خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 169,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Wetland Landscape Characterization GIS Remote Sensing and Image Analysis
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Wetland Landscape Characterization GIS Remote Sensing and Image Analysis قیمت اصلی 87,500 تومان بود.قیمت فعلی 50,000 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
31دقیقه
36ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 169,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 55 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام شامل ۷۱ اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آرزوی انسان مومن، رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام :

پاسخ به این سوال که برای همه ما ضروری است این است که بدانیم خدا از ما راضی است یا نه؟ انبیا از ما راضی هستند یا نه؟ و وجود مبارک حضرت ولی عصر از ما راضی است یا نه؟ این سؤال، سؤال همه ماهاست هم از خودمان سؤال می کنیم که آیا وجود مبارک امام زمان از ما راضی است یا نه؟ خدای سبحان از ما راضی است یا نه؟ ما دسترسی ظاهری به وجود مبارک حضرت نداریم که ببینیم از ما راضی است یا نه! اما اینها نور واحدند،[۱] وقتی ما به قرآن و نهج البلاغه و کلمات ائمه (علیهم السلام) دسترسی داریم، آن متکلّم ها در کلامشان ظهور می کنند، یک کلام عادی نیست. شما ببینید وقتی وجود مبارک حضرت امیر، قرآن را معرفی می کند نمی فرماید یک کتاب و کلام عادی است. یک وقت کسی کتابی می نویسد یا سخنرانی می کند این سخنرانی ها را جمع می کنند کتاب می کنند یا مقالاتی می نویسد جمع می کنند، به هر حال اینها کتاب مصطلح اوست یا سخنان اوست. قرآن در عین حال که تمام این الفاظ، کلمات الهی است و گذشته از اینکه معجزه است یک ویژگی دارد که در هیچ کتابی نیست و آن ویژگی را وجود مبارک حضرت امیر در قرآن کریم مشخص کرده است. فرمود هر متکلّمی حرف می زند و هر مؤلفی هم کتاب می نویسد؛ اما آن طور نیست که آن متکلّم در کلامش تجلّی کند یا آن مؤلف در کتابش جلوه کند. قرآن یک کتاب خاصی است که آن گوینده و پدیدآورنده اش در اینجا جلوه کرده است: «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِه»؛[۲] فرمود این یک کتاب معمولی نیست که شما بگویید خدا این را نوشت یا خدا گفت؛ خدا در این کتاب تجلّی کرده است این بیان، بیان قرآن ناطق است، فرمود: «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِه»؛ فرمود چرا خدا را نمی بینید؟! خدا با چشمِ سر دیدنی نیست، اما با چشم سِرّ که دیدنی است. فرمود او اصلاً خودش را نشان داد شما او را ببینید، شما فقط کلام را می شنوید یا می بینید. دیدنِ کلام هنر نیست، دیدن متکلّم هنر است. مفسّر آن نیست که کلام را ببیند. همه شما در دانشگاه یا حوزه با این کتاب ها مأنوسید. یک کتاب است که مؤلف می نویسد و یک کتاب است که شارح آن را شرح می کند؛ حالا یا شرح «قال أقول» مثل جواهر و امثال آن یا شرح «ما أقول» مثل کتاب أنموذج و کتاب‎های دیگر یا کتاب‎های علامه نسبت به خواجه نصیر یا شرح مزجی مثل صاحب جواهر. یک وقت است که آن شارح می گوید: «قال المصنف و أقول»؛ این میشود شرح«قال أقول»، یا شرح مزجی است مثل اینکه صاحب جواهر حرف محقق را نقل میکند، بدون اینکه بگوید: «قال و أقول»، آن را شرح میکند، به هر حال شارح در قبال ماتن است. این مفسّر که دارد قرآن را تفسیر می کند ـ معاذ الله ـ نمی گوید «قال الله و أقول»، این نه شرح «قال أقول» است، نه شرح مزجی است، نه نظیر شرح تجرید علامه است نه نظیر شرح مزجی جواهر. هیچ مفسری نمی گوید «قال الله و أقول»، مفسّر می گوید «قال الله» در متن، «قال الله» در شرح، خود را خلیفه او می بیند حرف او را می زند نه حرف خودش را. این برای آن است که یک مفسّر باید متکلّم را ببیند. اگر مفسّر حرف خودش را زد که می شود تفسیر به رأی؛ اینکه می گویند تفسیر به رأی نکنید؛ یعنی خودتان را نبینید آن متکلّم را ببینید، متکلّم که خودش را به شما نشان داد، اینکه غایب نیست.

وجود مبارک حضرت امیر که قرآن ناطق است می گوید این متکلّم در کلامش تجلّی کرد، چرا نور خدا را نمی بینید؟ او که نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض است، همه جا هم که نور اوست؛ اما یک نور ویژه ای دارد، هم در کلماتش، هم در کتابهایش، هم در خانه هایش. این آیه سوره مبارکه «نور» همه اش نورانی است، این به ما آدرس داد فرمود: اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، ما به او هیچ ـ سالبه کلیه است ـ دسترسی نداریم مَثَلُ نُورِهِ نه «مَثَلُهُ»، آن نور اگر مَثل می داشت ما به آن دسترسی داشتیم، او نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ است. اگر فرموده بود «الله نور السماوات و الارض مثله کمشکاه»، ما به آن دسترسی داشتیم؛ اما فرمود به آن دسترسی نداریم. نورِ او یک مَثلی دارد که با مَثل نور او شما در تماس هستید؛ مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاهٍ فیها مِصْباحٌ[۳] بعد هم آدرس داد، این نور می دانید کجاست؟ فی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ؛[۴]کعبه این طور است، حرم نبوی این طور است، حرم اهل بیت این طور است، مسجد این طور است. اینها فی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ است. اینجاها جایی است که خدا اجازه داد رفیع بشوند؛ اینها را وقتی خدا اذن داد رفیع بشوند همیشه رفیع اند؛ پس اینجا آدرس الهی است. بعد این بیان نورانی حضرت امیر که صاحب یکی از این بیوت رفیع است، این است که فرمود خیال نکنید قرآن مثل کتاب ها و کلام های دیگر است؛ این متکلّم آن قدر نفوذ دارد که در کلامش جلوه کرده است. شما قبل از اینکه قرآن بخوانید باید صاحب قرآن را ببینید، «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِه » و اگر خواستید قرآن را تفسیر کنید آیه ای تفسیر کنید، نه شرح «قال أقول» جایش است نه شرح مزجی جایش است؛ نه می توان گفت خدا چنین گفت من چنین می گویم، نه می توان گفت خدا چنین گفت من چنین شرح می کنم؛ باید گفت: خدا چنین گفت و خدا چنین می گوید که تفسیر باید باز کردن همان حرف باشد نه اینکه انسان حرف خودش را در تفسیر قرآن بگوید آن که تفسیر به رأی میشود.

همه ما می خواهیم ببینیم خدا از ما راضی است پیغمبر و اهل بیت از ما راضی هستند؟ و عمده در عصر ما این است که وجود مبارک حضرت از ما راضی است یا نه؟ این آرزوی همه ماست. همه اینها یک نورند: «کُلُّهُم نورٌ واحِد»[۵]اگر ما به کلام خود حضرت دسترسی نداریم به قرآن دسترسی داریم، به نهج البلاغه دسترسی داریم. وجود مبارک حضرت امیر مطلبی فرمود که اگر الآن ما خدمت حضرت می رسیدیم، وجود مبارک ولی عصر همین حرف را می زد. حضرت فرمود من برادری داشتم نزد چشمان من خیلی بزرگ بود من او را بزرگ می دیدم: «کانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّه کانَ یعْظِمُهُ فِی عَینِی صِغَرُ الدُّنْیا فِی عَینِهِ» این برادر من بود؛ حالا بعضی گفتند مقداد بود بعضی گفتند اباذر بود به هر حال یکی از اصحاب حضرت بود. فرمود این در چشمان من بزرگ بود، نه تنها نزد من محبوب بود، نه تنها مرضی من بود؛ بلکه من او را به عنوان بزرگ می دیدم، با اینکه شاگرد اینها بود؛ حالا چه مقداد باشد چه اباذر باشد، همه اینها باشند همه اینها شاگرد بودند. فرمود: «کانَ یعْظِمُهُ فِی عَینِی»؛ در چشمان من خیلی بزرگ بود، من وقتی او را می دیدم یک مرد بزرگی را میدیدم. چرا؟ الآن وجود مبارک ولی عصر هم همین حرف را میزند. میفرماید من کسی دارم، دوستی دارم که نزد چشمان من بزرگ است، چرا؟ «کانَ یعْظِمُهُ فِی عَینِی صِغَرُ الدُّنْیا فِی عَینِهِ»، چون دنیا در چشم او کوچک بود، این در چشم من بزرگ است، فرقی بین کلام حضرت امیر و حضرت حجّت نیست. اگر اینها نور واحدند که هستند، حرف هایشان یکی است. این راه را به ما نشان میدهد، نه تنها مورد عنایت خواهیم شد و نه مورد رضای حضرت هستیم؛ بلکه در چشمان نورانیش به عظمت ظهور می کنیم؛ این راه باز است؛ حالا چه مقداد چه اباذر، آنها که معصوم نبودند، امام و امامزاده نبودند، پیغمبر و پیغمبرزاده نبودند شاگرد اینها بودند. پس می شود شاگردی، یک طلبه یا دانشجویی به جایی برسد که امام زمان (سلام الله علیه) بفرماید او در چشمان من بزرگ است؛ حیف است ما این مقام را از دست بدهیم، این راه که باز است؛ این راه را که نبستند. عده ای از آنها هم که سابقه بت پرستی داشتند بعد به اینجا رسیدند، قبل از اسلام خیلی از اینها بت پرست بودند؛ پس این راه باز است. ما چرا از این و آن بپرسیم که آیا امام زمان از ما راضی است یا نه؟ خودمان می توانیم بفهمیم حضرت از ما راضی است یا نه؟ فرمود: «کانَ یعْظِمُهُ فِی عَینِی صِغَرُ الدُّنْیا فِی عَینِهِ وَ کانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ».[۶] نه تنها با اموی مبارزه کرد با مروانی مبارزه کرد با استکبار و استثمار و استعمار و استحمار بیرونی مبارزه کرد، با استبداد و استکبار درونی هم مبارزه کرد. از سلطنت شکم، هوس و هوی بیرون آمد؛ «خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ». این راه باز است. بنابراین ما همان طوری که یک نُه دی داریم در برابر بیگانه ها، هر روز یک نُه دی داریم، هر روز عاشورا داریم، هر روز ۲۸ صفر داریم تا از سلطنت هوس بیرون بیاییم، وقتی بیرون آمدیم راحت هستیم. از چنین شخصی سؤال بکنند اصلاً سؤال ندارد، میگوید یقیناً هم حضرت از من راضی است؛ چون تمام دستورات حضرت را دارم انجام می دهم. حالا چرا از این و آن بپرسیم که این خوب است یا آن خوب است آیا از ما راضی است یا نه.

تو نیک و بد خود هم از خود بپرس ***چرا بایدت دیگری محتسب

وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ ***وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِب [۷]«تو نیک و بد خود هم از خود بپرس». آیا حضرت از ما راضی است یا نه؟ البته از دیگران بپرسیم خوب است و چیز خوبی است بد نسیت؛ ولی یک راه نزدیکتر و میانبر و قطعیتر در اختیار ما هست. «تو نیک و بد خود هم از خود بپرس» راه دارد. حالا که روشن شد وجود مبارک حضرت با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) یک حرف دارند. حضرت فرمود: من برادری سابقاً داشتم که حالا رحلت کرده است در چشمان من بزرگ بود؛ خیلی حرف است، وجود مبارک حضرت امیر برای هر کسی حساب باز نمیکند. چرا در چشم من بزرگ بود؟ برای اینکه او هم با استبدادِ بیرون مبارزه کرد؛ مثل نُه دی، هم با استبدادِ درون مبارزه کرد؛ مثل هر روز. نمیگوید من نظرم این است.

یکی از بیانات نورانی حضرت که ما قبل از انقلاب این را می گفتیم و بحث می کردیم سخن می گفتیم؛ اما واقعاً معنایش برای ما روشن نبود. انقلاب این بیان را برای ما تفسیر کرد و آن بیان این بود که در یکی از جبهه ها یکی از اصحاب حضرت به حضرت عرض کرد که ای کاش برادر من در این صحنه و جبهه حاضر بود و ثواب مبارزه و جهاد را می برد! حضرت یک جمله فرمود، ما این جمله را مکرّر از دیگران شنیدیم، خودمان هم می گفتیم؛ ولی معنایش برای ما روشن نبود. حضرت فرمود: «أَهَوَی أَخِیک مَعَنَا»؛ آیا در خطّ فکری ماست؟ عرض کرد بله یا امیرالمؤمنین، فرمود در تمام ثواب های ما شریک است.[۸] عرض کرد یا امیرالمؤمنین ما اینجا در جبهه هستیم داریم فشار جنگ را در مقابل شمشیر تحمّل می کنیم، او در شهر هست در تمام ثواب های ما شریک است؟ فرمود بله، ما این را مکرّر می گفتیم؛ اما در تهِ دل، ابهامی برای ما بود که چطور می شود. خدای سبحان که فرمود مجاهد و غیر مجاهد مساوی نیست، کسانی هم که «قبل الفتح» و «بعد الفتح» مبارزه کردند همه جا خدا گفت مساوی نیست؛ اینجا وجود مبارک حضرت می فرماید اینها مساوی هستند یعنی چه؟ بعد از انقلاب این تفسیر به وسیله خود انقلاب برای ما روشن شد. شما می بینید دو نفر روحانی یا دانشگاهی یا دو نفر که کار آزاد دارند، اینها در

  راهنمای خرید:

  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.