📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در الی فایل، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
49دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت

قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.

تعداد فروش: 66

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 55 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت، محتوای خود را در قالب ۱۲۰ اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی پیشگویی ها درباره تقابل یا توافق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام از دیدگاه اسلام و مسیحیت :

مقدمه

اندیشه باور به منجی یا موعود آخرالزمان، ایده ای فرا گیر است که در ادیان تاریخی و زنده دنیا، حضوری چشم گیر دارد. این اندیشه در ادیان و فرهنگ های کهن و باستانی تا جنبش های نوپدید دینی، رسوخ یافته است. شاید پس از اندیشه خدا، هیچ تفکری در میان ابنای بشر چنین فراگیر نشده باشد (موحدیان عطار، ۱۳۸۹: ۱۹). عیسی مسیح(ع)، منجی موعود در دین مسیحیت است که رسالت نجات بخش او، عرصه های فردی، جمعی، معنوی و اجتماعی را دربرگرفته است. پیش گویی های کتاب مقدس به بازگشت عیسی(ع) در آخرالزمان، این امید را زنده کرده است که او در پایان زمان برای برپایی پادشاهی خدا و داوری، به جهان باز می گردد و نجات را برای همگان به ارمغان می آورد. دامنه عملکرد او کیهانی است و تقریباً همه مسیحیان، به رغم اختلاف نظر در تفاصیل بازگشت آخرالزمانی مسیح، بدین امر باور دارند (توفیقی، ۱۳۸۴: ۲۱۴-۲۱۶).

موعودباوری و ایده مصلح آخرالزمانی، در اندیشه اسلامی نیز حضوری پررنگ دارد. ادبیات پیش گویانه موجود در منابع روایی فریقین، مهدی(عج) را به عنوان منجی و موعود اسلامی معرفی کرده است؛ کسی که در آخرالزمان پدیدار شده و جهان را از عدل و خداخواهی پر خواهد کرد. اگرچه در میان مذاهب اسلامی در اموری مانند نَسب، نوعی و شخصی بودن او و مواردی از این دست، اختلافاتی دیده می شود؛ در اصالت، محوریت و کارکرد نهایی او، اختلافی اساسی وجود ندارد (موحدیان عطار، ۱۳۸۹: ۲۶۰-۲۶۵).

بیان مسئله

با تأمل در رویکرد دو دین اسلام و مسیحیت، تشابهات فراوانی در پیش گویی های آخرالزمانی پیرامون منجی موعود و فضای حاکم بر روزگار وی مشهود است؛ تا آن جا که برخی مستشرقان، مدعی گرته برداری اسلام از منجی گرایی یهودیت و مسیحیت و بازتعریف آن در قالب مهدویت شده اند (موسوی، ۱۳۸۹: ۱۲۷). وقایع دهشتناک و حیرت انگیز، بخش جدایی ناپذیر ادبیات آخرالزمانی در هر دو دین به شمار می رود. شیوع بلایای طبیعی و رواج نابهنجاری های اخلاقی در پهنه جهان در باور بسیاری از مسیحیان این روزگار، شواهدی آشکار بر آشفتگی نظام طبیعت به شمار می رود که براساس پیش گویی های کتاب مقدس، نزدیک شدن روزگار پایانی و بازگشت دوباره مسیح را خاطرنشان می کند. چنین پیش گویی هایی، منحصر به مسیحیت نیست. مسلمانان نیز از صدر اسلام تاکنون، بر این باور بوده اند که آمیزه ای از تباهی ژرف اخلاقی و فجایع طبیعی فراگیر، پیش درآمد آخرالزمان و رسیدن موعودِ نجات بخش است.

در پیش گویی های هردو سنت اسلامی و مسیحی، ظهور موعود (مهدی / مسیح) آغازگر دگرگونی بزرگی است که نابسامانی های حاکم بر جهان طبیعی و جامعه بشری را به سوی اصلاح راه بری خواهد کرد و جهان لب ریز از ظلم و جور، بار دیگر روی سامان و سعادت را خواهد دید. این تقابل شگرف میان خیر و شر، در پیش گویی های مسیحی، در قالب دو شخصیت برجسته مسیح(ع) و ضدمسیح و در ادبیات پیش گویانه اسلامی، در قالب دو شخصیت برجسته مهدی(عج) و دجال ترسیم شده است. واکاوی نسبت میان حضرت مهدی(عج)، به عنوان مصلح موعود در ادبیات پیش گویانه اسلامی و عیسی مسیح(ع)، به عنوان منجی موعود در پیش گویی های کتاب مقدس مسیحیان، مسئله ای است که نیاز به برررسی تطبیقی پیش گویی های منابع اسلامی و مسیحی در باب آخرالزمان دارد؛ مسئله ای که به رغم اهمیت آن، کمتر دست مایه پژوهش های فارسی زبان قرار گرفته است.

پیش گویی ها در باب منجی و موعود فرجامین، بخش قابل توجهی از ادبیات آخرالزمانی دو دین اسلام و مسیحیت را به خود اختصاص داده است. در پاسخ به چگونگی نسبت موعود اسلامی و منجی مسیحی، سه دیدگاه تقابل انگار، توافق انگار و یکسان انگار پدید آمده است که هرسه، مستندات خود را در پیش گویی های دینی و متون مقدس جویا می شوند. نوشتار حاضر بر این فرض استوار است که از اشارات و نصوص اسلامی و مسیحیِ ناظر به فرجام جهان، چنین برداشت می شود که هم گرایی و هم سویی قابل توجهی میان شخصیت های برجسته این دو تصویر، یعنی مهدی و مسیح(ع) از یک سو و ضدمسیح و دجال از سوی دیگر به چشم می خورد و به اثبات نظریه توافق انگار بر مبنای اشارات و نصوص مقدس اسلام و مسیحیت راه می برد.

تقابل مسیح و ضدمسیح در پیش گویی های مسیحی

پیش گویی ها و هشدارهای ناظر به روزگار پایانی و اشاره به نشانه های ظهور منجی، از مباحث رایج در ادبیات پیش گویانه کتاب مقدس است. انبیای عهد عتیق به کرات از ناملایمات و مصایب پیش از ظهور منجی سخن گفته اند. حزقیال نبی، لشکرکشی عظیم «یأجوج و مأجوج» علیه یک دیگر را از نشانه های آخرالزمان برشمرده است (حزقیال: ۳۸). گزارش یوئیل از «روز عظیم و مهیب خداوند»، نمونه ای دیگر از هشدارهای آخرالزمانی است: (یوئیل، ۲: ۳۰-۳۲).[۱]

در تصویری که پیش گویی های مسیحی از وقایع آخرالزمان به دست می دهد، تعارضی تمام عیار میان مسیح و ضدمسیح انعکاس یافته است. ضدمسیح، معادل فارسی واژه «Antichrist» است که اصالتی یونانی دارد. پیش وند «آنتی» در این ترکیب، دو معنای «ضد »، و «بدل» دارد (Thomson, 1975: 139). «کریستوس» نیز لقب یونانی عیسی(ع) و به معنای «مسیحا» یا مسح شده است. وصف مسیحا، در اصطلاح بر نجات دهنده ای اطلاق می شود که انبیای بنی اسرائیل وعده آمدن او را برای نجات قوم خویش داده بودند. بدین ترتیب مسیح، همان کسی است که با بازگشت مجدد خویش، جهان را از بدی ها نجات می دهد و ضد مسیح، شخصیتی است که در تعارض با رسالت اصلاح و نجات بخشی مسیح، ظهور می کند.

با توجه به معنای دومی که برای پیش وند «آنتی» بیان شد، ضدمسیح به معنای مسیح دروغین یا مسیح بدلی است؛ شخصیتی که پیش از مسیح پدیدار می شود و در جای او می نشیند و به داشتن شأن و رسالت مسیح تظاهر می کند و در طول حکومت زودگذرش، قداست و حرمتی را مطالبه می کند که تنها «پسر خدا» درخور آن است (Pink, 1988: 1).

در شخصیت پردازی دوگانه ادبیات پیش گویانه مسیحی، توجه به چند نکته شایان اهمیت است:

کتاب مقدس از ضدمسیح، با تعبیر «وحش» یاد کرده است که خدمت کار و بنده گناه و موجودی درنده خوست (مکاشفه، ۲۰: ۱۰)؛ و در مقابل، از مسیح(ع) با تعبیر «بره خدا» یاد می کند که گناه جهان را برمی دارد (یوحنا، ۱: ۲۹)، پیروانش را شبانی کرده و ایشان را به چشمه های آب حیات راه بری می کند (مکاشفه، ۷: ۱۷).

ضدمسیح رکن دوم تثلیث نامقدس (شیطان، ضدمسیح و پیامبر دروغین) به شمار می آید؛ و در مقابل، عیسی مسیح(ع) رکن دوم تثلیث مقدس در مسیحیت است (Pink, 1988: 47).

ضدمسیح مظهر گناه و فرزند شرارت و هلاکت شناسانده شده و در دوران حکومت او، فساد و تباهی فراگیر می شود و اندک زمانِ سیطره او بر جهان، با مصیبت و رنجی عظیم هم راه است: «در آن زمان چنان مصیبت عظیمی روی خواهد داد که مانندش از آغاز جهان تاکنون روی نداده، و هرگز نیز روی نخواهد داد» (متی، ۲۴: ۲۱)؛ در حالی که مسیح(ع) بی گناه و قدیس تلقی شده و حکومت او، حکومتی جهانی، پر از عدالت، هدایت و روشنی به سوی خداوند است.

مسیح(ع) در قید شریعت است (غلاطیان، ۴: ۴)؛ اما ضدمسیح، مخالف همه قوانین و شرایع، مرد بی قانونی و ارتداد عظیم است. در کتاب مقدس از زبان عیسی مسیح(ع) آمده است: «من آمده ام تا اراده تو (خدا) را به جا آورم» (عبرانیان، ۱۰: ۹) و درباره ضدمسیح چنین آمده که: «مطابق میل خود کار خواهد کرد » (دانیال، ۸: ۲۴).

تقابل مهدی(عج) و دجال در پیش گویی های اسلامی

در نمایی که منابع اسلامی از آخرالزمان ترسیم می کنند، دوگانگی تمام عیار خیر و شر، که در سناریوی مسیحی به شکل مسیح(ع) و ضدمسیح تصویر می شد، در تقابل حضرت مهدی(عج) و دجال بازنمایی شده است. اگرچه نام دجال، برخلاف عهد جدید، در قرآن کریم نیامده است، در مأثورات اسلامی با اخبار گوناگونی درباره این مفهوم آخرالزمانی مواجه هستیم.

دجال از ریشه «دجَلَ» به معنای دروغ گو، حیله گر، حقه باز، افسون گر و متقلب است. ریشه آن در زبان عربی به معنی آب طلا یا آب نقره است. ازاین رو، افراد بسیار دروغ گو که باطل را حق جلوه می دهند، دجال می نامند (تونه ای، ۱۳۸۴: ۳۱۸). تعبیر دجال، وصفی است ناظر به شخص یا جریانی که در برهه ای پیش از ظهور منجی آخرالزمان، دنیا را پر از ظلم و ستم می کند و نهایت امر او نابودی به مباشرت یا وساطت مهدی موعود (عج) است. (حسینی دشتی، ۱۳۶۹: ج۳، ۳۶۲).

در حدیثی از امام علی(ع) در پاسخ به اصبغ بن نُباته که درباره دجال پرسیده بود، آمده است:

دجال صیاد بن صید است. نگون بخت کسی است که ادعای او را تصدیق کند و سعادتمند کسی است که او را تکذیب کند. چشم راست ندارد و چشم دیگرش که در پیشانی اوست، همچون ستاره صبح می درخشد. بر پیشانی او نوشته شده: «این کافر است» و هر مؤمن باسواد و بی سواد آن را می خواند. داخل دریاها می شود و آفتاب با او می گردد. پیش رویش کوهی از دود است و پشت سرش کوه سفیدی است که مردم آن را غذا می بینند. او در یک قحطی سخت می آید و بر مرکب سفیدی سوار است. یک گام مرکب او یک میل راه است. زمین در زیر پای او درنوردیده می شود. با صدای بلند، چنان ندا در می دهد که از مشرق تا مغرب، جن و انس و شیاطین صدایش را می شنوند که می گوید: «الیَّ اولیایی؛ انا الذی خلق فسوّی وقدّر فهدی. انا ربکم الاعلی» (صدوق، ۱۴۲۲: ۳۱۳).

چنان که از پیش گویی های اسلامی و مسیحی پیداست، دجال و ضدمسیح، هردو ماهیتی ضدموعودی دارند و تلاش آنها در راستای مقابله با اصلاح جامعه انسانی است.

هم گرایی یا واگرایی مهدی(عج) و مسیح(ع) در ادبیات آخرالزمانی

از کنار هم نهادن دو تصویر اسلامی و مسیحی ناظر به فرجام جهان، چنین به دست می آید که تناظر و هم سویی قابل توجهی میان شخصیت های برجسته این دو تصویر، یعنی مهدی و مسیح(ع) از یک سو و ضدمسیح و دجال از سوی دیگر وجود دارد. از این رو در نگاه آغازین، رابطه ای که میان موعود سنت اسلامی و منجی سنت مسیحی ترسیم می شود، جز تلائم و توافق نیست. با این حال، دو دیدگاه رقیب نیز در خصوص نسبت مهدی و عیسی(ع)، در میان مسلمانان و مسیحیان طرفدارانی دارد که مبانی خود را در پیش گویی های موجود در منابع دینی جست وجو می کنند. بدین ترتیب در باب نسبت مهدی و عیسی(ع) در اسلام و مسیحیت، سه دیدگاه: یکسان انگاری، تقابل انگاری و توافق انگاری شکل گرفته است.

. یکسان انگاری مهدی و مسیح(ع)

انگاره یکسانی مهدی موعود و عیسی(ع)، دیدگاهی است که تنها در سنت اسلامی و صرفاً در میان اهل سنت وجود دارد. فراوانی روایات پیرامون بازگشت عیسی(ع) در آخرالزمان، در کنار ضبط روایتی از الجندی در منابع حدیثی اهل سنت در باب تعیین هویت مهدی(عج)، برخی از اهل تسنن را بر آن داشت تا مهدی(عج) را همان عیسی(ع) بدانند.

قرآن کریم گرچه اعتقاد مسیحیان در باب تصلیب عیسی(ع) را رد می کند (نساء: ۱۵۷)، با باور مسیحیان درباره عروج عیسی(ع) به آسمان، هم داستان است (آل عمران: ۵۵) و بنابر آرای پاره ای از مفسران، به بازگشت و نزول آخرالزمانی عیسی(ع) در مواردی اشاره دارد (طبرسی، ۱۴۱۵: ج۹، ۱۴۴؛ طوسی، ۱۴۰۹: ۳۸۶-۳۸۷؛ طبری، : ج۶، ۲۵). همچنین احادیث مبنی بر ظهور آخرالزمانی عیسی(ع) در جوامع روایی فریقین به حد تواتر رسیده است (سیوطی، بی تا: ج۲، ۱۷۷؛ قرطبی، : ۶۱۷) و بخاری احادیث مربوط به نزول عیسی(ع) را در باب مستقلی با عنوان «نزول عیسی بن مریم» گردآوری کرده است. (بخاری:۱۴۰۱، ۱۴۳).

گرچه در روایت پیش گفته، تفکیک آشکاری میان عیسی(ع) و موعود مسلمانان دیده می شود، اما اختلاف فرقه های مختلف اسلامی بر کیستی این امام آخرالزمانی، به پشتوانه حدیث محمد بن خالد الجندی، موجب پیدایش دیدگاهی در میان اهل سنت شده است که مهدی موعود(عج) در پیش گویی های روایی را بر عیسی(ع) تطبیق داده اند که در آخرالزمان از آسمان نزول خواهد کرد. نقل این حدیث توسط حسن بصری، مستشرقانی چون مادلونگ را برآن داشته است تا وی را منکر وجودی منحاز برای مهدی(عج) دانسته و دیدگاه مبنی بر یکسان انگاری مهدی موعود و عیسی(ع) را به حسن بصری نسبت دهد (Madelung, 1979: 5/122). حدیث مزبور که در سنن ابن ماجه و شمار دیگری از منابع روایی اهل سنت ذکر شده، چنین است:

حدثنا یونس بن عبدالاعلی الصدفی، حدثنا محمدبن ادریس الشافعی، حدثنی خالد الجندی عن ابان بن صالح عن الحسن عن الانس بن مالک عن النبی(ص)، قال: «لا یزداد الأمر إلا شده ولا الدنیا إلا ادباراً ولا أناس إلا شحاً ولا تقوم الساعه إلا علی شرار الناس ولا المهدی إلا عیسی ابن مریم» (قزوینی، بی تا: ج۱، ۱۳۴۱-۱۳۴۰).

مبنای یکسان انگاری مهدی و عیسی(ع) در میان برخی از اهل سنت، فراز پایانی روایت مذکور است که در مقام تعیین کیستی موعود آخرالزمان، به صراحت می گوید:

مهدی کسی جز عیسی بن مریم نیست.

در نقد این دیدگاه باید توجه داشت روایتی که بدان استناد شده است، به شهادت بسیاری از محدثان اهل سنت در ناحیه سند و دلالت مخدوش و ناتمام است. بسیاری این حدیث را نپذیرفته اند و برخی نیز تنها به ضبط آن پرداخته و درباره وثاقت راوی و صحت روایت سکوت کرده اند. قرطبی در التذکره می نویسد:

این حدیث صحیح نیست؛ زیرا از محمد بن خالد الجندی تنها همین یک حدیث نقل شده است و حاکم در المستدرک، ابن الجندی را مجهول دانسته است (قرطبی، : ۶۱۶).

مهم ترین دلایل رد حدیث مزبور، تعارض آن با سایر احادیث متواتر و نیز ضعف سند و یا جعل فراز پایانی آن است. گواه دیگر بر تحریف حدیث الجندی، وجود این حدیث با سندی دیگر و بدون عبارت پایانی «لا مهدی الا عیسی» در جوامع روایی اهل سنت، نظیر مستدرک است. ابن الصدیق پس از نقل سند دیگرِ حدیث فوق از مستدرک می نویسد:

این متن حدیث است که آن زیادی نادر باطل را ندارد، ولذا دلیلی است بر این که آن افزودگی از ساخته های محمد بن خالد الجندی است (ابن الصدیق، : ۳۸۱).

با این حال، برخی محدثان تلاش کرده اند تعارض میان حدیث الجندی و احادیث دیگر را رفع کنند. ازجمله قرطبی می نویسد:

ممکن است سخن پیامبر(ص) در «لا مهدی الا عیسی» به این معنا باشد که هیچ هدایت شده کامل و معصومی جز عیسی(ع) وجود ندارد. در این صورت، احادیث با یک دیگر سازگاری یافته و تعارض از بین می رود (قرطبی، : ۶۱۷).

ابن قیم نیز وجه جمع پیش گفته را پذیرفته و در معنای فراز پایانی روایت الجندی می نویسد:

مراد آن است که هدایت شده کامل و معصوم، تنها عیسی بن مریم است (ابن قیم، : ۲۸۲).

مؤید این برداشت از منظر اهل سنت، برخی احادیث نبوی است که به این مضمون که عیسی(ع) تنها انسانی است که از هنگام ولادتش، شیطان او را لمس نکرده است (طبری: ۱۴۱۵، ج۳، ۳۲۵).

بنابراین، مهدی انگاشتن عیسی(ع) به مفهوم خاص آخرالزمانی اش، ایده ای است که با قرآن و منابع حدیثیِ دست اول سازگاری ندارد، مگر آن که به گونه ای توجیه و تأویل شود. از این رو، اجماعی بودن و رواج باور به بازگشت عیسی(ع) و نقش برجسته وی در برپایی جامعه آرمانی آخرالزمانی، از یک سو و اختلافی بودن چهره واقعی مهدی(عج) در میان فرقه های مختلف اسلامی، از سوی دیگر موجب پیدایی و طرح چنین باور نادرستی در میان شمار اندکی از مسلمانان شده است (آژیر، ۱۳۸۳: ۱۵۵).

. نظریه تقابل مهدی و مسیح(ع)

انگاره رویارویی و تعارض منجی موعود مسلمانان با مسیح آخرالزمانی مسیحیان، دیدگاهی جدید در میان برخی مکاتب مسیحی است که پیشینه درازی در آرای صاحب نظران این دین ندارد. با این حال، دعوی هم پوشانی ویژگی های حضرت مهدی(عج) در مأثورات اسلامی با آن چه در پیش گویی های کتاب مقدس در وصف ضدمسیح آمده است، به ویژه پس از وقایع یازده سپتامبر ۲۰۰۱.م به طور مکرر در رسانه های وابسته به جریان صهیونیست مسیحی و مسیحیت اونجلیستی تبلیغ می شود. این دیدگاه در صدد تطبیق نشانه های امام مهدی(عج) در متون اسلامی با ویژگی های ضدمسیح در پیش گویی های عهد جدید است.

آن چه در مقام نظر از این تطبیق برمی آید، تقابل تمام عیار موعود جهان اسلام، با منجی مسیحیان است که به سرنوشت متعارض پیروان دو دین راه خواهد برد. این نظریه درپی اثبات تعارض کامل دیدگاه اسلام و مسیحیت پیرامون وضعیت آخرالزمان است؛ به گونه ای که منجی یک دین، ضد منجی دین دیگر خواهد بود و جنگ نهایی خیر و شر، در چهره جنگ مسلمانان و مسیحیان تحقق خواهد یافت.

تبارشناسی نظریه تقابل

در سال های اخیر، جریانی در میان گروهی از پیروان مسیحیت پروتستان شکل گرفته است که در صدد اثبات تعارض شدید نگاه اسلام و مسیحیت درباره حوادث آخرالزمان و ظهور منجی است. گرچه ریشه های آغازین این نگرش در سپهر رسانه ای را می توان به دهه ۸۰ میلادی و هم زمان با انتشار فیلم معروف «نوسترآداموس: مردی که فردا را دید» برگرداند، اما در سپهر علمی، نظریه مسلمان بودن ضدمسیح، نخستین بار در کتاب «ارتباط آشوری»[۲] فیلیپ گودمن[۳] مطرح شد و درپی آن، تلاش های متعددی از سوی برخی مسیحیان اونجلیست جهت تعیین مصداق ضدمسیح در مهدی(عج) صورت گرفت. شیوه تطبیقی این جریان در بررسی پیش گویی های آخرالزمانی دو سنت اسلامی و مسیحی از یک سو، تبلیغات رسانه ای شدید در خصوص تعارض انگاری میان مهدی و مسیح(ع) از سوی دیگر و رهاورد مسموم امواج اخیر اسلام ستیزی و اسلام هراسی از سوی سوم، رواج نامتعارف این دیدگاه را در برخی جوامع غربی درپی داشته است.

فیلیپ اچ. گودمن، مؤسس و مدیر جریان موسوم به «پیش گویی مکتوب کتاب مقدس»[۴] در جهان مسیحیت است که رسالت آن، تبیین، تعلیم و رواج پیش گویی های کتاب مقدس درباره روزگار پایانی است. این گروه برای جامه عمل پوشاندن به مدعای خود مبنی بر تقابل اسلام و مسیحیت در آخرالزمان، به اقداماتی نظیر انتشار کتب و مقالات، فعالیت در فضای مجازی، برگزاری کنفرانس های بین المللی و منطقه ای و تولید برنامه های تلویزیونی و چندرسانه ای روی آورده و در اندک زمانی با اقبال قابل توجهی روبه رو شده است.

جوهره مدعای گودمن در کتاب ارتباط آشوری، آن است که ضدمسیح از جناح شرقی امپراطوری روم قدیم، و به طور مشخص از منطقه سلوکی و سرزمین آشور، یا به عبارتی سوریه و عراق کنونی برخواهد خاست. بدین ترتیب این ایده تقویت می شود که ضدمسیح با توجه به خاستگاه اسلامی اش، شخصیتی مسلمان است. از مهم ترین مستندات این دیدگاه، پیش گویی کتاب مکاشفه در وصف ضدمسیح است که می گوید: «آن وحش که من دیدم به پلنگ می مانست، اما پاهای خرس داشت و دهان شیر» (مکاشفه ۱۳: ۲). این تصویر در کنار عباراتی از کتاب دانیال که امپراطوری بابل به عنوان یک شیر توصیف شده و امپراطوری ایران به صورت یک خرس به تصویر کشیده شده و امپراطوری مقدونی به صورت یک پلنگ توصیف شده است، ایده خاستگاه ضدمسیح اسلامی را در ذهن مؤلف تقویت کرده است (Goodman, 1993).

در استمرار مسیری که گودمن پایه ریزی کرده بود، جوئل ریچردسن[۵] با انتشار کتاب «ضدمسیح: منجی منتَظَر اسلام»[۶] (Richardson, 2006)، نه تنها به دفاع از ایده ضدمسیح اسلامی برخاست، مصداق ضدمسیح را شخص مهدی(عج) معرفی کرد و در آثار متأخر خود مانند «وحش خاورمیانه: موردپژوهی کتاب مقدس ناظر به ضدمسیح اسلامی»[۷] (Richardson, 2008) و نیز «ضدمسیح اسلامی: حقیقتی تکان دهنده در باب سرشت واقعی وحش»[۸] (Richardson, 2011)، در تنقیح این ایده به استناد ادبیات پیش گویانه سنت اسلامی و مسیحی روی آورد.

ریچردسن درصدد است اسلام را دینی شیطانی و غیرالهی نشان دهد، تا به هدف نهایی خود که تطبیق اسلام و تعالیم آن با خصوصیات ضدمسیح کتاب مقدس است، نایل گردد. او اسلام را بزرگ ترین و یگانه چالشی می داند که کلیسا پیش از بازگشت مسیح با آن مواجه شده و تا بازگشت او ادامه دارد (Richardson, 2008: 12). ادعای دشمنی اسلام با یهود از صدر اسلام تاکنون، دستاویز دیگری است که در آثار وی به جدّ مورد توجه قرار گرفته است.

جدیدترین تلاش در دفاع از نظریه تقابل مهدی و مسیح(ع)، از سوی کشیش نام آشنای اوانجلیستی، مایکل یوسف[۹] در کتاب «آخرالزمان و راز مهدی»[۱۰] صورت گرفته که در سال ۲۰۱۶. م منتشر شده است. نویسنده این کتاب مدعی است که با تحقیقات وسیع و به مدد تسلطش بر متون عربی، به این نتیجه رسیده است که مهدی مسلمانان به ویژه نسخه شیعی آن – بر ضدمسیحِ پیش گویی شده در کتاب مقدس منطبق است.

مستندات نظریه تقابل

مدافعان این دیدگاه، مستندات خود را از احادیث اسلامی و کتاب مقدس وام گرفته اند. برجسته نمودن ویژگی های همسان، میان تصویر اسلامی از مهدی موعود(عج) و تصویر ضدمسیح در پیش گویی های کتاب مقدس، در ترویج این دیدگاه نقش مؤثری داشته است. به زعم طرفداران نظریه تقابل، تصویری که از شخصیت های اصلی آخرالزمانی، یعنی مهدی(عج)، دجال و عیسی(ع) در پیش گویی های اسلامی آمده است، بدین قرار است:

مهدی: رهبری دینی است که جنبشی اسلامی در جهان درمی افکند؛ نهضتی که باعث می شود غیرمسلمانان از دین خود روی گردانده و همه در برابر الله سر تسلیم فرود آوردند و اسلام را برگزینند. او فردی نظامی، ستم پیشه و خون ریز است که طی جنگ های وسیع، رهبری کل جهان را به دست می آورد و خلافت اسلامی را برقرار می سازد. در دوران رهبری وی، هر نامسلمانی به پذیرش اسلام مجبور شده و یا کشته می شود. او به اسرائیل حمله کرده و همه یهودیان را قلع و قمع خواهد کرد. مدت حکومتش هفت سال خواهد بود که طی آن، پیمان صلحی میان اعراب و رومیان صورت می گیرد (Richardson , 2006:57-62).

دجال: عنصری برجسته در نگاه آخرالزمانی اسلام است که ادعای خدایی می کند؛ قدرت معجزه کردن دارد و برای مدتی قدرت را در تمام دنیا به دست می گیرد. مسلمانان وی را هم نام عیسی(ع) دانسته و او را «مسیح» می خوانند. او از یک چشم نابیناست و کلمه کافر در بین چشمان وی و یا بر پیشانی اش نوشته شده است. سوار بر قاطری عظیم است و به همه شهرها و روستاها جز مکه، مدینه و دمشق وارد می شود تا هر انسان زنده را آزمایش و فریب دهد. او یهودی است و زنان و یهودیان از او پیروی می کنند و سرانجام توسط عیسی بن مریم(ع) کشته خواهد شد (Richardson 2006:73-78).

عیسی: او در نگاه آخرالزمانی اسلام، شخصیتی غیر از عیسی مسیحِ مورد انتظار مسیحیان است. وی برای تطمیع مسیحیان و اثبات حقانیت اسلام، خواهد آمد و به عنوان فرمان بردار مهدی(عج)، بر مناره های سفید در دمشق ظهور می کند. پیشوای سپاهی است که ده ها هزار یهودی پیرو دجال را قتل عام می کند. او رهبری مذهبی است که با نابودی مسیحیت رایج، اسلام را به عنوان تنها دین بر روی زمین برقرار می سازد. جزیه در دوران او نسخ می شود و انتخابِ پیشِ روی اهل کتاب، پذیرش اسلام و یا مرگ خواهد بود (Richardson, 2008:57-62).

طرفداران این دیدگاه، برای تکمیل نظریه خود به بررسی عناصر آخرالزمانی کتاب مقدس می پردازند. کلیات سناریوی کتاب مقدس درباره آخرالزمان، که در تنقیح دیدگاه تقابل بدان استناد می شود، چنین است:

خداوند، سرزمین اسرائیل را به یهودیان اختصاص داده و در آخرالزمان با ظهور مسیحا در اورشلیم، یهودیان برای پرستش خدا، در آن مکان مستقر می شوند. در هنگام بازگشت مسیح، یهودیان جهان او را خواهند پذیرفت و مسیحی می شوند. موجودی خبیث که با عناوین مختلفی همچون ضدمسیح، وحش، جانور، اژدها، مرد گناه و تباهی و… در کتاب مقدس توصیف شده است، پیش از رجعت مسیح با نظام فاسد خود بر جهان حاکم می شود. حکومتی که ضدمسیح بنا می کند، مطابق پیش گویی های کتاب مقدس، وسعت زیادی دارد که اطراف اسرائیل را دربر می گیرد. قلمروی سپاهیان ضدمسیح، بنابر گزارش کتاب مقدس، کشورهای اسلامی هستند. با توجه به اشارات کتاب مقدس، ضدمسیح مردم را به پرستش خود وا می دارد. او شخصی را به عنوان حامی به هم راه دارد که کتاب مقدس با تعبیر «پیامبر دروغین» از او یاد کرده است. رسالت اصلی این پیامبر دروغین، آوردن معجزات اغوا کننده است. بنابر کتاب مقدس، کشتار عظیمی در آخرالزمان رخ می دهد که به گستره وسیعی از زمین تسری می یابد؛ در پس این کشتار، نظامی اعتقادی است و لشکریان به انگیزه تقرب به خدا، سر از تن مخالفان جدا می کنند (Richardson , 2008:47-48).

ریچردسون با تطبیق تصاویر آخرالزمانی پیش گفته که از روایات اسلامی و پیش گویی های کتاب مقدس استخراج کرده است، نظریه تقابل مهدی و عیسی(ع) و تعیین مصداق ضدمسیح در مهدی موعود مسلمانان را نتیجه می گیرد؛ زیرا اولاً، ویژگی ها، علائم و رفتارهای منجی مسلمانان که با نام مهدی شناخته می شود، با نشانه ها و رفتارهای ضدمسیح کتاب مقدس قابل تطبیق است؛ و ثانیاً، عیسایی که به زعم مسلمانان به یاری مهدی می شتابد، مسیح موعود کتاب مقدس نیست، بلکه بر پیامبر دروغینی منطبق است که ضدمسیح را یاری می کند؛ و ثالثاً، دجال که عنصری مذموم در دیدگاه آخرالزمانی اسلام است، با منجی مسیحیان در کتاب مقدس (مسیح)، ویژگی های مشابه فراوانی دارد (یوسفیان و دهقانی، ۱۳۹۴: ۱۲۸).

بررسی نظریه تقابل

تطبیق منجی اسلامی، بر ضدمسیح کتاب مقدس، حاصل مقدماتی است که از گزینش فقراتی از احادیث اسلامی و پیش گویی های کتاب مقدس و نیز تفسیر به رأی پاره های فراوانی از سنت اسلامی و مسیحی سر برآورده است. از این روست که این دیدگاه، سابقه ای در میان مسلمانان و مسیحیان ندارد و از سوی شماری ا

  راهنمای خرید:

  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.