خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.169,200 تومانقیمت فعلی 169,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل ۷۳ اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان :
ماه رمضان از فرصت های اختصاصی است که خدای متعال در اختیار مؤمنین قرار داده است و درهای رحمت خدا در این ماه باز است و به تعبیر وجود مقدس نبی اکرم «شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیافَهِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کرَامَهِ اللَّهِ» خدای متعال در این ماه ما را به ضیافت خودش دعوت کرده است. «دُعیتم» دعوت شدید، نگفتند کی دعوت کرده است. پیداست دعوت کننده خداست، ما را به میهمانی خاص دعوت کرده. البته این دعوت به واسطه وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت شان است که داعی الله هستند. ولی دعوت آن ها همان دعوت خداست. تفاوتی نمی کند پیامبر ما را دعوت کند، یا خدا دعوت کند.
در هر دو صورت، دعوت کننده خداست. پیامبر همه کارهایش این گونه است. فقط وحی اش نیست که «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی،إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی» فقط این نیست که «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَی» وقتی هم حضرت دعوت می کند، خدا دعوت می کند. حضرت ما را در این ماه به ضیافت خدا دعوت کردند.
این میهمانی خدا که برای ما قرار داده شده، قاعدتاً ضیافت عمومی حضرت حق نیست. آن سفره که همیشه پهن است و ما همیشه میهمان خدا هستیم. عالم سراسر میهمان خانه خداست و همه مخلوقات میهمان خدا هستند. پس این ضیافت یک ضیافت خاص هست. به تعبیر بزرگان، از ضیافت رحیمیه است. رحمت خاص خدا در این ماه برای مؤمنین قرار داده شده است.
رزق قرآن، ضیافت خاص ماه رمضان
این ضیافت خاص چیست؟ بی تردید یکی از رزق هایی که در این ضیافت الهی تقسیم می شود، رزق قرآن، و بهره مندی از این کتاب عزیز است. چون می دانید وقتی خدای متعال این ماه را در قرآن توصیف می کند، می فرماید «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»، ویژگی این ماه این است که قرآن در آن نازل شده است. مقصود از شهر رمضان غیر از این جنبه ظاهری ماه، آن جنبه حقیقی و باطنی و ملکوتی ماه رمضان و شهر الله است. در روایات فرمودند نگویید رمضان، بگویید شهر رمضان، اسماءالله است.
آن حقیقتی که در عالم هست، آن حقیقت ظرف نزول قرآن هست. این کتاب الهی که سراسر نور، ذکر و حیات است، در ظرف ماه رمضان تنزّل پیدا کرده است. لذا وقتی ما به ماه رمضان دعوت می شویم، دعوت به کتاب الله شدیم. در روایات از قرآن تعبیر به مأدبه الله شده است، سفره ای که خدای متعال گسترده است. بر سر این سفره رزق های فراوانی هست که اهل این معرفت از این رزق برخوردار هستند و تناول می کنند. این سفره ایی که خدا در ماه رمضان پهن کرده است، «الذی انزل فیه القرآن» کتابی که در محضر خدای متعال است، کتابی که «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ، وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ»، کتابی که «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ، فِی کِتَابٍ مَّکْنُونٍ» و یا فرموده است: «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِیدٌ، فِی لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ» که نیاز به ترجمه ندارد، این کتاب درماه رمضان تنزّل پیدا کرده است. انوار قرآن در ماه رمضان منتشر است.
فایل پاورپوینت کامل حقیقت و باطن ماه رمضان
بنابراین ماه رمضان غیر از این جنبه ظاهری و ملکی، یک حقیقت و باطنی دارد که اگر کسی وارد آن بشود، وارد سفره گسترده خدا شده است. آن حقیقت کتاب، اسرار کتاب در این ماه تنزّل پیدا کرده است. آنچه که ما در ماه های دیگر باید با زحمت تلاش کنیم و به دست بیاوریم، این ماه به آسانی به دست می آید. چرا؟ چون این کتاب وسیله خدای متعال در این ماه نازل شده است. به جای اینکه ما صعود کنیم، این کتاب فرود آمده است و ما راحت می توانیم از نعمت های قرآن و رزق قرآن و برکات قرآن برخوردار شویم.
پس یکی از ضیافت های اصلی این ماه، یکی از رزق های اصلی که در این ماه، خدای متعال بر سر سفره خودش قرار داده، رزق قرآن است. خیلی بشارت بزرگی است که به ما دادند. حضرت فرمودند یک آیه قرآن در این ماه، ثواب یک ختم قرآن در ماه های دیگر را دارد. چون قرآن در ماه رمضان، شاخ و برگ خودش را نازل کرده است. ثمرات و میوه های خودش را در دسترس شما قرار داده است. آن وقت به قلب این ماه که برسیم که شب قدر است، «انا انزلناه فی لیله قدر»، اگر کسی از سفره این ماه که قرآن هست برخوردار شد، به شب قدر که رسید، به اسرار قرآن دست پیدا می کند.
قرآن و شب قدر
اینکه قرآن در ماه رمضان و در شب قدر نازل شده است، دو جور معنا می شود. یک معنایش این است که خدای متعال فرموده ما قرآن را در ماه رمضان نازل کردیم، یعنی قرآن در شب قدر نازل شده است. شب قدر هم شب ۲۳ ماه رمضان است. این یک معنایش است. یک معنای دیگری که نازل شده است، این است که قرآن در کل ماه رمضان انوارش جاری است. در همه ماه رمضان سفره قرآن پهن است. ارزاق قرآن در ماه رمضان منتشر است. منتهی در شب قدر یک ضیافت خاصی از قرآن است و آن اسرار قرآن و حقایق قرآن در شب قدر نازل می شود. لذا اگر کسی بر سر این سفره نشست، با انوار قرآن سیر کرد و وارد شب قدر شد و شب قدر را درک کرد، آن وقت به اسرار قرآن راه پیدا می کند که ضیافت خاص اهل الله و اهل شب قدر است. ولی اهل ماه رمضان همه شان بر سر سفره قرآن نشسته اند و از سر سفره قرآن برخوردار هستند.
احکام قرآن، نفی عبادت غیر و پرستش خدای متعال
خب حالا این رزق هایی که در قرآن است، چیست؟ ان شاءالله اگر خدای متعال توفیق دهد، در این چند شب، یک نکته کلی راجع به قرآن که در آیات ابتدایی سوره مبارکه هود است را که تقریبا همه قرآن خلاصه شده است و مرحله إحکام قرآن توضیح داده شده است، همان نکته را ترجمه می کنم. خدای متعال در این آیه می فرماید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، الر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ» معمولا در اکثر سُوری که با حروف مقطعه شروع می شوند، عمدتا بحث بعدی بحث از قرآن است. یک رابطه ای بین این حروف مقطعه و کتاب هست.
اینجا هم می فرماید: «الر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ» همه آیات قرآن محکمات است، محکم هستند. هیچ تزلزلی در آن نیست، مستند به خدای حکیم است. «ثم فصّلت» بعد از مرحله إحکام، تفصیل پیداکرده است. «من لدن حکیم خبیر» البته همه حکمت الهی که نه، حکمت الهی تا آنجایی که ممکن بوده در این کتاب تجلّی و تنزّل پیدا کرده است.
خب این کتاب چیست؟ همه کتاب شاید مرحله همین احکامش است، «ان لا تعبدوا الا الله» عبادت نکنید، احدی را جز الله تبارک و تعالی. یک نفی است و یک اثبات. همه قرآن همین است. قرآن سراسر این است. «لا تعبدوا الا الله انی لکم منه نذیر و بشیر» من از طرف خدای متعال آمدم. از سر خود نیامدم و برای تأمین منافع شما هم آمدم. «لکم منه نذیر و بشیر» دو کار می کنم. یکی انذار است و دیگری تبشیر. انذار قرآن نسبت به همان قسمت اول است.
همه انذارهای قرآن و عقوبت هایی که گفته شده در قرآن، جهنم و درکات جهنم که گفته شده، رنج ها، همه عذاب هایی که در قرآن توضیح داده شده، مال همان قسمت است «لا تعبدوا» مال عبادت و پرستش غیر خداست. همه بشارت های قرآن، درجات بهشت و رحمت خاص خدای متعال، همه آنها هم مال قسمت دوم است، «الا الله» مال پرستش خدای متعال است. پس شاید همه دعوت قرآن در همین دو کلمه خلاصه می شود «ان لا تعبدوا الا الله» و همه انذارها و تبشیرهای قرآن هم در همین خلاصه می شود که البته باید ترجمه شود.
بعد دستور به استغفار است. «استغفروا ربکم ثم توبوا الیه» دستور به استغفار و توبه است که این استغفار و توبه هم شاید معنایش همین از پرستش غیر است. از این که غیر را به عنوان اله اخذ کردید، استغفار کنید. همه استغفارها باز به استغفار از همین یک امر بر می گردد که آدم غیر خدا را مورد توجه قرار داده است، پرستش و خشوع کرده است، و از او خواسته است. بعد از اینکه انسان از غفلت ها و شرک هایش استغفار کرد، «ثم توبوا الیه» با همه وجود رجوع به سوی حضرت حق کند. دامنش را از وادی شرک به سمت وادی اخلاص جمع کند. شاید سراسر قرآن همین است که این یک مقداری ترجمه می خواهد.
اقسام سه گانه معارف قرآن
قبل از ترجمه این آیات، یک نکته ای را راجع به قرآن اشاره کنم. این کتابی که در این ماه نازل شده است و رزق این ماه است، رزق اهل ماه و اهل صیام هست، از سر سفره قرآن می خورند، انوار قرآن در قلبشان تجلی می کند، این قرآن معارفش چند دسته است. در بیان نورانی امیرالمؤمنین که در بحارالانوار نقل کرده است، در ضمن یک کلام طولانی فرمودند «قسم کلامه ثلاثه اقسام» خدای متعال کلامش را سه قسم کرده است.
قسمی است که «جعل منه قسما یعرفه العالم من الجاهل» یک قسم قرآن را عارف و جاهل می فهمند. لازم نیست انسان عارف باشد. اگر به مقام معرفت هم نرسیدی، جاهل هم هستی، این را می فهمی. این همان جایی است که به همه احتجاج می شود، حجت تمام می شود.
این یک قسم قرآن است که به لسان عربی مبین است. جاهل و عارف می فهمند. لازم نیست انسان قدم به وادی معرفت گذاشته باشد تا اسرار قرآن بر او گشوده شود و رمز و رازهای قرآن برایش باز شود. همه می فهمند عارف و جاهل.
در قسم دوم فرمود «و قسم لا یعرفه الا من صفا ذهنه و لطف حسّه و صح تمییزه» برای این فهم شرطی هست به اینکه سه خصوصیت باید در انسان پیدا شود: صفای ذهن، لطافت حس و صحّت قدرت تمییز. خلاصه اش این است «ممّن شرح الله صدره للاسلام» آن کسانی که خدای متعال به آنان شرح صدر داده، آن اشخاص هم یک بخش دیگری از حقایق قرآن را می فهمند. پس این قسم از حقایق قرآن متوقف بر شرح صدر است.
قسم سوم این است: «و قسم لا یعرفه الا الله و امناه و راسخون فی العلم» قسم سوم آن معارفی است که جز خدای متعال و امناء الهی، یعنی نبی اکرم و اهل بیت شان و راسخون در علم، آن قسمت معارف قرآن را نمی فهمند. پس در یک دسته بندی معارف قرآن سه دسته است.
حالا قسم سوم که مربوط به اهل بیت است و البته ممکن است آن قسم را اگر کسی اهل شد، اهل بیت از آن قسم هم به او عطا کنند. کما این که در باب سلمان فرمود وجود مقدس نبی اکرم و امیرالمؤمنین، نه یک بار و دو بار بلکه مکرر به او تعلیم می کردند. «کانا یعلّمانه من مکنون علم الله» از مکنون علم الهی با سلمان می گفتند.
همان است که «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ، فِی کِتَابٍ مَّکْنُونٍ» در یک منزلتی، قرآن در کتاب مکنون است، کتابی که در پوشش و حفاظ است. «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون» اگر کسی شیعه اهل بیت مثل سلمان شد، شعاع وجود امیرالمؤمنین شد، از آن بخش از علوم هم برخوردار می شود.
شاید جزو راسخون در علم هم بشود. راسخون در علم بعضی گفتند صدرشان نبی اکرم و اهل بیت است، ولی اعم از اهل بیت هستند. لذا شیعیان اهل بیت هم جزو راسخون در علم می شوند. بنابراین آن بخش سوم معارف مال نبی اکرم و اهل بیت است، مال آن کسانی است که به رسوخ درعلم رسیدند. بزرگان این کلمه را معنا کردند.
اگر کسی مثل سلمان شد، و اهل البیت شد، از علوم بیت با خبر می شود و اسرار قرآن را به او می گویند. یعنی آن بخش سوم هم یک قسمش در اختیار شیعیان خاص قرار می گیرد که آن اسرار قرآن و مکنون علم الله است. حضرت فرمود سلمان اگر علوم ما اهل بیت را داشت، به خاطر این بود که منا اهل البیت بود.
لذا در روایت فرمودند: «علمنا صعب مستصعب لا یحتمله ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
