبر در مسجد مدینه بودیم، بعضی از اصحاب یادی از بهشت کردند، سپس پیامبر فرمود: ای ابادجانه بدان که هر کس ما را دوست بدارد و بخاطر دوستی ما به گرفتاری مبتلا شود، خداوند تعالی او را همراه ما در بهشت ساکن می کند و سپس این آیه «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» را تلاوت فرمود. [سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج، ص.
آیات و سوره قمر را در هم نشینی وی با پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دانسته اند.
«ان المتقین فی جنات و نهر؛ همانا پرهیزکاران در بهشت ها و باغ ها و رودهای جاری و وسعت زندگی و روشنی دائم خواهند بود.»
«فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر؛ قمر -۵۴-۵۵ در جایگاهی راستین (جایگاهی در برابر ایمان و عمل راستین، یا تبلور و تجسم یافته از عقاید و کردار راستین) نزد سلطانی با کمال اقتدار.»
ابو دجانه و رجعت
«و اذا وقع القول علیهم اخرجنا دابه من الارض تکلمهم ان الناس کانوا بایاتنا لایوقنون و یوم نحشرهم من کل امت فوجا ممن یکذب بایاتنا فهم یوزعون؛ [نمل/سوره، آیه.و هنگامی که قول بر آنان واقع گردد از زمین موجودی را بیرون می سازم که با آنان سخن می گوید ولی مردم به آیات ما ایمان نمی آورند. و روزی که از هر امتی گروهی از کسانی که تکذیب ما می کردند محشور کرده سپس آنها نگه داشته می شوند».
این آیه مشهورترین آیه رجعت است که به تنهایی به رجعت دلالت دارد، چراکه ظاهر آیه این مطلب را بیان می کند که این، حشر گروهی از هر امتی غیر از حشر در روز قیامت است، زیرا حشر در آیه فوق حشر همگانی نیست در حالی که حشر در روز قیامت شامل همه انسانها می گردد.
ابودجانه به سبب ایمان خالص و فداکاری کم نظیر در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم)، به منزلتی رسید که به وی، یاری و همراهی با امام مهدی (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) نوید داده شد.
در روایت های اهل بیت (علیه السّلام)، بارها به موضوع رجعت و بازگشت گروهی مؤمن خالص پس از ظهور حضرت مهدی برای بهره مندی از برکت های دولت جهانی آن حضرت و دیدار عظمت اسلام در آن دوره تصریح شده است. آیات قرآن کریم نیز این موضوع را تایید کرده اند.
بر پایه مضمون برخی روایت ها، پس از ظهور امام عصر، افرادی چون مالک اشتر، اصحاب کهف، سلمان و ابودجانه بار دیگر به دنیا باز می گردند و در کنار آن حضرت، به منزله فرمانده لشکر یا اصحاب ویژه، به خدمت گزاری می پردازند. امام صادق (علیه السّلام) به شاگردش، مفضل، می فرماید: از پشت کوفه (نجف اشرف)، تن با حضرت قائم ظهور می کنند. پانزده تن آنان از قوم حضرت موسی (علیه السّلام) هستند که در راه حق، پایدار بودند؛ هفت تن آنان اصحاب کهف اند و پنج نفر باقی عبارتند از: یوشع بن نون، سلمان، ابودجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر. این افراد در رکاب امام زمان و به منزله یاران و فرماندهان در خدمت آن حضرت اند.
قمی، عباس، سفینه البحار، ج، ص. -مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج، ص.-طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج، ص. – امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج، ص.
ابودجانه در جنگ بدر
ابن اثیر در کتاب اسدالغابه می نویسد: «ابودجانه در جنگ بدر و اُحد و همه ی جنگ های عصر پیامبر اکرم (ص) شرکت کرد. وی یکی از افراد سپاه ۳۱۳ نفری اسلام در جنگ بدر بود. او در این جنگ، ضربه های مهلکی بر دشمن وارد ساخت و یکی از دلاوران دشمن به نام زمعه بن اسود را نابود کرد». (عزالدین ابوالحسن علی بن محمد بن الاثیر، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۲۵۳.
عبدالرحمن بن عوف نیز می گوید: پس از جنگ بدر به جمع آوری غنایم پرداختم. ناگاه امیه بن خلف (یکی از سران معروف شرک) را در گوشه ی میدان دیدم که می خواست به همراه پسرش بگریزد. به من روی کرد و گفت: «من از این غنایم برای تو ارزشمندترم. اگر من و پسرم را از معرکه بیرون ببری، جبران می کنم». من او و پسرش را از معرکه بیرون بردم. ناگهان بلال حبشی او را دید و گفت: «ای مسلمانان، او ابن امیه، سردمدار کفر است». مسلمانان به سوی او حمله کردند و وی و پسرش را کشتند. امیه پیش از کشته شدن به من گفت: «او ضربه های سختی بر ما وارد کرد». سپس پرسید: «آن مرد کوتاه قد که دستمال سرخی بر پیشانی بسته بود و در سپاه شما می جنگید که بود؟» گفتم: «او مردی از انصار به نام سماک بن خرشه (ابودجانه) است». امیه گفت: «ما بر اثر ضربه های این مرد نیز در برابر شما چون حیوانات سربریده سرکوب شدیم». (- عبدالحمید بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۴، ص ۱۳۵، ۱۳۶
دعای پیامبر برای ابودجانه در جنگ احد
ابودجانه مردی بسیار شجاع بود و در جنگ ها، رشادت های فراوانی نشان می داد. می گویند در جنگ احد، هنگامی که رسول خدا (ص) مجروح شد و به سبب یک غفلت، بیشتر مسلمانان میدان جنگ را رها کردند، نبرد بسیار سخت شده بود. خطر، جان پیامبر خدا را تهدید می کرد. از این روی، اصحاب ویژه، پیامبر را در میان گرفتند تا به ایشان آسیبی نرسد. در این میان، پهلوانی از میان لشکر دشمن به سوی حضرت هجوم آورد و چون نزدیک شد، فریاد زد: «من ابن زهیرم. محمد را به من نشان دهید. یا من باید کشته شوم یا او را می کشم». اصحاب رسول خدا (ص) خاموشی را به صلاح ندیدند.از این روی، ابودجانه، رزم آور شجاع اسلام برای مبارزه با او به سوی لشکر دشمن رفت. چون به نزدیک آنان رسید، با صدایی رسا به ابن زهیر گفت: «ای دشمن خدا، به سوی مدافع جان پیامبر خدا، محمد، پیش آی تا پاسخ گستاخی ات را بدهم».
ابودجانه و زهیر با هم درگیر شدند و جنگ سختی درگرفت. سرانجام، ابودجانه ضربه ای بر پای اسب زهیر زد که آن را به خاک انداخت. سپس ضربه ای بر پیکر ابن زهیر فرود آورد.
رسول خدا (ص) چون این صحنه را دید، به آسمان روی کرد و فرمود: «پروردگارا، از ابودجانه راضی باش. من از او راضی ام». ابودجانه در این نبرد، یکی از فرماندهان شجاع دشمن را روانه ی دوزخ ساخت و این کار، روحیه ی مسلمانان را تقویت کرد. ( ابوعبدالله محمدبن عمر الواقدی، المغازی، تحقیق مارسدن جونز، ج۱، ص۲۴۶.
ادای حق شمشیر
پیش از آغاز نبرد احد، پیامبر شمشیری در دست گرفت و فرمود: «چه کسی می تواند حق این شمشیر را ادا کند؟»
عده ای گفتند: ما می توانیم، ولی پیامبر شمشیر را به آنان نداد. ابودجانه برخاست و گفت: «ای رسول خدا، حق آن چیست؟»
پیامبر اکرم (ص) فرمود: «حقش این است که تا خم نشده، دشمن را از دم تیغ آن بگذرانی».
ابودجانه گفت: «ای پیامبر خدا، من حق آن را ادا می کنم». حضرت شمشیر را به ابودجانه داد. وی شمشیر را گرفت و پیشانی بند سرخ رنگش را که نشانه ی رزم و هجوم مردانه ی وی بود، بر سر بست. سپس مغرورانه به سوی دشمن حرکت کرد. وقتی رسول خدا (ص) ابودجانه را در آن حال دید فرمود: «در معرکه ی نبرد و در رویارویی با مشرکان و متکبران، این عمل زشت نیست، ولی جز این، متکبرانه راه رفتن، محبوب و پسندیده ی خدا نیست». ( ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقاء و…، ج۳، ص۷۱.
با آغاز درگیری، ابودجانه به سوی سپاه دشمن تاخت و آن گونه که پیامبر (ص) خواسته بود، دشمن را از دم تیغ گذراند.
وی هنگام حمله چنین رجز می خواند: «من آنم که در دامنه ی کوه و کنار نخلستان، محبوبم رسول خدا (ص) با من پیمان بست که در اسارت زندگی نکنم و با شمشیر خدا و رسول، دشمن را نابود کنم». (- انا الذی عاهدنی خلیلی و نحن بالسفح لدی النخیل الا اقوم الدهر فی الکیول اضرب بسیف الله و الرسول ( ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقاء و…، ج۳، ص۷۱.
زبیربن عوام که خود سربازی دلاور بود، می گوید:
هنگامی که رسول خدا (ص) آن شمشیر را به دست گرفت و فرمود: «کیست که…» من از کسانی بودم که پیش رفتم و از حضرت آن شمشیر را خواستم، ولی به من نداد. از اینکه پیامبر شمشیر را به من نداد، ناراحت شدم و با خود گفتم: «چرا رسول خدا (ص) شمشیر را به من که از قریش و پسر عمه اش، صفیه بودم و آن را درخواست کردم نداد، ولی به ابی دجانه ی انصاری داد. به خدا سوگند، باید ابودجانه را تعقیب کنم تا پایه ی شجاعتش را ببینم.
من در میدان به دنبال او بودم، هیچ قهرمانی با وی روبه رو نمی شد؛ مگر اینکه ابودجانه او را از پای در می آورد. م
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.