خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک با ۱۲۰ اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح علیه السلام در میان مسیحیان کاتولیک :
مقدمه
کلیسای کاتولیک[۱] یکی از سه شاخه اصلی مسیحیت است که از دو فرقه دیگر مسیحی یعنی کلیسای ارتدکس شرقی[۲] و پروتستان[۳] قدمت و گستره پیروان بیشتری دارد و تاریخ خود را به عصر حواریون، یعنی بیش از ۲۰۰۰ سال پیش می رساند. کاتولیک[۴] در لغت به معانی اصل، اصیل، جامع، بلندنظر، آزاده، عمومی بوده و از ریشه یونانی «کاثولیکوس »[۵] مرکب از دو واژه (kath) و (holou) به معنای «همه چیز»، «مرتبط با کل» و «جامع، عام یا جهانی» گرفته شده است. لازم به ذکر است این واژه در هیچ جای عهد جدید به کار نرفته است و تا قرن سوم به معنای «جهانی» بود ولی در پایان این قرن، به معنای اعتقاد به آموزه های دارای سنّت حواری که در یک فدراسیون جهانی از کلیساها که همدیگر را به رسمیت می شناختند، پذیرفته شد(کونگ، ۱۳۸۴ش: ). کاتولیک ها این نام را به این دلیل برگزیده اند که کلیسای خود را اساس و پایه همه کلیساها می دانند و معتقدند فقط کلیساهای آنها نماینده حقیقی دین مسیح است. آنها معتقدند:
گروه های دیگر مسیحی که در طول تاریخ پیدا شده اند، از جهت اتصال به کلیسای حواری یا وفاداری به تفسیر راست باوری از ایمان مسیحی با این کلیسا شریک نیستند. به اعتقاد کاتولیک ها کلیسا ماهیتی الاهی دارد که تحت اشراف روح القدس و عیسی مسیح علیه السلام به فعالیت می پردازد و امروزه هرآنچه کلیسا و پاپ از منصب پاپی بگوید، چون به پطرس وصی عیسی می رسد، حجّت است. پطرس نیز به این سبب که جانشین مسیح و کلید دار بهشت و جهنم اوست، دارای مقام حجیّت است و کلیسا نیز چون به او ختم می شود، پس حجیت داشته و قابل اعتماد است. البته این بحث نیز مطرح است که اساساً عیسای ناصری، هرگز سخنی از بنای کلیسا به میان نیاورده است و بنابر شواهد موجود، عیسی هیچ کلیسایی در طول عمر خود بنا نکرد، هرچند عیسی مسیح علیه السلام کلیسای سلسله مراتبی را بنا ننهاد ولی کلیسا به معنای اصلیش که امت مسیحی است، توسط او بنیان گذاشته شد. باری، مؤمنان مسیحی درکلیسای کاتولیک معتقدند که شخص عیسی مسیح، مؤسّس کلیسا بوده و اعتبار و حجّیت کلیسا به او است. آنان معتقدند که پس از مرگ مسیح، جامعه دین متفاوتی از بنی اسرائیل و متأثر از رستاخیز مسیح و روح القدس به وجود آمده و گرچه توسط مسیح، کلیسا تأسیس نشد، اما اساس آن به مسیح بازمی گردد و مؤمنان به مسیح براساس اعتقاد به ملکوت الاهی اقدام به این عمل نمودند (Kong,2003: 299-300).
در امتداد همین تفکر، کلیسا دست به تأسیس نهاد کلیسایی با محوریت پاپ زد. تاریخ پرفراز و نشیبی برای رسمیت این نهاد وجود دارد. کاتولیک ها معتقدند رسالت حواریون بنابر آن چه در اناجیل آمده، در زمان مسیح و توسط خود مسیح به حواریون داده شده است[۶] و اکنون کلیسا تلاش می کند براساس آن رفتار نماید. عیسی نیز بنای کلیسا را بر شمعون، که او را پطرس یعنی صخره نامید، نهاد و کلیدهای ملکوت آسمان را به او داد.[۷] پطرس نیز آن را به آبای کلیسا سپرد. آنان معتقدند: کلیسای کاتولیک، کلیسای رسولی است؛ یعنی این ویژگی رسولی کلیساست که صحت سنت عقیده و عمل را ضمانت می کند. سنت کاتولیکی نیز تأسیس شد و ادامه یافت تا ایمان به مسیح، و تعالیم حواریون اولیه و جانشینان بعدی آنان را نشان دهد(نک: وان وورست، ۱۳۸۵ش: ۷۱-۷۴). کلیسای کاتولیک، این را تثبیت نظریه پاپی و نظام کلیسایی خود می داند و معتقد است که اسقف رم، جانشین پطرس است و به سبب این کلیدها، دارای قدرت فراگیر بر کلیساست. پولس نیز در نامه های خود به افراد بسیاری درود می فرستد و از بزرگان بسیاری، که در رهبری کلیسا نقش دارند و میانشان چند زن نیز وجود دارد، یاد می کند.
حتی در برخی از عبارات کتاب مقدس،[۸] که پیروان پولس آن را نوشته اند، به «اسقف»، «کشیش» و «شمّاس» اشاره شده است(Kong,2003:20).
با این توضیحات باید دانست، پرداختن به اعتقادات کاتولیکی به دلیل ارتباطی که عیسی مسیح علیه السلام با اعتقادات آخرالزمانی شیعه خصوصاً در بحث اقتدای عیسی مسیح علیه السلام به مهدی موعود(عج) دارد،[۹] می تواند جالب بوده و برای کسانی که مباحث بین الادیانی را جست وجو می کنند، مفید باشد. در ادامه ضمن بررسی جایگاه عیسی مسیح علیه السلام در هندسه معرفتی مسیحیت کاتولیک، با اندیشه انتظار در این سنّت دیرپای مسیحی و بازتاب آن در زندگی مسیحیان کاتولیک آشنا می شویم. در این نوشتار سعی شده با مراجعه مستقیم به منابع اصلی آئین کاتولیک کمترین دخل و تصرفی در آنها صورت پذیرد تا خواننده محترم بدون واسطه با اعتقاد کاتولیک ها در این زمینه آشنا گردد.
مفهوم بازگشت و رجعت مسیح علیه السلام
مراد از بازگشت مسیح، رجعت و ظهور او در آخرالزمان است که هنوز رخ نداده و طبق سنت مسیحی و کتاب مقدس مربوط به آینده است. این آموزه یک رویداد فرجام شناسانه الاهیاتی که جایگاهش در الاهیات مسیحی بخش آخرت شناسی[۱۰] است. از بازگشت عیسی مسیح به آمدن دوباره[۱۱] یاد می گردد و در مقابل آن آموز دیگری به نام آمدن یا ظهور اولیه[۱۲] مطرح می شود که جایگاه الاهیاتی آن بخش مسیح شناسی[۱۳] است.
هرچند در کتاب مقدس و خصوصاً در عهد عتیق و نبوت ها و پیشگویی های انبیای بنی اسرائیل در مورد ظهور منجی، بین این دو آموزه یعنی اولین ظهور مسیح در جهان و بازگشت پایانی او خلط هایی شده است ولی با دقت در فحوای این پیشگویی ها می توان به تفاوت آن ها پی برد. به عنوان مثال با کمی دقت می توان دریافت که آن چه در ایوب ۱۹: ۲۵-۲۶، دانیال ۷: ۱۳-۱۴، زکریا ۱۴: ۴، ملاکی ۳: ۱و۲ آمده است، مربوط به بازگشت نهایی مسیح است. (تیسن، ۱۳۵۶ ش: ۳۲۷ )
اگر تمام غایت نقش خداوند از آفرینش شخصیتی به نام مسیح را در فعل نجات بخش او بدانیم، باید دانست که با آمدن اولی او انسان ها پس از برداشته شدن موانع نجات، بشارت ملکوت الاهی را شنیدند و با ایمان آوردن به او خود را آماد ورود به آن ملکوت می نمایند و با آمدن دوبار مسیح در پایان جهان در آن ملکوت ساکن می گردند. بنابراین این دو ظهور و آمدن عیسی مسیح و هرآنچه در این بین اتفاق می افتد، تمام ایمان مسیحی است.
استفان تراویز یکی از متألهان مسیحی می گوید: وقتی در اعتقادنام رسولان آمده است که «مسیح برای داوری مرگ و حیات باز خواهد گشت» (اعتقادنام رسولان، بند ۷، به نقل از: New Catholic Encyclopedia)، به روشنی و اختصار امید مسیحیان برای کامل شدن نقشه و هدف الاهی در پایان عالم را بیان شده و مسیح پیروزمندانه خواهد آمد. البته او آمدن اولیه و ظهور مسیح را هم عرض و مساوی با بازگشت او در عملیات نجات خدا می داند و با استناد به آیاتی از عهد جدید(عبرانیان ۹: ۲۸ ) معتقد است:[۱۴]
«مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید. بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر او می باشند ظاهر خواهد شد، به جهت نجات».
جرج برانتل، نویسنده و الاهی دان معاصر کلیسای کاتولیک، با اذعان به دو ظهور برای عیسی و با تشویق مسیحیان به انتظار و فعالیت برای تحقق بازگشت مسیح، معتقد است:
«ما نه تنها یک ظهور، بلکه دو ظهور برای مسیح قائلیم، زیرا اولی صبر او را آشکار ساخت، اما دومی تاج ملکوت الهی را به همراه آورد، زیرا به طورکلی، همه چیز در مسیح دوگونه است. تولد او دوگونه است: یکی از پدر، قبل از عوالم، دیگری از باکره، در پایان نزول او دوگونه است: یکی در پنهانی مانند شبنم بر پشم گوسفندان و دومی آمدن پرسر و صدای او که باید باشد. او در ظهور اول خود در قنداقه پیچیده شده و در آخور بود و در ظهور دومش «خویشتن را به نور مثل ردا پوشانیده» (مزامیر، ۱۰۴: ۲). در اولین آمدنش متحمل صلیب شد و بی حرمتی دید (عبرانیان، ۱۲:۲)، اما در دومی می آید، در حالی که فرشتگان او را مشایعت کرده، او را تجلیل می کنند. نگذارید در اولین ظهور او باقی بمانیم، بلکه باید به دنبال ظهور دومش باشیم» (برانتل، ۱۳۸۱ش: ۲۷۵-۲۷۶).
همو که کتابش حاوی نظریات و سنت های آباء کلیسایی و متألهان مسیحی است، با صراحت اعلام می دارد، اعتقاد به بازگشت مسیح جزء سنت تغییرناپذیر کلیسای کاتولیک است:
«در پایان جهان، مسیح پیروزمندانه به عنوان داور همه انسان ها و فرشتگان دوباره خواهد آمد. این همان رجعت و داوری ای است که مسیح بسیاری از اوقات با حواریون خود درباره آن سخن گفت. این عقیده جزء ثابت سنت کاتولیک است» (همو: ۲۷۴-۲۷۵).
بنابراین روشن می شود که چرا پیروان مسیح پس از تصلیب عیسی علیه السلام و قیامش از میان مردگان ناگاه به آموز بازگشت او پناه بردند؛ وقتی پیروان عیسی علیه السلام او را ناباورانه بر صلیب دیدند، بی آن که خود را بتواند نجات دهد، سردرگم گردیدند؛ او که نتوانست جان خود را نجات بدهد، چگونه می توانست شهریار نجات بخش پیروان خود باشد؟ سه روز پس از سردرگمی و بهت پیروان عیسی(، زنانی که برای زیارت قبر او رفته بودند، آن را خالی دیدند و «فرشته ای آنان را متوجه شده و گفت: ترسان مباشید. می دانم که عیسای مصلوب را می طلبید. در این جا نیست؛ زیرا چنان که گفته بود، برخاسته است» (متی ۲۸: ۵-۱۰). وقتی عیسی بر صلیب شد، بی آن که حکومتی پایه ریزی کند، سایه یأس و نومیدی بر پیروان او سایه افکند و آنان همه اعتقادات خود را زیر سؤال دیدند؛ آیا به راستی عیسی مسیحای بنی اسرائیل بود؟ این پرسش بسیار آزارنده می نمود. به همین دلیل، تا وقتی که مریم مجدلیه و زنان همراهش از تجربه خود در یافتن قبر خالی عیسی علیه السلام سخن نگفتند، خانه نشینی و خموشی این نوکیشان ادامه داشت. از نگاه آنان قیام مسیح، اثبات حقانیت انجیل بود.(ناس، ۱۳۹۲ ش: ۶۱۰ ) قیام عیسی(، حواریان او را معتقد ساخت که عیسی به زودی و بار دیگر سوار بر ابرها به زمین بازخواهد گشت و همه وعده ها در حق بنی اسرائیل را عملی خواهد کرد. از این رو، جرئت و جسارت جدیدی در آنان پیدا شد و با کمال شجاعت به وعظ و تبلیغ در میان مردم مشغول شدند، درست در میان همان مردمی که چندی پیش عیسی در میان شان دست گیر شده و بر صلیب شده بود.
کاتولیک ها طبق یک سنت متقن و با تأسی به بزرگان کلیسای خود در مورد بازگشت مسیح معتقدند:
«وقتی آینده را در نظر می گیریم، می بینیم که قومی که خدا با آنان پیمان قدیم را بست و قوم جدید خدا متوجّه اهداف مشابهی هستند، یعنی انتظارِ آمدن یا بازگشت مسیحا. اما ما منتظر بازگشت مسیحایی هستیم که مُرد و از میان مردگان برخاست و به عنوان خداوند و پسر خدا تصدیق شده است ولی دیگران منتظر آمدن مسیحایی هستند که خصوصیاتش تا آخرالزمان مخفی می ماند و انتظار آنان توأم با ماجرای نشناختن یا نپذیرفتن به عیسی مسیح است» (مفتاح و همکاران، ۱۳۹۳ش: بند ۸۴۰).
به صورت خلاصه مسیحیان کاتولیک، بر اساس کتاب مقدس، معتقدند: عیسی به صورت ناگهانی و بدون اطلاع قبلی (نک: یوحنا ۳:۱۴ و ۲۱: ۲۲ و ۲۳؛ مرقس ۱۳: ۳۳-۳۷؛ متی ۲۴: ۲۳-۵۱) در جلال و هیبت پدر و به هم راه فرشتگان و با پیروزی و فتح باز خواهد گشت(نک: متی ۱۶: ۲۷ و ۱۹: ۲۸ و ۲۵: ۳۱). در تفاسیر گاه با استناد به آیاتی چون «تا خداوند را در هوا استقبال کنیم» (اعمال رسولان ۱: ۱۱) بازگشت عیسی، حضور او در آسمان معنا شده و گاه نیز با تمسک به آیاتی چون «همین عیسی که از سوی شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد»، بازگشت عیسی حضوری زمینی معنا شده است. البته برای هریک از این حضورها اهدافی را نیز بیان می کنند. برای مثال، ملاقات با ایمان داران با استناد به آیه «باز می آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد» (همو، ۷: ۱۴)، از اهداف مهم بازگشت عیسی به آسمان شمرده شده و بررسی و داوری میان امت ها، نجات بنی اسرائیل، آزاد ساختن ملت ها و برقراری ملکوت، از اهداف بازگشت زمینی عیسی مسیح علیه السلام به شمار می روند که در این میان، برقراری ملکوت خدا، هسته مرکزی تعالیم عیسی و هدف عمده بازگشت اوست.[۱۵] با این همه از نگاه الاهی دانان مسیحی، عیسی به هنگام بازگشت خود دارای دو نوع ظهور خواهد بود: بازگشت آسمانی و بازگشت زمینی که هرکدام دارای هدف و غایتی هستند. (الامیرکانی، ۱۸۹۰م: ج۲، ۵۰۵)
جایگاه عیسی مسیح علیه السلام در الاهیات کاتولیک
الاهیات مسیحی بر محور شخصیت بنیانگذارش یعنی عیسی مسیح علیه السلام ایجاد شد و در حقیقت شاکله اصلی آموزه های این دین عبارت است از مجموعه گزاره های اعتقادی که متکلمان مسیحی پیرامون عیسی انشا کرده اند.[۱۶] از نظر مسیحیان، «مسیحِ زنده، اوّل و آخر مسیحیت است» (کاکس، ۱۳۷۸ش: ۱۵۱). بدین ترتیب، مسیح شناسی بخشی از الاهیات مسیحی است که به بررسی هویت عیسی مسیح(ع)، به ویژه مسئله پیوند میان بُعد بشری و الوهی او می پردازد. مسیحیان معتقدند که مسیح کاملاً خدا و در عین حال کاملاً انسان است. آنها مسیح را شخص دوم در تثلیث می دانند.
از نظر مسیحیان، کل زندگی مسیح یک تعلیم دائمی بود:
«سکوتش، معجزاتش، حرکاتش، نمازش، محبتش به مردم، دلبستگی خاص وی به افتادگان و فقیران، پذیرفتن قربانی کامل بر روی صلیب به خاطر فدیه جهان، و رستاخیزش همه اینها به فعلیت رساندن کلمه اش و تحقق وحی اش بود. شاگردان مسیح باید خود را شبیه او کنند تا شخصیت مسیح در آنان شکل بگیرد» (نک: غلاطیان ۴: ۱۹).
کاتولیک ها معتقدند، قانون اخلاق در مسیح به کمال و وحدت می رسد. عیسی مسیح علیه السلام به شخصه طریق کمال است. او غایت شریعت است، زیرا فقط او عدالت خدا را تعلیم می دهد و اعطا می کند (مفتاح و همکاران، ۱۳۹۳ش: بند ۱۹۵۳). و به این دلیل ما، که به صورت او ساخته شده ایم و همراه او می میریم و همراه او برانگیخته می شویم، در اسرار زندگی او شریک می شویم تا جایی که همراه او پادشاهی کنیم (همو: بند ۵۶۲).
منشأ این محور قرار گرفتن عیسی مسیح علیه السلام در اخلاق و زندگی مسیحی، کلمات خود عیساست که خود را الگو، اسوه، مقتدا و راه نامیده و دیگران را به تبعیت از خویش می خواند:
«من نورِ عالم هستم. کسی که مرا متابعت کند در ظلمت سالک نشود بلکه نور حیات را یابد. آن گاه فریسیان بدو گفتند: تو برخود شهادت میدهی پس شهادت تو راست نیست» (یوحنا ۸: ۱۲-۱۳).
یا در جای دیگر می گوید:
«من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس نزد پدر جز به وسیله من نمی آید. اگر مرا می شناختید پدر مرا نیز می شناختید و بعد از این او را می شناسید و او را دیده اید» (همو، ۱۴: ۶-۷).
باری، مسیحیت در این ویژگی که بر محور شخصیت ممتاز بنیانگذار خود استوار است، از همه ادیان دیگر متمایز است. مسیحیت تنها دینی است که براساس انتظار تاریخی یک ملت و آموزه مؤکّد یک دین و اشتیاق دم افزون پیروان آن برای ظهور منجی و موعود شکل گرفته است. به همین دلیل، می توان حدس زد که انتظار و موعودباوری تا چه میزان می تواند موضوع قابل توجهی برای کتاب مقدس باشد. باید دانست آئین عیسوی مذهبی است که بر اساس انتظاری دیرپا و مؤکد در ملت یهود شکل گرفت. شماری از یهودیان که در آموزش های انبیای خود به صورت دم افزونی به ماشیح وعده داده شده بودند با آمدن عیسی گرد او جمع شدند و پایه ریز دیانت تازه ای شدند که پرشتاب در مسیر عالمگیر شدن حرکت کرد. اما با پایان حیات زمینی عیسی علیه السلام این انتظار به شکل تازه ای درآمد و آن عبارت بود از انتظار بازگشت عیسی مسیح علیه السلام و تشکیل یک حکومت که بتواند ملکوت الهی را استوار سازد (صادق نیا، ۱۳۸۵: ۱۷۵-۱۸۶ ). نخستین تصویری که از انتظار در عهد جدید نمایان است، تصویر به سرآمدن انتظار دیرپای ملت یهود است که با معرفی عیسی به عنوان ماشیح[۱۷] و موعود بنی اسرائیل به پایان رسید. مسیحیت در بستری کاملاً یهودی و براساس باورهای دینی یهودیان شکل گرفت. به همین دلیل، آئین عیسی را به درستی می توان نحله ای از یهودیت دانست(ویلسون، ۱۳۸۱ش: ۳۱). مسیحیان تا سالیانی پس از پایان زندگی زمینی عیسی خود را یهودی دانسته و تمام رسوم و آداب شریعت یهود را رعایت می کردند و همه روزه مرتباً به معبد رفته، و مانند دیگر یهودیان آئین موسوی را به جای می آوردند. اگر کسی به دین ایشان درمی آمد و مختون نبود او را الزام می کردند که عمل ختان را (که نخستین و مهم ترین نماد پذیرش یهودیت است) انجام دهد. تنها چیزی که در این دوره آنها را از دیگر یهودیان جدا می کرد آن بود که اعتقاد داشتند که عیسی علیه السلام همان ماشیح، موعود بنی اسرائیل است که پیشتر انبیای این قوم به ظهور او بشارت داده بودند. (ناس، ۱۳۹۲ش: ۶۱۱)
مسیحیان اولیه خود را یهودی الاصل می دانستند (کاکس، ۱۳۷۸ش: ۴۷ ) و باورهای آنان در تاریخ یهودیت ریشه داشت. عیسی علیه السلام نیز خود یک یهودی بود. حواریون او نیز یهودی بودند. آنان داستان های کتاب مقدس در خصوص ابراهیم، اسحاق و یعقوب (ع) را کاملاً می دانستند و به آنها ایمان داشتند. (جو ویور، ۱۳۸۱ش: ۷۷) آنان مطلع بودند که پیامبران بنی اسرائیل به صورت دم افزونی با تأکیدات بسیار این تشنگی را در ملت یهود پدید آورده اند که فرزندی از نسل داود دوران طلایی و شکوه سلطنت پدرش را دوباره برای یهودیان به ارمغان خواهد آورد، به همین دلیل، وقتی عیسی مسیح علیه السلام را یافتند از روستازادگی اش چشم پوشیدند، و به او کسوت شهریاری داده و همان موعود خواندند. به همین دلیل این انتظار، انتظاری کاملاً یهودی است که در شخصی به نام عیسی توسط جماعتی از یهودیان که بعدها پایه گذار مسیحیت شدند خاتمه یافت.
آموزه موعودباوری در میان یهودیان فراز و فرودهای بسیاری داشت و مصادیق بسیاری به خود دید اما این بار عیسی مصداق متمایز و برخوردار از چنان جذبه ای برخوردار بود که گروه های زیادی را از طبقه پایین جامعه به سوی خود جذب کرد و باور ماشیح بودنش در ذهن همه ریشه دواند و این ریشه ها چنان سترگ شدند که در شکل آئین جدیدی سر برآورد و عالم گیر شد (کرینستون، ۱۳۸۷ش: ۵۲). این آئین جدید بعد از ماجرای صلیب با اندیشه انتظار بازگشت دوباره عیسی مسیح علیه السلام گره خورد و سرآغاز دینی شد که پیروان آن به امید بازگشت مجدد مؤسسش و زیست مؤمنانه با او وارد کلیسا می شوند.
تشبه و اقتدا به مسیح(ع)؛ رویکردی اخلاقی به مقوله انتظار مسیحی
همان گونه که اشاره شد مسیح علیه السلام محور و کانون اخلاق در مسیحیت است و برای فهم دقیق اخلاق عیسی مسیح علیه السلام و سنّت اخلاقی مسیحی باید در امتداد سنّت اخلاقی یهود به دنبال ریشه مفهومی رفت که بعدها توسط مسیحیان به آموزه تشبه یا اقتدای به مسیح معروف گردید. در سنّت اخلاقی یهودیت که براساس کتاب مقدس شان تنخ پایه ریزی شده است، انسان شبیه خدا آفریده شده[۱۸] و این یکی از افتخارات اوست:
و خدا گفت: آدم را به صورت ما و موافق و شبیه خود بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین می خزند، حکومت نماید. پس خدا آدم را به صورت خود آفرید؛ او را به صورت خدا آفرید؛ ایشان را نر و ماده آفرید و خدا ایشان را برکت داد (پیدایش ۱: ۲۶-۲۷).
این اصل، که انسان شبیه خدا آفریده شده است، اساس تعلیمات دانشمندان یهود درباره وجود انسانی است. بر این اساس، انسان بر همه مخلوقات جهان فضیلت دارد و خود نشان می دهد که عالی ترین نقطه در کار آفرینش خدا است. دانشمندان و شارحان یهودی تورات این اصل را چنین بیان کرده اند:
انسان محبوب است؛ زیرا که شبیه خدا آفریده شده است. محبت بیشتر این بود که به خود او اطلاع داده شد که شبیه خدا آفریده شده است (میشنا آووت، ۳:۱۸)؛ همین خلقت است که به انسان حدّ اعلای اهمیت را در نظام جهان می بخشد. «یک انسان با همه عالم آفرینش برابر است (آووت ربی ناتان، ۳۱)؛ چون انسان شبیه خدا آفریده شده است، توهین و بی حرمتی به یک انسان، در واقع، توهین و بی حرمتی به خدا است. نباید بگویی: حال که من خوار شده ام، پس همنوعم نیز با من خوار شود. چون که من نفرین شده ام، پس همنوعم نیز مثل من نفرین شود. ربی تنحوما گفت: اگر تو چنین کاری را بکنی، بدان که چه کسی را خوار کرده ای؛ زیرا که خدا انسان را به صورت خود آفریده است (برشیت ربا، ۲۴:۷؛ کهن، ۱۳۸۲ش: ۸۷-۸۸)
موسی بن میمون، متکلّم بزرگ یهودی که صورت را در زبان عبری غیر از تخطیط و شکل دانسته و آن را به معنای شباهت معنوی تفسیر کرده است، می گوید:
«از این نظر که انسان از ادراک عقلی برخوردار است، مخلوق بر صورت خدا و شاکله الاهی است. منظور از «صورت» و «مثال» همان معرفت عقلی و آگاهی تعقّلی است که انسان از آن برخوردار است و چنین کمالی همان شاکله الاهی است که آدم بر آن صورت، مثال و شاکله خلق شده است» (القرطبی الاندلسی، ۱۹۷۱م: ۲۵ و ۷۱۶-۷۱۷؛ جوادی آملی، ۱۳۸۳ ش: ج۳، ص۵۲۱).
در اخلاق یهود انسانی که شبیه خدا خلق شده باید به دستورات او عمل نماید و با اطاعات همیشگی از او در چهارچوب شریعت توراتی قدم بگذارد تا به سعادت و نجات برسد. او باید رضای همیشگی خدای خالق را در نظر داشته باشد و با انجام اوامر و ترک نواهی او از غضبناک کردنش بپرهیزد. در این اخلاق خدامحور و توحیدی، خدا در کسوت شهریاری است که بر مسند قدرت و حکومت نشسته و برای کمترین رفتار انسان حکمی در خور وضع می نماید. بر این اساس خدای تورات، در کانون اخلاق یهودی قرار داشته و تعلیم رفتار اخلاقی منحصراً از آن خداست. اخلاق در تورات عبارت است از دستورات اخلاقی یهوه به بنی اسرائیل. در این میان البته مهم ترین اصل اخلاقی، تقلید کردن از خداست که در اطاعت از او بروز پیدا می کند؛ حکمی که در آیات بی شماری از کتاب مقدس به آن اشاره شده است (نک: تثنیه ۲۲: ۷؛ ۱۰: ۱۲؛ ۹: ۲۹؛ لاویان ۲: ۱۹):
شما همگی مقدس هستید زیرا من پروردگار شما مقدس هستم؛
اینک ای بنی اسرائیل! از شما می خواهد که از او بترسید. در مسیر او گام بردارید، به او عشق بورزید و پروردگار خویش را با تمام وجود عبادت کنید؛
پروردگار تو را برای انسان هایی مبعوث کرد که در نزدش مقدس هستند؛ به شرط آن که همان گونه که به تو سوگند یاد کرد، فرمان های او را اجرا کنند و در مسیر او گام بردارند؛
در پی خداوند خدای خود بروید.
بیشتر مفسران یهودی مراد از مفهوم پیچیده و غریب تقلید از خدا را خداگونه شدن در معنایی این جهانی تفسیر می کنند یعنی این که انسان شیوه های خدایی را دنبال نماید و رفتار خداگونه را تا جایی که برای بشر ممکن است، انجام دهد و در نهایت شبیه خدا شود. تقلید از خدا یعنی این که انسان از صفات خدا پیروی نماید و در همین زمین پاک و عادل و خردمند شود. آنان برای این اصل اخلاقی مصادیقی را نیز بیان می کنند که در تورات آمده است(نک: پیدایش ۱۸: ۱؛ ۳: ۲۱؛ ۲۵: ۱۱؛ تثنیه ۳۴: ۶ و…):
برهنگان را بپوشانند، همان گونه که خدا برهنگان را جامه پوشانید؛
به عزاداران تسلیت دهند، آن گونه که خدا به عزاداران تسلیت داد؛
مردگان بی کس را به خاکبسگارند، آن سان که خدا چنین کرد؛
و شفیق، دیر خشم و کثرالاحسان باشند همانند خدا.
مسیحیان معتقدند مسیح علیه السلام در امتداد سنت اخلاقی یهود، اخلاقی را پایه ریزی کرد که هرچند در مفاد آموزه ها تفاوتی نداشت ولی در رویکردها و نگاه به آموزه ها متفاوت بود. مسیحیان با الوهیت بخشیدن به عیسی مسیح علیه السلام از او خدایی ساختند که باید شبیه به او شد و به او اقتدا نمود تا به سعادت رسید. اعتقاد به الوهیت مسیح، که توسط پولس ترویج می شد، مقدّمه ای گردید تا ساختار تثلیثی الوهی نیز شکل بگیرد. او به وضوح اعلام می دارد که الوهیت در مسیح تجسّم یافته است:
او با این که الوهیت داشت، نخواست با خدا برابر باشد؛ به صورت یک بنده درآمد و ظاهر انسان به خود گرفت. (فیلیپیان ۲: ۶-۷)
او واسطه بین خدا و انسان است(اوّل تیموتائوس ۲: ۵).
فیض خداوند ما عیسی مسیح با همه شما باشد! محبت خدا و رفاقت روح القدس نصیب شما گردد(اوّل قرنتیان ۱۳-۱۴).
این بار مسیحیان نیز مانند برادران یهودی خود به دنبال خدایی بودند که از او تقلید کنند و خود را شبیه او سازند ولی تفاوت در یافتن مصداق آن خدا بود. مسیحیان به عیسی مسیحی که معجزه گونه آفریده شده بود، صفات الاهی دادند و او را به جای یهوه خدای اخلاق یهودی نشاندند(نک: صادق نیا، ۱۳۹۳ش: ۳۴۹-۳۷۸) و این چنین بود که او را شایسته اقتدا و تشبه یافتند.
اهمیت و جایگاه معرفتی انتظار در اندیشه کاتولیکی
همه مسیحیان خصوصاً کاتولیک ها عمیقاً معتقد به بازگشت شکوهمند عیسی مسیح علیه السلام هستند. آنان معتقدند: مسیح خداوند از راه کلیسا از هم اکنون فرمانروایی می کند، اما همه چیز این عالم هنوز در سلطه او نیست. پیروزی ملکوت مسیح بدون برخورد با آخرین تهاجم قوای شیطان نخواهد آمد. در بخشی از کتاب تعالیم کلیسای کاتولیک که معتبرترین اعتقادنامه کاتولیک ها است،[۱۹] با عنوان «او از آن جا باز خواهد آمد تا بر زندگان و مردگان سلطنت کند»، آمده است:
او با جلال بازخواهد آمد: مسیح از هم اکنون به وسیله کلیسا فرمانروایی می کند. «مسیح مرد و زنده گشت تا بر زندگان و مردگان سلطنت کند». عروج مسیح به آسمان مشارکت بشریت او در قدرت و اقتدار خدا را نشان می دهد. عیسی مسیح علیه السلام خداوند است: تمام قدرت آسمان و زمین در دست اوست. او «بالاتر از هر ریاست و قدرت و قوّت و سلطنت» است، زیرا پدر «همه چیز را زیر پاهای او نهاد». مسیح خداوند جهان هستی و تاریخ است. تاریخ بشری و در واقع تمام خلقت در او «جمع» شده و به نحو متعال
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.