خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عوامل و زمینه های بصیرت در قرآن و روایات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عوامل و زمینه های بصیرت در قرآن و روایات قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادله جامعیت و جاودانگی قرآن کریم در نهج البلاغه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادله جامعیت و جاودانگی قرآن کریم در نهج البلاغه قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در الی فایل، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
02دقیقه
11ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات

قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 55 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات شامل ۱۱۹ اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم، از دیدگاه قرآن و روایات :

مقدمه

قرآن کریم، کلام آفریننده جهان هستی است. خداوند متعال با فرو فرستادن یکایک آیات قرآن کریمش با انسان ها سخن گفته و آنان را به پیمودن راه سعادت فراخوانده است. بنابراین شایسته است انسان در فراگیری پیام این برنامه هدایت و تفکر و تدبر در آیات و کلمات آن بکوشد. این تفکر و تدبر در گرو اموری از جمله، فراگیری مفاهیم و معانی واژه های قرآن می باشد. یکی از این واژه ها «بصیرت» است که اهمیت بسزایی دارد؛ چرا که برای داشتن حیات واقعی انسانی و بازشناسی سره از ناسره در کوران حوادث تلخ و شیرین زندگی، «بصیرت» چراغی روشن کننده و نشان دهنده راه از چاه است؛ لذا بر ماست که از رهنمودهای جامع و سازنده قرآن و اهل بیت((ع)) درباره «بصیرت» بهره مند گردیم.

واژه «بصیرت» و مشتقات آن در موارد متعددی در قرآن کریم و روایات به کار رفته و معانی عمیق و دقیقی از آن مورد توجه واقع شده است که در این نوشتار به بررسی تفاوت معنایی بصیرت با واژه علم پرداخته شده است. بررسی آیات قرآن و روایات نشان می دهد، افزون بر واژه «بصر»، الفاظ دیگری مانند «علم» نیز وجود دارد که در نگاه اول به نظر می رسد قرابت معنایی زیادی با واژه «بصیرت» دارد. ولی با بررسی معنا و کاربرد این واژه در متون دینی و مقایسه آن ها، درمی یابیم که بصیرت از جایگاه ویژه ای در معارف اسلامی برخوردار است.

معنای لغوی بصیرت

واژه بصیرت، از ماده «بصر» است که دو معنای اصلی دارد: یکی علم و دیگری درشتی، سختی و خشونت. احمدبن فارس، در این باره می گوید: «باء و صاد و راء (بصر)، دو معنای اصلی دارد: یکی عبارت است از علم به چیزی؛ گفته می شود: «هُوَ بَصِیرٌ بِهِ؛ یعنی او به آن چیز، داناست»… بصیرت به معنای سپر است و به معنای برهان هم آمده است. اصل همه این ها، روشن بودن چیزی است… اما معنای اصلی دوم، درشتی و [زمختی] است. از همین معناست «بَصرُ» که عبارت از دو چرم را بر هم دوختن، چنان که کناره پارچه، دوخته می شود. (ابن فارس، ۱۴۰۴ق، ج ۱، ص ۲۵۳ و۲۵۴)

ابن منظور، «بصر» و «بصیرت» را چنین معنا کرده است: بصر، یعنی چشم؛ بصیرت، یعنی حجت…. بصر، یعنی نفوذ در دل. «بصر القلب»، به نگاه و خطور آن می گویند و بصیرت، یعنی عقیده قلبی… بصیرت، یعنی هوش. .. «فعَلَ ذَلِک عَلی بَصِیرَهٍ»، یعنی از روی قصد و آگاهی «عَلی غَیرِ بَصِیرَهٍ»، یعنی از روی غیر یقین. .. «علی بَصِیرَهٍ أی عَلی مَعرِفَهٍ مِن أمرِکم وَ یقین»، یعنی: با داشتن یقین و شناخت در کار شما. .. بصیرت، یعنی عبرت… بصر، یعنی علم. «بَصُرتُ بِالشَّیءِ»، یعنی، آن چیز را دانستم… و بصیر به معنای عالم است. (ابن منظور، ۱۴۰۵ق، ج ۴، ص ۶۴ و ۶۵)

هم چنین بصیرت به معنای دانایی، بینایی، بینایی دل، هوشیاری، زیرکی و یقین آمده است. (معین، ۱۳۸۱، ج ۱، ص ۵۳۴) فراهیدی می گوید: به اعتقاد قلبی نسبت به دین و حقیقت امر بصیرت گفته می شود. هم چنین بصیرت به معنای عبرت نیز آمده است. (فراهیدی، ۱۴۰۵ ق، ج ۷، ص ۱۱۷ و ۱۱۸) گفته شده بصر به معنای حس بینایی و علم است و بصیرت، حجت و استبصار در شیء معنا شده است. (جوهری، ۱۳۹۹ق، ج ۲، ص ۵۹۱ و ۵۹۲) افزون بر این نیز بصیرت به معنای عقل، زیرکی، حجت، عبرت و شاهد آمده است. (شرتونی لبنانی، ۱۴۰۳ ق، ج ۱، ص ۴۵)

با در نظر گرفتن آن چه در تبیین معنای بصیرت آمده، این واژه، در معانی گوناگونی به کار رفته است؛ مانند: دانش، بینش دل، نور دل، آگاهی، زیرکی، هوشیاری، برهان، عبرت و اعتقاد صحیح دینی. اما همه این معانی، در واقع همان طور که ابن فارس گفته، به معنای اولیه ماده بصیرت باز می گردند؛ حتی اطلاق «بصر» به چشم نیز بدان جهت است که چشم، یکی از مهم ترین راه های تحصیل علم و معرفت است. (حداد عادل، ۱۳۸۶، ج ۳، ص ۴۸۴)

معنای بصیرت در اصطلاح قرآن و حدیث

در قرآن کریم، مشتقات «بصر» ۱۴۸ بار و واژه «بصیرت» دو بار تکرار شده است. (عبدالباقی، ۱۳۶۹، ص ۱۵۴) واژه «بصر» در متون اسلامی، گاه درباره بینایی ظاهری و حسی، و گاه درباره بینایی باطنی و عقلی به کار می رود. راغب، می گوید: بصر، به عضو بینایی. .. و به نیرویی که در آن است، گفته می شود. مانند آیه (کلَمْحِ الْبَصَر)، مانند یک چشم برهم زدن، (نحل: ۷۷) و یا آیه (وَ إِذْ زَاغَتِ الأبْصَار)، و آن گاه که چشم ها خیره شد. (احزاب: ۱۰ ) در تفسیر آیه شریفه آمده است: جمله (زاغَتِ الأبْصارُ) با توجه به این که «زاغت» از ماده «زیغ» به معنای تمایل به یک سوست، اشاره به حالتی است که انسان به هنگام ترس و وحشت شدید پیدا می کند که چشمان او به یک سمت منحرف، و روی نقطه معینی ثابت و خیره می شود. (مکارم شیرازی، ۱۳۸۲، ج ۱۷، ص ۲۲۰ ) پس ابصار در این آیه به معنای چشم سر می باشد. به نیروی ادراک کننده قلب هم «بصیرت» و «بصر» می گویند؛ مانند آیه (لَّقدْ کنتَ فی غَفْلَهٍ مِّنْ هَذَا فَکشَفْنَا عَنک غِطَاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدِیدٌ)؛ [به او می گویند:] واقعاً که از این [حال] سخت در غفلت بودی. و [لی] ما پرده ات را [از جلوی چشمانت] برداشتیم و دیده ات امروز تیز است (ق: ۲۲) مرحوم طبرسی می فرماید: منظور از بصر در این جا چشم سر نیست، همان گونه که می گویند: فلانی بصیرت به نحوی یافته است. (طبرسی، ۱۳۶۰، ج ۲۳، ص ۲۶۶) بنابراین بصر در این آیه به معنای بصیرت و رؤیت قلبی آمده است. چنان که در آیه (مَا زَاغ الْبَصَرُ وَ مَا طَغَی)؛ دیده[اش] منحرف نگشت و [از حد] تجاوز نکرد. (نجم: ۱۷) به همین معنات… به عضو بینایی کمتر بصیرت گفته می شود. در صورت اول (دیدن با چشم) «اَبصَرتُ» می گویند و در صورت دوم: «اَبصَرتُهُ» و «بصُرتُ بهِ». در صورت دیدن با حواس بینایی، چنان چه با رؤیت قلبی همراه نباشد، به ندرت گفته می شود «بَصُرتُ». (راغب اصفهانی، ۱۴۲۶ق، ص ۱۲۷)

بصیرت از آن جهت که حق را آشکار می کند، دلالت نامیده شده است. پس بصیرت، دلالتی است که به واسطه آن حقیقت اشیاء شناخته می شود. هم چنین بصیرت نور قلب می باشد؛ همان گونه که بصر نور چشم است. خداوند متعال در این باره می فرماید: (بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یبْصُرُواْ بِه) به چیزی که [دیگران] به آن پی نبردند، پی بردم. (طه: ۹۶) یعنی دیدم آن چیزی را که دیگران ندیدند و علم پیدا کردم به آن در حالی که دیگران به آن علم ندارند. (طریحی نجفی، ۱۳۶۲، ج ۳، ص ۲۲۴) در آیه مذکور واژه «بَصُرتُ» آمده و چنان که گذشت، این لفظ در معنای رؤیت قلبی به کار می رود. بنابراین بصیرت در اصطلاح قرآن در دو معنای دیدن با چشم ظاهر و دید باطنی و رؤیت قلبی به کار می رود. بر همین اساس نیز، مردم از نظر بینش، به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول، دیده عقل آن ها نزدیک بین است، آینده خود و جهان را نمی بینند و ادراکات آن ها در محسوسات خلاصه می شود و به تعبیر زیبای قرآن: (یعلَمُونَ ظاهِراً مِّنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَهُمْ عنِ الآخرَهِ هُمْ غَافِلُونَ)؛ از زندگی دنیا ظاهری را می شناسند، حال آن که از آخرت غافلند. (روم: ۷) این دسته، هر چند به ظاهر بینا هستند؛ ولی در فرهنگ قرآن و حدیث، کور محسوب می شوند. امام علی(ع) در یکی از سخنرانی های خود، به این نکته مهم، این گونه اشاره فرموده است: «مَا کلُّ ذِی قَلْبٍ بِلَبِیبٍ وَلاَ کلُّ ذِی سَمْعٍ بِسَمِیعٍ وَلاَ کلُّ ذِی نَاظِرِ عَینٍ بِبَصِیر؛ نه هر که دلی دارد، خردمند است و نه هر که گوشی دارد، نیک شنونده است و نه هر که دیده ای دارد، بیننده است». (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۸، ص ۶۴، ح ۲۲) دسته دوم، جامع نگر و واقع نگرند؛ هم نزدیک را خوب می بینند و هم دور را. ادراکات آن ها در محسوسات خلاصه نمی شود؛ هم خانه دنیا را می بینند و هم خانه آخرت را. در فرهنگ قرآن و حدیث، این دسته از مردم، بصیر و بینا نامیده می شوند. (محمدی ری شهری، ۱۳۹۰، ص ۱۷ و ۱۸)

بنابراین می توان گفت: دو واژه «بصر» و «بصیرت» در اصطلاح قرآن و حدیث در معنای دیدن با چشم سر و رؤیت قلبی به کار رفته است. اما نکته قابل توجه این است که کاربرد واژه «بصیرت» همواره در معنای دید باطنی است؛ ولی واژه «بصر» گاه به معنای دیدن با چشم ظاهر و گاه به معنای رؤیت قلبی به کار می رود.

معنای لغوی و اصطلاحی علم

در بحث واژه شناسی گذشت که بصیرت در اصل به معنای علم است، ولی هر علمی را بصیرت نمی گویند و تفاوت هایی بین این دو واژه وجود دارد؛ چنان چه در آیات و روایات هم به صورت جداگانه ذکر شده اند.

معنای علم، ادراک حقیقت شیء است. (راغب اصفهانی، ۱۴۲۶ق، ص ۵۸۰) در قاموس المحیط، علم به معنای معرفت و شناخت آمده است. (فیروز آبادی، ۱۴۲۰ق، ص ۱۰۲۸) طریحی می گوید: اصل در علم از نظر لغت، عرف و شرع به معنای یقین است که در آن احتمال داخل نشود. هم چنین علم به معنای معرفت آمده است، همان گونه که معرفت به معنای علم می آید؛ چون هر دوی این ها مسبوق به جهل هستند. (طریحی نجفی، ۱۳۶۲، ج ۵، ص ۱۲۱) پس علم نقیض جهل است و اصل در آن حضور و احاطه بر چیزی است؛ بنابراین درجات آن فرق می کند. اگر علم همراه با تشخیص و ادراک خصوصیات شیء باشد، معرفت، و هنگامی که به حد اطمینان و آرامش برسد، یقین نامیده می شود. (مصطفوی، ۱۴۱۶ ق، ج ۸، ص ۲۰۷)

تفاوت معنایی بصیرت با علم

در بخشی از آیات قرآن بر این مطلب تأکید شده است که اعمی و بصیر و هم چنین کسانی که می دانند و افرادی که نمی دانند، مساوی نیستند. سؤالی که در این جا مطرح می شود، این است که بصیرت و علم از نظر قرآن چه تفاوت و شباهتی با یکدیگر دارند؟ به عنوان مثال به دو نمونه از آیات اشاره می شود:

الف ) (قُلْ لا أقُولُ لَکمْ عِنْدی خَزائِنُ اللّهِ وَ لا أعلَمُ الْغیبَ وَ لا أقُولُ لَکمْ إِنّی مَلَک إِنْ أتّبِعُ إِلاّ ما یوحی إِلَی قُلْ هَلْ یسْتَوِی اْلأعْمی وَ الْبَصیرُ أفَلا تَتَفَکرُونَ)؛ بگو: به شما نمی گویم که خزاین خدا نزد ماست و علم غیب هم نمی دانم و نمی گویم که فرشته ای هستم، تنها از چیزی پیروی می کنم که بر من وحی شده است. بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند؟ چرا نمی اندیشید؟ (انعام: ۵۰)

در تفسیر آیه شریفه آمده است: ذکر جمله (هَل یَستَوی الأعمَی وَالبصیرُ) بعد از جمله های سه گانه سابق ممکن است به خاطر این باشد که در جمله های قبل پیامبر(ص) فرمود: «من نه خزائن الهی را دارم، و نه عالم به غیبم، و نه فرشته ام؛ تنها پیرو وحی هستم، ولی این سخن نه به آن معناست که من با شما بت پرستان لجوج همانندم؛ بلکه من انسانی هستم بینا، در حالی که شما هم چون نابینایان هستید و این دو مساوی نیستند». احتمال دیگر در پیوند این جمله با جمله های قبل این است که دلایل توحید و هم چنین حقانیت پیامبر(ص) آشکار است، ولی چشم بینا می خواهد که آن ها را ببیند و اگر شما قبول ندارید، نه به خاطر آن است که موضوع مبهم یا پیچیده است؛ بلکه به جهت آن است که بینا نیستید. آیا بینا و نابینا یکسانند؟! (مکارم شیرازی، ۱۳۸۲، ج ۵، ص ۲۴۹)

ب) (أمّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللّیلِ ساجِدًا وَ قائِمًا یحْذَرُ اْلآخرَهَ وَ یرْجوا رَحمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یسْتَوِی الّذینَ یعْلَمُونَ وَ الّذینَ لا یعْلَمُونَ إِنّما یتَذَکرُ أُولُوا اْلألْبابِ)؛ آیا آن کس که در همه ساعات شب به عبادت پرداخته، یا در سجود است یا در قیام، و از آخرت بیمناک و به رحمت پروردگارش امیدوار است، با آن که چنین نیست یکسان است؟ بگو: آیا آن هایی که می دانند با آن هایی که نمی دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند می پذیرند. (زمر: ۹) در قسمت پایانی آیه پیامبر(ص) را مخاطب ساخته، می فرماید: بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟! این جمله که با استفهام انکاری شروع شده و جزء شعارهای اساسی اسلام است، عظمت مقام علم و عالمان را در برابر جاهلان روشن می سازد و از آن جا که این نابرابری به صورت مطلق ذکر شده، معلوم می شود این دو گروه نه در پیشگاه خدا یکسانند، و نه در نظر خلق آگاه؛ نه در دنیا در یک صف قرار دارند، و نه در آخرت؛ نه در ظاهر یکسانند و نه در باطن. در این آیه اشارات لطیفی به نکته های جالبی شده است که با کمی دقت روشن می گردد:

۱. آیه با عمل و خودسازی شروع می شود و با علم و معرفت پایان می یابد؛ چرا که تا خودسازی نباشد، نور معرفت بر دل نمی تابد و اصولاً این دو از یکدیگر جدا نیستند.

۲. علم و آگاهی اضطراری که به هنگام نزول بلا حاصل می شود و انسان را به مبدأ آفرینش پیوند می دهد، در صورتی مصداق حقیقی علماست که بعد از فرو نشستن طوفان حادثه ادامه یابد، لذا آیات فوق کسانی را که در لحظه بلا بیدار می شوند و بعد از آن در فراموشی فرو می روند، در صف جاهلان قرار داده است. بنابراین عالمان واقعی آن ها هستند که در همه حال به او توجه دارند.

۳. جالب این که در پایان آیه می گوید: تفاوت علم و جهل را نیز “صاحبان”مغز می فهمند؛ چرا که جاهل ارزش علم را هم نمی داند! در حقیقت هر مرحله ای از علم، مقدمه برای مرحله دیگر است.

۴. علم در این آیه و آیات دیگر قرآن به معنای دانستن یک مشت اصطلاحات یا روابط مادی در میان اشیاء، و به اصطلاح “علوم رسمی”نیست؛ بلکه منظور از آن معرفت و آگاهی خاصی است که انسان را به “قنوت”یعنی اطاعت پروردگار، و ترس از دادگاه او و امید به رحمت خدا دعوت می کند؛ این است حقیقت علم، و علوم رسمی نیز اگر در خدمت چنین معرفتی باشد، علم است و اگر مایه غرور و غفلت و ظلم و فساد در ارض شود و از آن “کیفیت و حالی”حاصل نشود “قیل و قالی”بیش نیست. (مکارم شیرازی، ۱۳۸۲، ج ۱۹، ص ۳۹۸ ۳۹۵) در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده که روزی حضرت به مسجد وارد شد و جمعی را دید که گرد فردی نشسته و به سخنان او گوش می دهند و تحت تعلیم او هستند، پرسید: او کیست؟ عرض کردند: او علامه است. حضرت فرمود: منظور از علامه چیست؟ عرض کردند: او علم انسان و تاریخ و از این قبیل را می داند. حضرت فرمود: «إنّمَا العلمُ ثلاثَهٌ آیهٌ محکَمَهٌ أو فریضَهٌ عَادِلَهٌ أو سُنَّهٌ قائِمَهٌ وَما خَلاَهُنَّ فَهُوَ فَضلٌ؛ همانا علم سه چیز است: آیه محکم، فریضه عادلانه، سنت زنده و برجا، غیر از این ها فضل است». (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۱، ص ۳۲) بنابراین علم فقط سه نوع است: آیهٌ محکَمَهٌ، یعنی هر گونه دانش یا تعلیمی که به کشف آیات و نشانه های یقین آور و نورانی و توانایی در کشف بینات، حقانیت آیات الهی و کشف قوانین حاکم بر هستی از جانب حق تعالی منتهی شود؛ سنَّهٌ قَائِمَهٌ، یعنی هر دانش و تعلیمی که به تحقق فرهنگ زنده، پویا، برپا، پاینده، استقامت بخش، قیام کننده و استوار الهی در جامعه منتهی شود و فَریضَهٌ عَادِلَهٌ، یعنی هر دانش و تعلیمی که به کشف قوانین عدالت گستر و عدالت پرور و آگاهی از قوانین عادلانه الهی در جامعه و جهان هستی منتهی شود. (زاهدی، ۱۳۸۵، ص ۱۱۳ ۱۱۱) برآیند چنین رویکردی بصیرت است. با توجه به تفسیر آیات فوق، مقصود از علم و بینایی در این آیات، دانستن اصطلاحات یا روابط مادی در میان اشیاء و علوم رسمی نیست؛ بلکه منظور از آن آگاهی خاصی است که انسان را به اطاعت پروردگار، دعوت می کند که با خودسازی به آن معرفت خواهد رسید و علوم رسمی نیز اگر در خدمت چنین معرفتی باشد، علم حقیقی یا همان بینایی باطنی است.

در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم: «دانشمندان وارثان پیامبرانند؛ چرا که پیامبران درهم و دیناری از خود به یادگار نگذاشتند؛ بلکه علوم و احادیثی از آن ها به یادگار ماند. هرکس بهره ای از آن داشته باشد، بهره فراوانی از میراث پیامبران دارد». سپس امام می افزاید: «بنگرید علم خود را از چه کسی می گیرید (از علمای واقعی، یا عالم نماها؟) بدانید در میان ما اهل بیت در هر عصری، افراد عادل و مورد اعتمادی هستند که تحریف تندروان، و ادعاهای بی اساس منحرفان، و توجیهات جاهلان را از این آئین پاک نفی می کنند». (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۱، باب صفهالعلم و فضله، ح ۲).

به طور کلی بررسی دقیق موارد کاربرد علم و مشتقات آن نشان می دهد که در فرهنگ اسلامی، علم در دو مصداق مختلف به کار رفته است: علم سودمند و علم غیرسودمند یا زیان بار. مواردی که در آن ها مصداق علم مفید و سودمند به کار رفته، (محمدی ری شهری، ۱۳۸۹، ش ۳، ص ۴) مانند (شهِدَ اللّهُ أنّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِکهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِمًا بِالْقِسْطِ)؛ خدا که همواره به عدل، قیام دارد، گواهی می دهد که جز او هیچ معبودی نیست و فرشتگانِ [او] و دانشوران [نیز گواهی می دهند] (آل عمران: ۱۸ ) و آیه (ِإنّما یخْشَی اللّه منْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ( از بندگان خدا تنها دانایانند که از او می ترسند. (فاطر: ۲۸) در این آیه دانشمندان واقعی در ردیف فرشتگان قرار گرفته اند و این خود امتیاز دانشمندان را بر دیگران اعلام می کند و امتیاز آنان از این نظر است که در پرتو علم خود، به حقایق اطلاع یافته و به یگانگی خدا که بزرگ ترین حقیقت است، معترف اند. (مکارم شیرازی، ۱۳۸۲، ج ۲، ص ۴۶۸ ) آیاتی که در آن مصداق علم زیانبار به کار رفته مانند: (وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَی عِلْمٍ)؛ خدا او را دانسته گمراه گردانید (جاثیه: ۲۳) و آیه (وَ مَا اخْتَلَفَ الّذینَ أُوتُوا الْکتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ)؛ کسانی که کتابِ [آسمانی] به آنان داده شده، با یکدیگر به اختلاف نپرداختند، مگر پس از آن که علم برای آنان [حاصل] آمد. (آل عمران: ۱۹ ) علامه طباطبایی می فرماید: اختلافی که اهل کتاب از یهود و نصاری در دین کردند، با این که کتاب الهی بر آنان نازل شده و خدای تعالی اسلام را برایشان بیان کرده بود به خاطر جهل آن ها به حقیقت امر و این که دین خدا یکی است، نبود؛ بلکه آن ها عالم به این معنا بودند و تنها انگیزه آنان در این اختلاف، حس غرور و ستمگری ایشان بود و هیچ عذری ندارند و همین خود کفری است که به آیات مبین خدا ورزیدند، آیاتی که حقیقت امر را برایشان بیان کرد. (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج ۳، ص ۱۲۱)

مقتضای تأمل در این دو دسته از آیات، این است که از نظر قرآن علم دو نوع است: نخست، علمی که از ایمان به حقایق هستی و پذیرش حق و کردار شایسته جدا نیست؛ دوم علمی که می تواند از ایمان و کردار نیک جدا باشد. نوع اول مطلقاً دارای ارزش است، ولی نوع دوم در صورتی ارزش دارد که همراه با ایمان و کردار شایسته باشد. بر پایه تحلیلی که ارائه شد، معیار ارزش علم و عالم از نگاه اسلام نقش دانش در بهروزی و آسایش انسان است و سودمندترین علم، علمی است که آسایش و سعادت همیشگی آدمی را تأمین کند. بر این اساس هر علمی، دارای ارزش و هر ع

  راهنمای خرید:

  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.