📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در الی فایل، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
04دقیقه
37ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج)

قیمت اصلی 179,700 تومان بود.قیمت فعلی 119,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 55 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) شامل ۱۲۰ اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) :

مقدمه

حضور معنادار مسیح(ع) در ادبیات مهدویت و ظهور دولت عدل و نجات، آن چنان پررنگ و جدی است که گاه تصور شده است مهدی(عج) به جز مسیح(ع) نیست. البته در مفهوم مسیح، پیام نجات و بشارت به خوبی فهمیده می شود؛ اما تواتر معنوی یا استفاضه روایات مهدوی، پیامی دیگر دارد و آن، حضور مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) است. در این روایات، مسیح(ع) عضوی از دولت فراگیر و جهانی مهدی امم است، نه رهبر این دولت. حال باید معنای این حضور را درک کرد. اگرچه شاید در حجاب الفاظ و اسناد، درک درست حقیقت حضور فرزند مریم(ع) در کنار مهدی(عج) دست نایافتنی باشد، اما این گفتار می تواند گامی در مسیر فهم واقعی تر از ماجرای مسیح(ع) و مهدی(عج) به شمار آید.

این پژوهش – که به باور نگارندگان، فاقد پیشینه است – در پی پاسخ به این پرسش برآمده که جایگاه و فایل پاورپوینت کامل نقش مسیح(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر روایات چیست؟ بر اساس یافته ها، مؤلفه های نه گان ذیل، پاسخی عاجل برای این پرسش به شمار می روند.

۱. اقتدا به نماز امام مهدی(عج)

بر اساس روایات، مهدی موعود(عج) در آغاز قیام خود نماز جماعتی باشکوه در بیت المقدس – قبله اول مسلمانان – برگزار می کند. او با این که سختی های اوایل قیام را پیش رو دارد، از این کار مهم – که عظمت اسلام را به امت های دیگر نشان می دهد – غافل نخواهد بود (مجلسی،۱۴۰۴: ج۸۵، ۱۴ -۱۵). آن گاه حضرت عیسی(ع) از آسمان نزول می کند و در نماز جماعت مسلمین حاضر می شود. امام مهدی(عج) به او پیشنهاد می کند امامت نماز را بر عهده گیرد، ولی حضرت مسیح(ع) نمی پذیرد و آن را دلیل احترام مهدی(عج) نزد امت می داند. سپس با اشار صریح به منصب امارت و امامت آن حضرت می گوید: «تو امامت کن و من به تو اقتدا می کنم» (حلی، ۱۴۰۹: ۸۴۴؛ مجلسی،۱۴۰۴: ج۵۱، ۸۵ و ۹۳).

درباره اقتدای مسیح(ع) به نماز امام مهدی(عج) بیش از بیست روایت در منابع عامه و خاصه نقل شده است که در این جا به چند نمونه از آن ها اشاره می شود:

۱. حجاج بن یوسف ثقفی به شخصی به نام شهر بن حوشب گفت: آیه ای در کتاب خدا هست که مرا خسته کرده است. شهر بن حوشب گفت: ای امیر! کدام آیه؟ گفت: آی ۱۵۹ سوره نساء که می فرماید: «و از اهل کتاب، کسی نیست، مگر آن که پیش از مرگ خود حتماً به او (عیسی() ایمان می آورد و روز قیامت [عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود». آری، عیسی(ع) در روز قیامت، علیه همه اهل کتاب شاهد خواهد بود؛ چه آنان که به وی ایمانی سودمند آورده باشند و چه ایمانی بی فایده. به عبارت دیگر، در طول زندگی به وی ایمان داشته باشند یا به هنگام مرگ، قبل از جان دادن ایمان آورند. از آن جا که در آیات قرآن آمده است پیامبران از گواهان قیامت هستند، حضرت عیسی(ع) نیز گواه امت خویش – یعنی مسیحیان – است و درباره اعمال و رفتار آن ها شهادت می دهد.[۱] حجاج گفت: سوگند به خدا من دستور می دهم گردن یهودی و نصرانی را می زنند[۲] و او را به دقت می نگرم تا وقتی که خاموش می شود و دهانش را حرکت نمی دهد. شهر بن حوشب گفت: خدا امیر را به سلامت دارد! آیه چنین نیست که تأویل کردی. گفت: پس چگونه است؟ شهر گفت: عیسی پیش از قیامت به دنیا فرود می آید و هیچ اهل ملتی اعم از یهودی و… نمی ماند، مگر آن که پیش از مرگ به وی ایمان می آورد و پشت سر مهدی(عج) نماز می خواند. حجاج گفت: شگفتا! این مطلب از کجا به تو رسیده است؟

[راوی می گوید:] گفتم: از محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب(ع). حجاج گفت: به خدا از سرچشم زلالی گرفته ای (قمی،۱۴۰۴: ج۱، ۱۵۸؛ طباطبایی، ۱۳۷۴: ج۵، ۲۳۳).

علامه طباطبایی می گوید:

مراد آیه آن است که اهل کتاب در زمان نزول مسیح(ع) و پیش از مرگ آن حضرت به وی ایمان می آورند و این ایمان موجبات پیروی از رهبر اسلام – حضرت مهدی(عج) – را فراهم می کند. (طباطبایی، ۱۳۷۴: ج۵، ۲۱۹)

۲. امام محمد باقر(ع) خطاب به خیثمه فرمود:

ای خیثمه! زمانی خواهد آمد که مردم خدا را نشناسند و توحید را ندانند، تا این که دجال خروج کند و عیسی بن مریم(ع) از آسمان فرود آید و خداوند دجال را به دست او به قتل می رساند و با مردی از اهل بیت من نماز می خواند. آیا نمی بینی که عیسی(ع) پشت سر ما اهل بیت نماز می خواند، در حالی که او پیامبر است؟ آگاه باش که ما اهل بیت از او برتریم. (صدوق، ۱۴۱۷: ۲۸۷؛ مجلسی، ۱۴۰۴: ج۱۴، ۳۴۸)

۳. سلیم بن قیس ماجرای دیدار یک راهب با علی(ع) را نقل می کند که کتب شمعون – وصی عیسی بن مریم(ع) – را در دست داشته و با امیرالمؤمنین(ع) صحبت می کند تا آن جا که می گوید:

عیسی(ع) پشت سر آخرین امام (مهدی () نماز می گذارد و. .. شما امامانی هستید که برای کسی سزاوار نیست بر شما تقدم جوید. (هلالی، ۱۳۸۶: ۳۷۳؛ اردبیلی، ۱۳۸۳: ج۲، ۹۵۹ – ۹۶۰)

۴. در روایتی آمده است: عیسی بن مریم(ع) از امامت جماعت مسلمانان خودداری می ورزد و آن مقام را شایسته حضرت مهدی(عج) می داند؛ زیرا در حکمت الهی پسندیده نیست پیامبر آیین پیشین، حاکم مسلمانان شود؛ در غیر این صورت، امت اسلامی از داشتن رهبری بزرگ محروم خواهد بود. از این رو ابوسعیدخدری از رسول خدا(ص) نقل می کند که فرمود:

کسی که عیسی بن مریم(ع) پشت سرش نماز می خواند از ماست. (سیوطی، ۱۴۲۱: ج۲، ۶۱)

۵. عبدالله بن عمر گفت:

مهدی کسی است که عیسی بن مریم(ع) پشت سرش نماز می خواند. (مروزی، ۱۴۲۴: ۲۳۰)

۶. در یکی از روایات، اقتدای حضرت مسیح(ع) به امام مهدی(عج) در نماز صبح بیان شده است و در پایان حدیث، به نقل از حضرت مسیح(ع) آمده است:

من وزیر حضرت مهدی هستم نه امیر. کعب می گوید:. .. خلیفه مسلمین به عیسی(ع) می گوید: ای مسیح! بیا و نماز را بخوان (امام جماعت باش)، ولی عیسی(ع) می گوید: شما نماز را برای اصحابت بخوان؛ زیرا خداوند از تو راضی است و من مبعوث شده ام که وزیر و یاور تو باشم، نه آن که امیر وامام باشم. سپس پشت سر وی دو رکعت نماز می خواند. (ابن طاووس، بی تا: ۶۸ – ۶۹)

اقتدای مسیح(ع) به مهدی آل محمد(ص) باعث تعجب مسیحیان می شود و تعداد زیادی از آنان با دیدن این صحنه به نیروهای انقلاب می پیوندند و جزو یاران امام زمان(عج) می شوند؛ زیرا اقتدای پیامبر مسیحیان به امام مسلمین، تأیید انقلاب و حرکت جهانی حضرت مهدی(عج) است. در حدیث آمده است که عیسی بن مریم(ع) چون تصدیق کنند پیامبر اسلام و آیین اوست، به درستیِ جانشین او نیز شهادت خواهد داد (سیوطی، ۱۴۲۱: ج۲، ۱۴۷).

از این روایات معلوم می شود که عیسی بن مریم(ع) پیامبری است که در عصر ظهور کبرای امام مهدی(عج) تنها به وظایف وزارتی خود – یعنی تأیید ظهور و یاری همه جانب آن حضرت – خواهد پرداخت و رسالت دیگری ندارد. معلوم است که دیدن اقتدای مسیح(ع) به مهدی(عج)، جامعه مسیحیان و یهودیان را به فکر فرو می برد و در برانگیختن همراهی آنان با حضرت مهدی(عج) تأثیری بسزا می گذارد تا جایی که تعداد زیادی از مسیحیان و یهودیان به پیروی از مسیح(ع) در نماز به امام مهدی(عج) اقتدا می کنند. همچنین معلوم است وقتی آنان در نماز به امام مسلمین اقتدا کنند، به این معنا خواهد بود که به طور کامل تسلیم دین اسلام شده اند. بنابراین می توان این تبعیت حضرت مسیح(ع) و پیروانش را تبعیتی سیاسی به شمار آورد.

آری، چون عیسی بن مریم(ع) در نماز امام مهدی(عج) و انجام رسالتش، به شریعت آخرین پیامبر عمل می کند، در آن دوره، ایمان یهود و نصارا به حضرت عیسی(ع) ایمان و التزام به دین مبین اسلام و پذیرفتن رهبری امام مهدی(عج) به عنوان جانشین پیامبر اسلام(ص) خواهد بود و این، مقدمات همراهی آنان با مسلمین است. در پی این همراهی و پیروی، جهان با جنگ و خون ریزی کمتری فتح خواهد شد و کسانی که امام مهدی(عج) را نمی شناختند، با اقتدای مسیح به او دست از جنگ برمی دارند و جزو پیروانش می شوند.

بنابر این می توان تأثیر اقتدای مسیح(ع) به نماز امام مهدی(عج) را در اموری چند برشمرد:

۱. حقانیت جهانی امام مهدی(عج) به اثبات می رسد؛ ۲. طاغیان یهودی و مسیحی با این اقتدا، ساکت و تسلیم می شوند؛ ۳. اهل کتاب پیرو امام مهدی(عج) می شوند؛ ۴. فتح جهان با کمترین جنگ و خون ریزی انجام می شود.

۲. وزارت در دولت امام مهدی(عج)

در حکومت جهانی مهدی(عج)، کارگزاران دولت از بزرگان و نیکان امت اند. از روایات می توان دریافت وزیران این دولت را ترکیبی از پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان، صالحان زمان ظهور و امت های پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبر(ص) تشکیل می دهند که عبارت اند از حضرت عیسی(ع)، هفت تن از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی(ع)، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسی، ابودجانه انصاری، مالک اشتر نخعی و قبیله همدان (طبسی، ۱۳۸۰: ۱۷).

افزون بر روایات یادشده، در روایات دیگری نیز آمده است که حضرت عیسی(ع) به وزارت امام زمان(عج) انتخاب می شود. در این روایات از مسیح(ع) به عنوان وزیر، حاجب (پرده دار)، مشاور، فرمانده سپاه و مسئول اموال در حکومت یاد شده است؛ چنان که از افراد دیگری نیز به عنوان وزیر نام برده می شود.

در حدیثی دیگر از رسول خدا آمده است:

عیسی(ع) هنگام سپیده صبح در میان دو جامه زرد و زعفرانی فرود می آید. بدنش سفید، مویش بور و میان زلفش از هم باز است [از فرط درخشندگی] گویی از سرش روغن می چکد و سلاحی در دست دارد؛ صلیب را می شکند، خوک را می کشد و دجال را به هلاکت می رساند. او مسئول اموال قائم(عج) می شود و اصحاب کهف، معاونان او خواهند بود. او وزیر دست راست و پرده دار و نایب قائم است و همو به کرامت حجه بن الحسن امنیت را در مغرب و مشرق می گستراند. (مقدسی، ۱۴۱۶: ۳۴۴؛ بحرانی، بی تا: ۳۰۷)

ثعلبی از رسول خدا(ص) روایت می کند که فرمود:

عیسی(ع) در طلوع صبح فرود می آید و در دست او حربه ای است که به وسیل آن، صلیب ها را می شکند و خوک ها را می کشد و اموال قائم(عج) را ضبط و جمع آوری می کند؛ او وزیر، امین قائم(عج)، حاجب و نایب اوست. (بحرانی، بی تا: ۳۰۷)

می توان حدس زد که این وزیران در رده های بعدی حکومت و سیاست قرار دارند و عیسی(ع) به عنوان رئیس الوزراء، قاضی القضات و فرمانده کل قوای امام مهدی(عج) در رأس امور مهم دولت فراگیر او خواهد بود. معاونان او اصحاب کهف اند؛ اصحابی که در روایات، از یاران حضرت مهدی(عج) به شمار آمده اند. در واقع معاونان عیسی(ع) معاونان مهدی موعودند. از این رو بین روایاتی که اصحاب کهف را از یاران مهدی(عج) دانسته اند با روایاتی که آنان را از یاران عیسی بن مریم(ع) معرفی کرده اند هیچ تعارضی دیده نمی شود. او در این پست وظایفی دارد که در روایات به بخشی از آن ها (شکستن صلیب، کشتن خوک و قتل دجال) اشاره شده است.

۳. شکستن صلیب

بر اساس برخی گزارش ها صلیب، نمادی چلیپایی است که مهرپرستان ایرانی نخستین بار آن را به عنوان نماد دین تازه شان به کار بردند. چهار شاخه این نشان چلیپایی، نمایان گر چهار عنصر اصلی (آب، باد، خاک و آتش) بود که آریاییان نخستین، بدان باور داشتند. نشان چلیپا از ایران برخاست و در سیر زمانی و مکانی خود، در روم، به صلیب و در ایران، نخست به ستاره و سپس به نماد شیر و خورشید تبدیل شد. این نماد از شش هزار سال پیش (چهار هزار سال پیش از مسیح() توسط مهرپرستان ایرانی به کار برده شد و به همراه قدرت یافتن مهرپرستان و به سبب جنگ های طولانی بین ایران و یونان – و سپس روم – به غرب رفت (ربیع زاده، ۱۳۸۷: ۴-۵).

درباره تاریخ صلیب باید گفت از آلات قدیمی است که در حال حاضر در میان هندوها و اهالی چین استفاده می شود. رومیان به وسیله صلیب، بدترین و زشت ترین قتل ها را انجام می دادند و از آن برای خیانت کاران استفاده می کردند. از این رو مصلوب را ملعون می دانستند. صلیب به شکل های گوناگون بود؛ در یکی از آن اشکال، چوب بلندی در طول و چوب دیگری به صورت عرضی در بالای آن چوب بلند قرار می دادند که دست های مجرم را به این چوب عرضی می بستند. شکل دیگر آن شبیه حرف ایکس لاتین بود (هاکس، ۱۳۸۳: ۵۵۷).

در باور مسیحیان، حضرت عیسی(ع) توسط یهودیان به صلیب کشیده شد و در راه گناهان مسیحیان جان داده است (انجیل متی، ۲۷: ۳۲ – ۴۴؛ رساله اول قرنتیان، ۱۵: ۳ – ۸)، اما بنابر آی ۱۵۷ سوره نساء، حضرت عیسی(ع) را دار نزدند و به صلیب نکشیدند.

صلیب – که به عنوان نماد شرک و خرافه پرستی در بین مسیحیان رواج داده شده است – به گواهی روایات، در عصر ظهور به دست حضرت عیسی بن مریم(ع) شکسته می شود. رسول خدا(ص) در این باره فرمود:

قسم به آن که جانم در دست اوست، به زودی فرزند مریم در میان شما نازل می شود. او حاکم و امامی عادل است و صلیب را می شکند…. (مقدسی، ۱۴۱۶: ۳۴۴)

در جایی دیگر فرمود:

سوگند به آن که جانم در دست اوست، زود است که فرزند مریم به عنوان داوری عادل در میانشان فرود آید و صلیب را بشکند، خوک را بکشد، جزیه را برقرار کند و آن قدر از اموال [به مردم] بدهد که دیگر کسی آن را نپذیرد و وضع آن گونه شود که یک سجده برای خدا بهتر از دنیا و هرچه در آن هست خواهد شد. (ابن حنبل، ۱۴۱۴: ج۳، ۶۴۲؛ ابن ماجه، ۱۴۲۴: ۱۳۶۳)

رسول خدا(ص) ویژگی های ظاهری و فعالیت های حضرت عیسی(ع) در عصر ظهور را بیان می کند و می فرماید:

میان من و عیسی پیامبر دیگری نیست و او نزول خواهد کرد. هنگامی که او را دیدید، او را بشناسید. او مردی چهارشانه، درشت اندام و سرخ و سفیدگونه است، گویی از سرش قطرات آب می چکد، با این که آبی بر سرش نریخته است. او صلیب را می شکند…. (سجستانی، ۱۴۲۰: ج۴، ۱۰۱)

بنابراین شکستن صلیب در بدو حکومت امام مهدی(عج) به دست عیسی(ع) مقابله با رسوم بی پایه مسیحیان است که آنان و پیروان دیگر ادیان، دنباله رو نمادهای غلط به جا مانده از اجدادشان نباشند. شکستن صلیب یعنی نابود کردن نمادهای کفر و الحاد؛ نمادهایی که باعث گمراه شدن اذهان مردم شده است؛ مردمی که سال هاست گمان می کنند پیامبرشان توسط یهودیان به صلیب کشیده شده است، در حالی که چنین نیست. هنگامی که عیسی(ع) این نماد کفرآلود را می شکند، به امتش می فهماند اشتباه کرده اند؛ زیرا او را نه به صلیب کشیده اند و نه کشته اند (صدر، ۱۳۸۴: ۵۱۷)

۴. کشتن خوک

خوکی که در خشکی زندگی می کند، حیوانی نجس العین و حرام گوشت است. خداوند در قرآن، خوردن گوشت آن حرام شمرده است:

مردار و خون و گوشت خوک و آن چه به نام غیر خدا کشته شده باشد، بر شما حرام شده است. (مائده: ۳)

نجاست خوک ذاتی است و در فقه اسلامی یکی از نجاسات یازده گانه به شمار رفته است و هرگز تطهیر نمی شود. حضرت عیسی(ع) در عصر ظهور، با کشتن این حیوان نجس العین، به تمام کسانی که گوشت خوک را حلال می دانند، می فهماند این حیوان نجس و خوردن گوشتش حرام است.

معمر از ابن طاووس چنین نقل می کند:

فرزند مریم نازل می شود، در حالی که او حاکم و امامی عادل است. پس زمانی که نازل شود خوک را می کشد. … (مروزی، ۱۴۲۴: ۳۵۱)

در روایتی دیگر رسول اکرم(ص) پس از توصیف حضرت عیسی(ع) به این مطلب می پردازد که او صلیب را می شکند و خوک را می کشد (سجستانی، ۱۴۲۰: ج۴، ۱۰۱؛ بیهقی، بی تا، ج۱، ۲۴۴؛ بحرانی، بی تا: ۳۰۷).

پیداست که خورندگان گوشت خوک، خوک کشته شده را می خورند و با کشتن آن مشکلی ندارند. افزون بر این، خوک در این جا به معنای جنس خوک است، نه یک رأس خوک؛ زیرا کشتن یک خوک، پیامی خاص ندارد. از سوی دیگر، منقرض کردن و کشتن همه خوک ها نیز عملاً ناممکن است. همچنین کشتار فراگیر حیوانات توسط یک وزیر الهی برای براندازی و تغییر یک رفتار نادرست، قابل درک نیست. با این حال، کشتن خوک در روایات، چه معنا و مفهومی دارد؟ به نظر می رسد منظور این باشد که عیسی بن مریم(ع) خوردن خوک را تحریم می کند و رسم خوردن آن را برای همیشه برمی اندازد (صدر، ۱۳۸۴: ۵۱۷).

۵. کشتن دجال

در روایات بسیاری به دجال – به عنوان جریانی انحرافی در عصر ظهور که در مقابل حضرت قرار می گیرد – اشاره شده است. اذهان بسیاری از افراد، با این چالش درگیر است که دجال چیست؟ آیا منظور، یک شخص یا اشخاصی خاص است یا این که به یک دستگاه انحرافی اشاره دارد؟ پرسش دیگر این است که وی به دست چه کسی و چرا به هلاکت می رسد؟

دجال در لغت عرب، صفت مبالغه برگرفته از دَجَل به معنای فریب، نیرنگ و دروغ است. بنابراین دجال، موعود کذاب منافق است. از این رو گفته می شود او حق را با باطل می آمیزد و به هنگام ظهور امام مهدی(عج) یا پس از آن خروج می کند (فراهیدی، بی تا: ج۶، ۸۰؛ ابن منظور، ۱۴۱۴: ج۱۱، ۲۳۶؛ طریحی، ۱۴۱۶: ج۵، ۳۶۹). در انجیل این واژه نخستین بار به معنایAnti-Christ (ضد مسیح) به کار رفته است (عهد جدید، نامه اول یوحنا: ۳ – ۴).

دغدغه وجود دجال و انحرافاتش – که امت ها را به بیراهه می کشاند – در میان مسیحیان سابقه ای دیرینه دارد. در قسمت هایی از کتاب مقدس درباره دجال، مطالبی آمده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

در آن روزها اگر کسی به شما بگوید مسیح به فلان جا آمده است یا او این جا یا آن جاست، باور نکنید؛ چون از این مسیح ها و پیغمبران دروغین زیاد خواهند آمد و حتی معجزه نیز خواهند کرد، به طوری که اگر ممکن بود، حتی برگزیدگان خدا را نیز گمراه می کردند. (انجیل متی، ۲۴: ۲۳ – ۲۴)

این عبارت نشان می دهد دجال چگونه برای فریب دادن مردم حتی به ابزار معجزه آسا نیز متوسل می شود و از همین روست که مبارزه با وی دشوار خواهد بود و ضرورت ظهور پیامبری انسان شناس و انسانی الهی برای مبارزه با او اثبات می شود.

در نامه یوحنا آمده است:

فرزندان عزیزم! پایان دنیا نزدیک شده است. شما حتماً درباره ظهور دجال – که دشمن مسیح است – چیزهایی شنیده اید. حتی اکنون نیز مخالفان مسیح همه جادیده می شوند و از همین متوجه می شویم که پایان دنیا نزدیک شده است. دروغ گوی واقعی کیست؟ هرکس بگوید عیسی همان مسیح نیست، دروغ گوست. این همان دجال است؛ زیرا نه به خدای پدر ایمان دارد و نه به فرزند خدا. (عهد جدید، نامه اول یوحنا، ۲: ۱۸، ۲۲)

در بخشی از انجیل نوشته شده است:

مگذارید هیچ کس به هیچ طریقی شما را بفریبد؛ زیرا تا آن عصیان واقع نشود و آن مرد بی دین – که فرزند هلاکت است – ظهور نکند، آن روز فرا نخواهد رسید. او با هر آن چه خدا خوانده می شود و مورد پرستش قرار می گیرد، مخالفت می ورزد و خود را بالاتر قرار می دهد، تا آن جا که در معبد خدا جلوس می کند و خود را خدا معرفی می نماید. (همان، دوم تسالونیکیان، ۲: ۳ – ۴)

با توجه به مطالب انجیل می توان گفت دجال در ادبیات مسیحیت، جریانی بدیل در برابر پیامبر و پیامبران راستین است. او بدل واقعیت است که با حیله ها و ترفندهایی فریب کارانه حتی برخی دین داران نا آگاه را می فریبد. این جریان همیشه و در زمان هر مصلح و پیامبری بوده و حتی در پایان تاریخ – که قرار است به اراده لایزال خداوندی همه زمین از آن صالحان باشد – نیز خواهد بود.

دجال از واژه های پرپسامد روایات شیعه و سنی است و ده ها روایت در این باره نقل شده است (نک: غفاری، ۱۳۹۱). دجال در روایات اسلامی، دو مفهوم عام و خاص دارد. منظور از مفهوم عام، مفهوم وصفی است و به معنای شخصیتی بدلی در تاریخ حیات سیاسی و اجتماعی مصلحان و پیامبران خدا و نماد دروغ، شیطنت و فریب کاری است. در برخی روایات، از دجال به عنوان مسیح دجال یادشده است. این تعبیر ناظر به شخصیت بدلی این پدیده تاریخی است. از آن جا که قاتل او باید مسیح(ع) – وزیر مهدی(عج) – باشد، او بدیل قاتل خودش است و بدیل را جز اصیل نمی شناسد (ابن ماجه، ۱۴۲۴: ج۲، ۱۴۰۶؛ سجستانی، ۱۴۲۰: ج۱، ۲۰۲، ۲۲۲، ۳۴۴، ۵۵۷، ج۲، ۳۱۳). این مفهوم در دانش رجال نیز فراوان به کار رفته است. دجال در ادبیات ایرانی و اسلامی نیز غالباً ناظر به مفهوم عام و معنای وصفی است و به دغل بازان تاریخ گفته می شود.

اما به مفهوم خاص، همان شخصیت مهدی نماست که به دروغ نقش او را دارد و از نمادها و نشانه های او نیز بهره می برد. او مهدی دروغین است که در آستانه ظهور منجی رخ می نماید و جهان را در نقاب نفاقش پر از ظلم و جور و کفر می کند و سر انجام، جهان با هلاکتش از فساد و انحرافات پاک می شود. ظهور او مانند ظهور سفیانی و دابه من الأرض، یکی از علائم آخرالزمان شمرده شده است.

در سخن از دجال، عموماً ذهن ها متوجّه انسانی یک چشم می شود که با سیما و مَرکَبی افسانه ای و برنامه ای مخصوص، پیش از انقلاب بزرگ امام مهدی(عج) ظهور خواهد کرد، ولی همان گونه که از مفهوم دجّال و از منابع حدیثی استفاده می شود، این نام منحصر به یک فرد نیست؛ بلکه دجال عنوانی کلی برای افراد پرتزویر و حیله گر است که برای کشیدن توده های مردم به دنبال خود از هر وسیله ای استفاده می کنند و بر سر راه هر انقلاب و حرکت سازنده – که در ابعاد مختلف صورت می گیرد – ظاهر می شوند (بخاری، ۱۴۰۱: ج۸، ۱۰۲؛ ابن ماجه، ۱۴۲۴: ج۲، ۱۳۵۹).

در روایت نبوی آمده است:

او شرّ منتَظَر است و همیشه باید از شر منتظر به خداوند پناه برد. (ترمذی، ۱۴۰۳: ج۳، ۳۷۸؛ حاکم نیشابوری، بی تا: ج۴، ۳۲۱)

در ادبیات عرب و فارسی نیز مفهوم عام دجال فراوان به چشم می خورد. از آثار نویسندگانی چون جاحظ (م۲۵۵ق) و ابن قتیبه (م۲۷۶ق) درمی یابیم که مفهوم دجال در قرن اول و دوم در میان اصحاب ادب و شعر نیز شناخته شده بوده است (نک: جاحظ، ۲۰۰۲: ج۳، ۲۳۲؛ ابن قتیبه، ۱۴۲۳: ج۱، ۲۸۲، ج۲، ۵۷۱). در اشعار برخی شاعران نیز نمونه هایی از آن را می توان یافت. در اشعار فرغانی، دجال، نماد مبارزه با دین حق و خر او نماد جهل معرفی شده است:

ز بی دینی، تو چون گبری و زند تو سجل تو

ز بی علمی، تو چون گاوی و نطق تو خوار تو

چو باطل را دهی قوت ز بهر ضعف دین حق

تو دجالی در این ایام و جهل تو حمار تو

(دیوان اشعار سیف فرغانی، ش۱۰۵)

شبستری، دجال را نماد نادانی و تک چشمی او را سمبل دنیاپرستی و ظاهرگرایی می داند:

کسی کز چشم معنی هست اعور

نبیند آخرت را ای برادر

که چشم چپ جز از دنیا نبیند

چو دنیا دید هم دنیا گزیند

کسی کش میل جمله سوی دنیاست

به چشم راست چون دجال اعماست

مثال تن خر و عیساست جانت

اگر عیسی صفت باشد روانت

چو جان نادان بود دجال باشد

چو دانا گشت عیسی حال باشد

(کنزالحقایق شبستری)

سنایی نیز از این که جهان معاصرش جهان دجالان دغل کار است سخت شکوه می کند و در انتظار منجی بشر، از چنگ خران و گاوان است:

ای دریغا مهدی ای کامروز از هر گوشه ای

یک جهان دجال عالم سوز سر بر کرده اند

مصحف یزدان در این ایام کس می ننگرد

چنگ و بربط را بها اکنون فزون تر کرده اند

ای مسلمانان دگر گشته ست حال روزگار

زان که اهل روزگار احوال دیگر کرده اند

ای سنایی پند کم دِه کاندرین آخر زمان

در زمین مشتی خر و گاو سر و بر کرده اند

(دیوان اشعار سنائی، قصیده ۴۹)

در کتاب های رجال، به صفت دجال فراوان برمی خوریم. در این متون دجال به مفهوم عامِ دغل باز دروغ گو به کار رفته است. این مفهوم عام نشان می دهد عالمان دینی در کنار مصداق خاص، از دجال مفهومی عام تر در ذهن داشته اند. با جست وجویی سریع، نمونه های بسیاری می توان یافت که رجال شناسان و نقادان، برخی راویان حدیث را دجال معرفی کرده اند (نک: ابن معین، بی تا: ج۱، ۳۹۴؛ سمعانی،۱۳۸۲: ج۱، ۱۷۴، ج۳، ۴۲۴، ج۴، ۱۰۴).

روشن است که پیامبران پیشین نسبت به فتن دجّالی که در آخر الزمان آشکار می شود، هشدار نمی دادند، بلکه از دجال های پیش روی امت های خویش و کسانی که در فاصله زمانی بین آن پیامبر و پیامبر بعدی خواهند بود، هشدار می دادند. بر همین اساس، رسول خدا(ص) نیز این چنین مخاطبانش را بیم می دهد:

شاید برخی از آن هایی که مرا دیده اند یا سخنم را شنیده اند او را به زودی درک کنند! (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ۵۷۰)

به احتمال فراوان در ذیل حدیث، به طاغیان و فریب کارانی چون بنی امیّه و افرادی مانند معاویه اشاره شده است که به عنوان «خال المؤمنین»، «کاتب وحی» و «خلیفه رسول الله(ص)» به مکر، تزویر، گمراه ساختن مردم و سوق دادن مردم به سوی سنن جاهلی پرداختند و ناصالحانی چاپلوس و جنایتکارانی بی باک را به کار گماردند و صالحان و فرهیختگان را کنار زدند (صانعی، ۱۳۸۵: ۱۶۵ – ۱۶۶).

در تأیید تنوع و تعدد دجال ها و این که دجال، یک جریان تاریخی است و نه یک پدیده تاریخی خاص، می توان به روایاتی از پیامبر(ص) اشاره کرد. در برخی از این روایات آمده است:

در آخرالزمان دجالان دروغ گویی هستند که سخنان و احادیثشان را نه شما و نه پدرانتان نشنیده باشید. پس از آنان بپرهیزید و دوری کنید؛ مبادا گمراهتان سازند و با نیرنگشان شما را بفریبند. (متقی هندی، ۱۴۰۵: ح۲۹۰۲۴)

پیش از قیامت، ۷۲ دجال می آیند که برخی از آن ها جز یک نفر پیرو ندارند. (همو: ج۱۱، ۱۶۳ – ۱۶۴)

رستاخیز برپا نمی شود، مگر آن که شصت دروغ گو ظهور خواهند کرد که همگان خود را پیامبر می خوانند. (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۲، ۲۰۹)

هر پیامبری پس از نوح(ع) قوم خود را از فتن دجال بیم داد و من نیز شما را از آن بیم می دهم. (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ۵۷۰)

می توان گفت اعداد یادشده درباره شمار دجال به کثرت اشاره دارد و الزاماّ منحصر به اعداد نیست.

اما در توضیح نشانه های دجال آخرالزمان، مانند یک چشم بودن او گفته شده است که این علامات، بی شباهت به تعبیرات سمبولیک و اشاره و کنایه نیست. بنابر این، دجال با صفاتش به فریب کاران و رهبران مادی ستمگر در دنیای ماشینی اشاره دارد. مادی گرایان ظاهربین یک چشم دارند و آن، چشم ظاهر و اقتصاد و زندگی مادی است. آنان تنها به یک بعد می نگرند که منافع مادی ملت خویش است و به هزار گونه نیرنگ و تزویر برای رسیدن به این هدف متوسل می شوند. آن ها دجالانی فریب کارند که چشم معنوی و انسانی را از دست داده اند؛ اما همین یک چشم مادی آن ها بسیار خیره کننده و پرفروغ است. در صنایع به پیروزی هایی درخشان نایل شده اند و از اقطار زمین نیز گذشته اند. آن ها مقدرات مردم جهان را در دست می گیرند و با تمام ضعف و ناتوانی خود، پیاده شدن در کره ماه را دلیل تسخیر فضا و مهار کردن پاره ای از نیروهای طبیعت را نشانه تسخیر طبیعت می دانند، در حالی که یک زمین لرزه مختصر، یک توفان کم قدرت یا یک سلول سرطانی، همه ساز و کار آن ها را در هم می شکند. آنان در عین ضعف همچون فرعون دعوی خدایی دارند؛ با زیردریایی های مجهز به زیر دریاها می روند؛ در پیش روی کارخانه های عظیمشان، کوهی از دود و به دنبال سرشان کوهی از فراورده های صنعتی و مواد غذایی – که مردم آن ها را مواد غذایی سالم می پندارند و غالباً خوراکی هایی ناسالم هستند – مشاهده می شود. مردم به عللی از قبیل خشکسالی یا استثمار، استعمار، تبعیضات مختلف و سرمایه گذاری های کمرشکن درباره تسلیحات و هزینه طاقت فرسای جنگ ها و ویرانی های حاصل از آن – که همگی معلول زندگی یک بعدی مادی است – گرفتار کمبود مواد غذایی می شوند؛ گروهی از گرسنگی می میرند و از میان می روند و دجال – که عامل اصلی این نابسامانی هاست – از این وضع بهره برداری می کند و به عنوان کمک به گرسنگان و محرومان جامعه، برای تحکیم پایه های استعمار خود تلاش می کند (نک: مکارم شیرازی، ۱۳۸۶: ۱۷۱ – ۱۸۰).

روایات فراوانی نیز حاکی از آن است که پیش از ظهور حضرت مهدی(عج) دجّالی پیدا خواهد شد که منشأ فتنه انگیزی و فساد و خرابی می شود و در دروغ گویی و حقّه بازی سرآمد تمام دجّال های تاریخ خواهد بود و چنین جلوه می دهد که آب و نان مردم به دست اوست. مردم نیز به طوری اغفال می شوند که گمان می کنند او اختیار آسمان و زمین را دارد؛ امّا دربار این که آن دجال، همان دجّال زمان پیامبر(ص) – یعنی صائد بن صید یا صائد بن صائد – باشد، تردید وجود دارد. اگر هم پیامبر صائد را دیده و از او تعبیر به دجال کرده باشد، باز هم مراد همان دجال لغوی – یعنی دروغ گوی فتنه انگیز – است. در واقع رسول خدا(ص) صائد را به عنوان یکی از مصادیق دجّال به اصحاب خود معرفی کرده و چون بعدها از خروج دجال آخرالزمان خبر داده، این دو مطلب سبب اشتباه مردم شده و گمان کرده اند دجّال آخر الزمان همان صائد خواهد بود و او زنده و دارای عمری طولانی است (اوسطی، ۱۳۸۶: ۲۶۱؛ مجلسی، ۱۴۰۴: ج۵۲، ۱۹۷ – ۲۰۰).

به نظر می رسد هرچند برخی از روایات به معرفی فردی با ذکر نام خود و پدرش پرداخته اند، اما مدلول عام بسیاری از روایات، تنها در مقام تطبیق به مصداقی از مفهوم عام دجال اشاره دارد. بنابراین می توان گفت دجّال عنوانی عام است که در هر دوره بر کسانی اطلاق می گردد که درصدد فریب مردم و دور کردن آنان از حقیقت بوده اند و رهبری جریان های انحرافی را بر عهده دارند.

آری، دجال، شخصیت بدلی تاریخ اولیا و انبیاء(ع) و مزاحم همیشگی مصلحان تاریخ بشر است. این شخصیت بدلی، از حقیقت جز ساحت مادی آن را نمی بینید، اما به ابزار تزویر دینی و حتی به کرامت خرق عادت نیز مسلح است (درباره مفهوم عام دجال، نک: غفاری ۱۳۹۱: ۵۱ و ۸۰).

پیامبر(ص) درباره علائم آخرالزمان فرمود:

قیامت بر پا نمی شود، مگر این که ده نشانه ظاهر شود: طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی بن مریم(ع)، خروج دجال، دود، دابّه، یأجوج و مأجوج، سه فرورفتن در مشرق و مغرب و جزیره العرب و آتشی که از قعر سرزمین عدن در یمن خارج می شود و مردم را به سوی محشر می کشاند. (نک: متقی هندی، ۱۴۰۵: ح۲۹۰۲۴؛ اوسطی، ۱۳۸۶: ۲۶۰)

از این روایت و روایات مشابه آن مفهومی خاص از دجال در سنت دینی اراده شده است.

از برخی روایات نیز چنین استنباط می شود که دجال آخر الزمان حتی در عصر پیامبر اسلام(ص) زنده بوده است. بر اساس این روایات، دجال صافی بن صیاد بوده است و زمانی که پیامبر(ص) دجال را می بیند، به او می گوید: «بگو اشهدان لا إله إلا الله و گواهی بده که من رسول خدایم». او پاسخ می دهد: «من از تو به نبوت و رسالت سزاوارترم» (صدوق، ۱۳۷۴: ج۲، ۲۰۹ – ۲۱۰).

گفته می شود ابن صیاد زنده است و زنده بودن دجال از زمان پیامبر اکرم(ص) تا حال حاضر امری غیرممکن نیست؛ چرا که خداوند می تواند عمر بعضی انسان ها را طولانی کند؛ از خوبان و اولیای خدا، حضرت نوح، خضر، عیسی بن مریم(ع) و عده ای دیگر صدها سال عمر کرده اند. از میان بدان نیز ابلیس و دجال، زندگانی ای طولانی دارند. حیات و بقای دجال مانند ابلیس و شیاطین، دست مایه امتحان و آزمایش الهی است تا مطیع از عاصی و نیکوکار از بدکار، و صالح از فاسد تمییز داده شود (اربلی، ۱۳۸۲: ج۳، ۳۳۲ – ۳۹۵؛ صدوق، ۱۳۷۴: ج۲، ۲۱۰ – ۲۱۸).

در روایتی دیگر از نزال بن سبره نقل شده است که اصبغ بن نباته از امیر مؤمنان(ع) پرسید: دجّال کیست؟حضرت فرمود:

دجال صائد بن صائد است. بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و خوشبخت آن است که او را تکذیب نماید. (صدوق، ۱۳۷۴: ج۲، ۲۰۶ – ۲۰۷؛ مجلسی، ۱۳۷۸: ۹۶۴- ۹۶۵)

در روایاتی پرشمار، خروج دجال از علائم حتمی و قطعی ظهور به شمار آمده است و حتی گفته شده است منکر آن، کافر است. از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود:

کسی که [وجود] دجال را تکذیب کند کافر است و کسی که مهدی(عج) را [نیز] تکذیب کند کافر است. (صدوق، ۱۳۷۴: ج۱، ۲۸)

آن حضرت در حدیثی دیگر فرمود:

کسی که خروج مهدی(عج) را انکار کند، به رسالت محمد(ص) کافر شده است. کسی که نزول عیسی(ع) را انکار کند، کافر شده است. کسی که خروج دجال را انکار کند، کافر شده است. (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ۱۹۹؛ قندوزی، ۱۴۱۷: ۵۸۴ -۵۳۶)

همچنین فرمود:

هرکس در آخر الزمان با ما به ستیز برخیزد و بجنگد، مانند آن است که در لشکر دجّال با ما به جنگ برخاسته باشد. (صدوق، ۱۳۷۲: ج۲، ۶۶-۶۷)

بر این اساس، ایمان به وجود و ظهور دجّال مانند ایمان به وجود و ظهور مهدی موعود(عج) است، تا جایی که انکار وجود او از دلایل کافر بودن شخص منکر به شمار می رود. اهتمام و عطف توجه به دجال، مصداق روشن دشمن شناسی و برائت از آن هاست. اقتضای چنین برائتی آن است که:

۱. به وجود دشمن مکار و فریب کار باور داشته باشیم و آن را موهوم ندانیم؛

۲. از این موجود، شناخت کافی به دست آوریم؛

۳. نفرت قلبی اش را در دل داشته باشیم؛

۴. در عمل از گفتار و رفتار او کناره گیریم.

این ها مراتب برائت اند که همیشه می توانند راهنمای عمل ما باشند. اکنون باید دید سرنوشت دجال در روایات چگونه خواهد بود؟

اگر دجال خاص را بپذیریم، روایاتی که درباره سرنوشتش می آوریم بیانگر آن اند که توسط حضرت مهدی(عج) یا حضرت عیسی(ع) به هلاکت می رسد. اگر هم آن عام را بدانیم، حضرت مهدی(عج) با یاری حضرت عیسی(ع) استعمار فریبنده و مظاهر فساد و گمراهی اش را برمی چیند و این پایانی برای جریان عمومی دجالان است.

در کتاب مقدس، جملاتی نوشته شده که از کشته شدن دجال توسط حضرت عیسی(ع) خبر می دهد. در انجیل می خوانیم:

آن گاه آن بی دین ظاهر خواهد شد که خداوندِ عیسی با نفس دهان خود او را هلاک خواهد کرد و با درخشندگی ظهور خویش، او را نابود خواهد ساخت. (عهد جدید، دوم تسالونیکیان، ۲: ۸)

در روایات شیعه، درباره سرنوشت دجال دو نوع گزارش به چشم می خورد؛ در گزارش نخست آمده است که حضرت مهدی(عج) دجال را به سزای عملش می رساند و در گزارش دوم، توسط حضرت عیسی(ع) به هلاکت می رسد. امام صادق(ع) فرمود:

… قائم همان است که پس از غیبت خود قیام می کند و دجال را می کشد و زمین را ازهر جور و ستمی پاک می کند. (صدوق، ۱۳۷۴: ج۲، ۵)

امام سجاد(ع) می فرماید:

مهدی همان است که دجال را می کشد. (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ۲۲۶)

جعفر بن محمد الفزاری می گوید: امام محمد باقر(ع) در تفسیر آیه ۱۵۸ سوره انعام[۳] فرمود:

… زمانی می آید که مردم نمی دانند توحید چیست! تا آن گاه که دجال خروج می کند و عیسی بن مریم(ع) از آسمان فرود می آید و خداوند دجال را به دست او می کشد. (کوفی، ۱۴۱۰: ۱۳۸-۱۳۹)

پیامبر اسلام(ص) می فرماید:

آن روز با دجال هفتاد هزار یهودی خواهد بود که هم آن ها دارای اسلحه و شمشیر زینت شده هستند. وقتی دجال به عیسی(ع) می نگرد، [از ترس یا خجالت] آب می شود، آن چنان که قلع و سرب [درآتش] ذوب گردد یا آن چنان که نمک در آب [حل شود]. آن گاه فرار می کند و عیسی(ع) می گوید: «من باید ضربه ای به تو بزنم که از آن جان سالم به در نبری!» و او را می گیرد و به قتل می رساند. (ابن طاووس، بی تا: ۶۷)

در کتب روایی اهل سنت آمده است:

حضرت عیسی(ع) در کنار دروازه ای به نام لُد شرقی دجال را به سزای عملش می رساند. (سیوطی، ۱۴۲۱: ج۲، ۸۴ و ۱۵۵؛ ابن حبان، ۱۴۲۵: ۱۸۱۴)

رسول خدا(ص) در روایتی دیگر فرمود:

عیسی بن مریم(ع) نزول می کند. زمانی که دجال او را می بیند ذوب می شود، همان طور که دنبه ذوب می شود. سپس دجال را می کشد. و یهود از مسیح(ع) جدا می شوند و کشته می شوند تا جایی که سنگ می گوید: «ای بند مسلمان خدا! این یهودی است؛ بیا و او را بکش!» (مروزی، ۱۴۲۴: ۳۵۲)

همچنین از آن حضرت چنین نقل شده است:

دجال در امتم خارج خواهد شد و خداوند عیسی بن مریم را – که شبیه عروه بن مسعود است – می فرستد و او را می کشد. (ابن کثیر، ۱۳۸۴: ۹۳ – ۹۴)

بنابراین، دجّال توسط حضرت مسیح(ع) – که

  راهنمای خرید:

  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.