خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان، محتوای خود را در قالب ۴۲ اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امیدواری منافقین به فروغ جاویدان :
احمدرضا پوردستان متولد اردیبهشت در مسجدسلیمان و سرتیپ تکاور نیروی زمینی ارتش است، او پیش از انقلاب جزء انقلابیون بود و پس از انقلاب به محض آغاز جنگ در جبهه ها حضور یافت. وی از سال ۱۳۶۲ و پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه افسری امام علی(ع) وارد ارتش و بهطور مشخص لشکر ۹۲ زرهی اهواز شد. پوردستان که سابقه فرماندهی نیروی زمینی ارتش را در کارنامه دارد از سال به عنوان رئیس مرکز مطالعات راهبردی ارتش، فعالیت می کند. روایت وی از عملکرد منافقین و عملیات مرصاد در ادامه از نظر می گذرد.
اسلحه خانه ها را تخلیه می کردند
در روز های درگیری با طاغوت، زمانی که مردم پادگان ها یا کلانتری ها را تصرف می کردند، اینها عمدتا زاغه های مهمات و اسلحه خانه ها را تخلیه می کردند و در انبار هایی که داشتند ذخیره و نفرات خودشان را به عنوان لیدر معرفی می کردند. همین بود که بعد از پیروزی انقلاب خیلی از این نفراتی که عمدتا لیدر بودند، آمدند در مسئولیت های مهم امنیتی ارگان های کشور قرار گرفتند. یکی رفت در دفتر حزب جمهوری اسلامی، یکی رفت در دفتر ریاست جمهوری و همین جوری جا باز کردند و خودشان را تثبیت کردند. به ظاهر رهبری حضرت امام را پذیرفتند و خیلی تلاش کردند خودشان را به حضرت امام نزدیک کنند اما امام اینها را شناخته بودند و چون موفق نشدند، در ۳۰خرداد۶۰ یک راهپیمایی مسلحانه کردند، صد ها نفر را کشتند و زندگی مخفی شان را شروع کردند.
مسعود رجوی پس از عزل بنی صدر با او از کشور خارج شد و به فرانسه رفت. در فرانسه اعضای آشکار خود را دعوت و یکسری ارتباطات را با صدام و عوامل استخبارات برقرار کردند. در سال به عراق رفتند و در طول جنگ در کنار رژیم بعثی عراق، قدرت و استحکام گرفتند و خدماتی به رژیم بعثی عراق دادند که بعضی از آنها را عرض می کنم.
خدمات منافقین به ارتش بعث عراق
اولین کاری که اینها انجام می دادند شنود مکالمات بیسیمی بود. قبل از آن هم رژیم بعثی مکالمات ما را شنود می کرد؛ اما هیچوقت یک مترجم هر چقدر هم که مسلط به زبان بیگانه باشد نمی تواند آن طوری که باید ترجمه کند. در زبان فارسی هزاران لهجه وجود دارد. منافقین پشت دستگاه های بیسیم قرار گرفتند و تمام مکالمات ما را متاسفانه رصد می کردند. بچه های ما هم متاسفانه دستورکار مخابراتی و کد و رمز استفاده نمی کردند. یک سری اصطلاحات مربوط به خودشان بود ازقبیل نخود، لوبیا، پدربزرگ و…. تمام اطلاعات ما را اینها شنود می کردند و به رژیم بعثی عراق می دادند. یکسری اطلاعات ماهوار ه ای از آمریکا می گرفتند؛ ولی پازل را از طریق تخلیه تلفنی تکمیل می کردند.
یکی دیگر از کار هایی که منافقین در طول جنگ برای یگان های رژیم بعثی انجام می دادند نقش بلدچی و راهنما در عملیات ها بود. اینها از ابتدا از سال ۶۵ که آمدند به صورت انفرادی در نفربر های خود می نشستند و قبل از عملیات استراق سمع می کردند یا به صورت دسته و گروهان می آمدند و همکاری می کردند.
بازجویان اسرا
یکی دیگر از کار های عمده منافقین که ضربات خیلی سنگینی هم به ما زد، بازجویی اسرا بود. یعنی وقتی اسرا را می گرفتند منافقین از اینها بازجویی می کردند و تحت شکنجه قرار می دادند. تعدادی از بچه های ما سرباز یا کم سن وسال بودند و نمی توانستند زیر شکنجه دوام بیاورند که آنها را با وعده جذب سازمان می کردند.
خاطرم هست در سال های بعد از جنگ چون توفیق داشتم با منافقین درگیر بودیم، تیم هایی را بعضا می گرفتیم و می دیدیم که این سرباز خود ما بود که زمان جنگ اسیر و جذب منافقین شده بود یا مثلا بسیجی بوده و جذب منافقین شده. اینها هم بازجویی می کردند و هم حین بازجویی نفرات را جذب می کردند.
ارتش «آزادی بخش» چگونه تشکیل شد؟
حضور منافقین در کنار رژیم بعثی عراق سبب شد کم کم به فکر تشکیل ارتش «آزادی بخش» بیفتند. در۳۰خرداد۶۶ آنها ارتش آزادی بخش تشکیل دادند. صدام خیلی به آنها کمک کرد. کشور های غربی خیلی به آنها کمک کردند. از برزیل برای آنها نفربر خریدند. از ژاپن برایشان تویوتا خریدند. انواع و اقسام سلاح ها و تجهیزات را در اختیارشان گذاشتند و یک ارتش تا بندندان مسلح را آماده کردند و در این مقطع اینها تصمیم گرفتند که خودشان به صورت مستقل و نه همراه با یگان های رژیم بعثی ورود پیدا کنند.
چرا به «فروغ جاویدان» امیدوار بودند؟
ارتش آزادی بخش منافقین دو عملیات موفق داشت. یکی عملیات آفتاب بود که در منطقه فکه انجام شد در هشتم فروردین۶۷ و یک عملیات موفق دیگر هم عملیات چلچراغ بود که در منطقه مهران انجام شد در ۳۰خرداد۶۷. موفقیت این دو عملیات، آنها را به یک خودباوری رساند که شعار «امروز مهران، فردا تهران» سر بدهند. این زمینهای شد که عملیات فروغ جاویدان یا همان عملیاتی که ما از آن به عنوان مرصاد اسم می بریم، شکل بگیرد. منافقین تعدادی آدم دست وپابسته و نازک نارنجی نبودند که مثلا زود از کوره در بروند. نفراتی بودند که حقیقتا در کفرشان بسیار محکم بودند. آدم های محکمی در انجام وظیفه شان بودند. بلد بودند از اسلحه و زمین استفاده کنند. تاکتیک و تکنیک را بلد بودند.
من در طول خدمتم هم در جنگ و هم آن موقعی که به عنوان فرمانده تیپ ۲۵ بودم و هم زمانی که فرمانده لشکر ۸۴ بودم، افتخار ایستادن به عنوان سرباز این نظام در مقابل منافقین را داشته و درگیری های زیادی هم با این نفرات خبیث داشتم. در سال ۷۹ تا ۸۱ در لشکر ۸۴ بودم. منافقین نام آن سال را سال سرنگونی رژیم گذاشته بودند.
منطقه مسئولیت ما از چذابه در استان خوزستان تا چنگوله در استان ایلام بود. ۳۰۰ کیلومتر نوار مرز دست ما بود. یک روز آنجا خواب نداشتیم. در این مدتی که در مرز بودیم انصافا لشکر خرم آباد کاری کردند کارستان و ضربات خیلی سنگینی ما با همت این عزیزان توانستیم به منافقین بزنیم. اینها وقتی می آمدند ما محاصره شان می کردیم و تا آخرین گلوله می جنگیدند. وقتی مهمات شان تمام می شد، سیانور گوشه لثه شان را می شکستند و خودکشی می کردند یا اگر این کار را نمی کردند یک نارنجک درمی آوردند و جلوی صورت شان می گرفتند و خودکشی می کردند که دست ما نیفتند.
چنین آدم های خبیثی بودند. این را هم عرض کنم که اینها وقتی دستگیر می شدند، سه ساعت بعد از دستگیری اصلا می شکستند. یعنی از حرکت و رفتار خودشان پشیمان می شدند. آنقدر در ذهنشان کرده بودند که اگر دستگیر شوید، شما را شکنجه می کنند. دماغ شما را می برند. بینی شما را می برند. تحت شدیدترین شکنجه ها قرار می گیرید، به
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.