خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به ترجمه آیت الله یزدی از قرآن
156,825 تومان قیمت اصلی 156,825 تومان بود.139,500 تومانقیمت فعلی 139,500 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به ترجمه آیت الله یزدی از قرآن، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به ترجمه آیت الله یزدی از قرآن شامل ۱۲۰ اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به ترجمه آیت الله یزدی از قرآن:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به ترجمه آیت الله یزدی از قرآن را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به ترجمه آیت الله یزدی از قرآن توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به ترجمه آیت الله یزدی از قرآن :
قرآن کریم – آخرین کتاب آسمانی بشریت – در درازنای تاریخ اسلام، همواره مورد استقبال جوامع اسلامی، بلکه غیر اسلامی از عرب و غیر عرب بوده است و مردم همواره در پی فهم معانی آن به هر وسیل ممکن از جمله ترجم آن روی آورده اند؛ آن چنان که از سلمان فارسی به عنوان اولین مترجم قرآن یاد می شود و این نشان دهند اهمیت ترجمه به عنوان کوتاه ترین راه انتقال معانی قرآن به ناآشنایان است. ترجم قرآن به زبان های غیر عربی با گسترش اسلام رو به فزونی نهاد، تا اندازه ای که آمار ترجمه های قرآن به زبان های غیر عربی رقم درشتی را به خود اختصاص داد. این روند در کشور پهناور ایران در سال های اخیر رشدی فزاینده داشته است؛ آن چنان که قلم هایی از قشرهای گوناگون برای پاسخ گویی به نیاز جامعه، به ترجمه ای گویا از قرآن روی آوردند و برای هرچه بهتر و کامل تر شدن آنها از هیچ تلاشی دریغ نکردند؛ اما ظرافت های بی شمار آیات قرآن و تفاوت توانمندی های مترجمان باعث شده است برخی ترجمه ها پاسخ گوی هدف بلند خویش نباشند؛ از این رو لازم است در کنار گروهی که به ترجمه اشتغال دارند، گروهی در مسیر نقد و تصحیح و تکمیل ترجمه ها گام بردارند، تا این حرکت مبارک و خود جوش به ثمر نشیند و به شکل بهتر و کامل تر در رساندن پیام های قرآن و ظرافت های آن نمایان گردد و نیازمندی های مخاطبان را هرچه مناسب تر پاسخ گوید. اما سوگمندانه باید گفت در این وادی نیز ناهماهنگی هایی دیده می شود که گاه به جای گره گشایی، خود به مشکلی بر مشکلات می افزاید و مترجم را به آن سوی میدان جدال و مخاصمه می کشاند و کار را بی ثمر می گذارد.به نظر می رسد اگر کامروایی نقادان این نویسندگان بی نام و نشان مورد انتظار است، باید با یک ساماندهی حساب شده، فعالیت های آنها در چهار چوب مورد قبول مترجمان قرار گیرد و برای این کار لازم است مترجمان خود به سهم خویش زمین لازم را برای چنین هدف شایسته ای آماده سازند، در این راستا، شاخصه های جدول ارزیابی ترجمه های قرآن می تواند مسیر مناسبی برای رسیدن به این هدف تلقی شود. دربار این جدول و شاخصه ها و فواید آن در مجالی دیگر سخن خواهم گفت. در اینجا تنها به نقل شاخصه های یاد شده و نقد ترجم مورد نظر بر اساس آنها بسنده می شود:
۱. مشخص بودن نوع ترجمه و سطح مخاطبان آن و رعایت آن دو در سراسر ترجمه.
۲. درستی و اتقان ترجمه و برداشت های تفسیری مترجم بر اساس مبنای مشخص شده از سوی مترجم.
۳. فهم واژگان قرآن و برقراری تعادل واژگانی و ساختاری در متن مبدأ و مقصد.
۴. رعایت نکات صرفی، نحوی و بلاغی (در ارائ معانی، چینش کلمات، انتخاب نقش های نحوی متناسب و جز اینها) در انتقال متن مبدأ به مقصد (در مقایسه با آثار برتر در هر زمینه).
۵. ادبیات ترجمه بر اساس بند۱.
۶. توجه به ارائ توضیحات ضروری تفسیری (به ویژه در مواضع شبهه) و رعایت آن در سراسر ترجمه بر اساس مذهب و ملاک های ارائه شده از سوی مترجم.
۷. ویرایش فنی (نشانه های سجاوندی، ابهام زدایی، چینش صحیح در محورهای جانشینی و همنشینی عناصر نحوی، صفحه بندی و…).
۸. یکسان سازی و رعایت هماهنگی در سراسر قرآن در ابعاد مختلف.
۹. خلاقیت و ابتکار.
ترجم آیت الله یزدی و شاخصه های یاد شده
چنان که اشاره شد، برای بررسی یک ترجمه، بایسته است شاخصه های یاد شده در تک تک آیات مطرح شود، ولی به دلیل تنگنای زمان ناگزیریم تنها با گشت و گذاری در ترجم آی الله یزدی از قرآن کریم، به خوشه چینی پرداخته و در ذیل شاخصه های یاد شده، طبقه بندی کنیم؛ البته ناگفته نماند که توجه به نقد به معنای خالی بودن ترجمه از نقاط قوت و مزیت نیست و اساساً بعید می دانم ترجمه ای صورت گیرد، اما از نکات بدیع و خاص و دقت های ظریف خالی باشد.
۱. مشخص بودن نوع ترجمه و سطح مخاطبان آن
مترجم در پی نوشت ترجم خویش، هدف خود از ترجمه، را ارائ ترجمه ای متناسب سطح عموم مردم دانسته اند؛ یعنی مردم کوچه و بازار که تنها در پی دریافت پیام های قرآن اند و معمولاً به ادبیات و هنر در ترجمه که ظاهر آن را با دشواری هایی همراه می کند، کاری ندارند. از میان انواع ترجمه، ترجمه های معنایی و آزاد به همراه ارائ توضیحات تفسیری (جدای از متن یا اشراب شده در متن) مناسب ترین نوع ترجمه برای سطح عمومی است. متأسفانه مترجم محترم به نوع ترجم خویش تصریح نکرده اند، اما از بررسی اجمالی بر می آید که نظر ایشان به ترجم وفادار – معنایی بوده است. اساسی ترین تفاوت ترجمه های وفادار، معنایی و آزاد به میزان پایبندی به زبان مقصد (فارسی) و واحد ترجمه باز می گردد. در ترجم وفادار، واحد ترجمه با هدف ترجم معادل، از واژه تا جمله متغیر است.[۱] مترجم در این نوع ترجمه می کوشد با انتخاب واحدهای کوچک تر، ساختارهای مبدأ را به ساختارهای معیار مقصد منتقل کند. (معمولاً ساختارهای مشابه منتقل می شود) و چنان چه رعایت ساختارهای مقصد او را از انتخاب واحد پایین تر بازداشت، به واحدهای بزرگ تر روی می آورد. در ترجم معنایی برخلاف ترجم وفادار، واحد ترجمه اغلب جمله است، ولی مترجم خود را برای حرکت در واحدهای پایین تر (با اولویت قرار دادن انسجام در زبان مقصد) آزاد می بیند و به ضرورت و نیاز از آنها استفاده می کند. روشن است که انسجام در این نوع ترجمه بیش از انسجام در ترجم وفادار و حذف و اضافه در آن بیش از ترجم وفادار و کمتر از ترجم آزاد است. واحد ترجمه در ترجم آزاد اغلب یک جمله یا چند جمله و یا حتی یک بند[۲] است. مثال ۱:(وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَکْتُمُون)(مائده/۹۹)معنایی:. .. و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان می دارید می داند. (مکارم)
معنایی:. .. و خداوند آنچه را آشکار و آنچه را پوشیده می دارید می داند. (فولادوند)وفادار:. .. و خدا آنچه را آشکار می کنید و آنچه را پنهان می دارید می داند. (یزدی)چنان که ملاحظه می شود، پایبندی به زبان مبدأ باعث تکرار فعل شده است، در حالی که ظاهراً هیچ نکت بلاغی یا اضافی را القا نمی کند. ویرایش شده ترجمه ایشان بر اساس ترجم معنایی بدین قرار است:- ویرایش شده: و خدا آنچه را آشکار و یا پنهان می کنید، می داند. (یا: و خدا آنچه را آشکار و آنچه را پنهان می کنید، می داند.) مثال ۲: (اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ) (مائده/۹۸)وفادار: بدانید که خدا سخت کیفر است، و [بدانید] که خدا آمرزند مهربان است. (فولادوند)معنایی: بدانید خدا دارای مجازات شدید، و (در عین حال) آمرزنده و مهربان است. (مکارم)وفادار: بدانید که خداوند سخت کیفر است و خداوند آمرزنده و مهربان است. (یزدی)بر خلاف بلاغت نهفته در تکرار(اللّهَ)در دو جمل زبان مبدأ، تکرار «خداوند» در ترجمه، بلاغت و یا مفهومی افزوده به همراه ندارد و صرفاً به دلیل پایبندی بیش از حد به زبان مبدأ تکرار شده است.اینک نقد کننده با توجه به نوع ترجم استنباط شده و در همان چهارچوب می تواند به نقد ترجم ایشان اقدام کند.در مجموع، بین نوع برآمده از ترجمه و هدف ایشان از ترجمه کمی فاصله افتاده که در ویرایش دوم می تواند تدارک شود.
۲. اتقان ترجمه و برداشت های تفسیری مترجم
در خصوص طرح مبانی باید گفت متأسفانه مترجم محترم و ویراستار علمی آن در خصوص مبانی خود سخنی نگفته اند که بر این اساس نظریات مشهور را می توان در حکم مبانی در نظر گرفت. البته ویراستار علمی ترجم جناب حجت الاسلام صفوی که خود مترجم قرآن است، در مقال «خطاهایی در ترجمه های قرآن» ( بینات، شمار ۵۰-۴۹) به برخی مبانی اشاره کرده است که ظاهراً در سراسر این ترجمه می توان آنها را ردیابی کرد. اما در خصوص اتقان ترجمه، نخست لازم است به این نکت کلی اشاره کنیم که آرای تفسیری دخالت فراوانی در ترجمه دارد؛ به گونه ای که کمتر صفحه ای را می توان یافت که تأثیر تفسیر در آن دیده نشود؛ از این رو به نظر می رسد اعتماد به مترجم و توانایی تفسیری او نقش بسیار حساسی در اعتماد به ترجمه ایفا می کند. در مورد ترجم مورد بحث تا حد زیادی به توانایی مترجم اعتماد می شود، ولی این مسئله احتمال خطا و سهو را به طور کلی کنار نمی زند، به ویژه که بررسی اجمالی نشان دهند وقوع چنین سهوهایی است؛ برای مثال، در ترجم (غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ)آمده است: «نه آنان که بر ایشان خشم گرفته ای». اشکال ترجمه کاملاً روشن است؛ زیرا اسم مفعول نادیده گرفته شده و جمله به صورت معلوم و همراه با فاعل ترجمه شده است (غیر الذین غضبتَ علیهم).اشکال دیگر این است که (غَیْرِ الْمَغْضُوب) که بدل از «هم» یا «الذین» می باشد و از حال یک گروه حکایت دارد، مانند عطف، مستقل و جدای از هم در نظر گرفته شده است. چند ترجمه دیگر را از نظر می گذرانیم:- فولادوند: راه آنهایی که برخوردارشان کرده ای، همانان که نه درخور خشم اند و نه گمگشتگان.- مشکینی: راه کسانی که به آنها نعمت دادی (همانند انبیا و پیروان راستین آنها) آنان که نه مورد خشم (تو) قرار گرفته اند و نه گمراهند.- صفوی: راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی، نه کسانی که بر آنان غضب کرده ای و نه گمراهان.
در ترجمه آیت الله یزدی و برخی ترجمه های دیگر نکت ادبی یاد شده رعایت نشده و به گونه ای ترجمه شده که گویی سه دسته اند، نه یک دسته؛- یزدی: راه کسانی که به آنان نعمت دادی، نه آنان که بر ایشان خشم گرفته ای و نه گمراهان.مثال دیگر آی دوم سور بقره است. ترجم ایشان چنین است: – این (قرآن) آن کتابی است که هیچ گونه تردیدی در آن نیست؛ (چون لغزش و خطایی در آن راه ندارد.) راهنمای پرهیزگاران است.اولاً: «این قرآن» تقدیری است که در عبارت ظاهر شده و به نظر نمی رسد در تقدیر گرفتن آن نسبت به دیگر تفسیرها اولویت داشته باشد. چند ترجم دیگر از این قرار است:- مکارم: آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد و مای هدایت پرهیزکاران است. – فولادوند: این است کتابی که در [حقانیت ] آن هیچ تردیدی نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است.- مشکینی: این کتاب والا رتبه جای شکی در آن نیست (تأمل در الفاظ و محتوا و حال آورنده آن تردیدی در حقانیت آن نمی گذارد)، مایه هدایت پرهیزکاران است. … گذشته از اینکه ظاهر کردن «این» بدون «کتاب» وجهی ندارد. گذشته از این، توضیح «چون لغزش و خطایی در آن راه ندارد» دلیل عدم تردید را منحصر می کند، در حالی که عدم تردید یا شک می تواند ناشی از آن و دلایلی دیگر باشد.نکت پایانی اینکه (هُدًی لِلْمُتَّقِین)خبر دوم (ذَلِکَ الْکِتَاب)است و جدا افتادن آن با نقطه ویرگول(؛) از مبتدا، چندان با روح ادبیات فارسی سازگاری ندارد؛ بنابراین بهتر است مانند برخی مترجمان از «واو» یا «واو» درون دو قلاب استفاده شود.
مثال سوم آی ۹ و ۱۲ سور بقره است. در آی ۹ می خوانیم: «و ما یشعرون؛ اما توجه ندارند و نمی فهمند» و در آی ۱۲ می خوانیم: «و لکن لا یشعرون؛ ولی نمی فهمند».نکت نخست دوگانگی در ترجمه است که در جای خود بدان اشاره خواهیم کرد. نکت دوم ترجمه آن به «اما توجه ندارند و نمی فهمند» است. به نظر می رسد «توجه ندارند» نه تنها کمکی در بهتر شدن ترجمه نمی کند که آسیب نیز می رساند؛ زیرا موضوع بحث در آی ۹ مربوط به حقیقت خدع آنان در برابر خدا و مؤمنان است که در قیامت آشکار می شود و معلوم نیست که حتی اگر توجه پیدا کنند، باز بفهمند.مثال چهارم: (الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بالْغَیْب)ترجمه شده است: «آنانند که به غیب (نهان هایی چون خدا، فرشتگان و وحی) ایمان دارند.»این ترجمه چه به صورت انفرادی و چه در کنار جمله های بعد اشکالاتی دارد که به برخی در اینجا و به برخی در بحث یکسان سازی اشاره خواهیم کرد.نخست اینکه(یؤْمِنُون)مضارع اخباری است و ترجم آن با فعل معین و به صورت خبری ساده، از بلاغت آن می کاهد و با توجه به نوع ترجمه، تعادل را برهم می زند. البته این در صورتی است که تغییر ساختار، تغییر در معنا را در بر نداشته باشد که در این صورت تنها گزینه، رعایت ساختار مبدأ است.نکت دوم زاید بودن «نهان هایی» است؛ زیرا گویا مترجم به این معنا به جای معادل راضی نیست؛ از این رو بهتر است از اساس حذف شود. البته اگر نهان را برابر غیب می داند، باید آن را به جای «غیب» قرار دهد. مثال پنجم: در ترجم(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم)آمده است: «به نام خداوندی که از سر مهر بخشش فراگیر و همیشگی دارد». در بار این ترجمه باید گفت:
۱. (الرَّحْمَن)و (الرَّحِیم)دو صفت برای(اللَّه)هستند که ترجیحاً باید به صورت مفرد ترجمه شوند و ترجم آنها به صورت جمل فعلیه، ترجمه را از تعادل و تطابق خارج می کند.
۲. رابط بخشندگی با مهربانی، عام و خاص مطلق است، و قید «از سر مهر» هر دو صفت را منبعث از مهربانی معرفی می کند که در مورد(الرَّحْمَن)لزوماً چنین نیست؛ یعنی می توان بخششی را بدون مهربانی و صرفاً بر اساس حکمتی دیگر تصور کرد. این اشکال با توجه به آی ۳ سور حمد جدی تر می نماید.
۳. ترجم(اللَّه)به خداوند به دلیل وجود «وند» مالکیت، مانند فولادوند و کمالوند بی اشکال نیست، مگر آنکه کسی معنای(اللَّه)را شامل مالکیت بداند که البته نیاز به پشتوان علمی دارد.
۴. دوگانگی در ترجم (الرَّحْمَن)و(الرَّحِیم)در آی ۱ و ۳ سور حمد زیبنده نیست و چنانچه توجیهی داشته باشد، باید در پانوشت ارائه شود.گفتنی است (الرَّحْمَن) در آی ۱۶۳ سور بقره به «مهر گستر» ترجمه شده است، در حالی که در ترجم آی ۳ فاتح الکتاب و سور الرحمن به «رحمت گستر» معنا شده است. همچنین «رحیم» در آی ۱۴۳ سور بقره و دیگر موارد به «مهربان» ترجمه شده، درحالی که در ترجم سور حمد «مهرورز» آمده است و این نیز بر دوگانگی فوق می افزاید.
۳. فهم واژگان، تعادل واژگانی و ساختاری در متن مبدأ و مقصد
یکی از اصول واژه گزینی توجه به «تحول معنایی» است. توضیح اینکه برخی واژه ها با گذر زمان در یکی از معانی خود مشهور می شوند و یا معنای عام و لغوی خود را از دست می دهند؛ مانند «شکنجه»، «بازنشسته»، «گروگان»، «آسایشگاه»، «باز خرید»، «دادستان»، «درویش»، «نگران» و جز اینها که در برخی ترجمه ها به کار رفته است؛ مانند:آیتی: و بر سرش آب جوشان بریزید تا شکنجه (عذاب) شود. (دخان/ ۴۸)ترجم مورد بحث نیز گویا از این غفلت در امان نبوده است:-. .. و به آنان گفته شد: شما هم با دیگر بازنشستگان (زنان و پیران و بیماران) بنشینید! (توبه/ ۴۶)- خدا شما را به شکنجه ای دردناک عذاب کند. (توبه/ ۳۹)
یکی دیگر از اصول واژه شناسی، عدم اعتماد به معنای ارتکازی است؛ برای مثال: (قَالَ کَذَلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنَا فنَسِیتَهَا وَکَذَلِکَ الْیَوْمَ تُنْسَی) (طه/ ۲۰)در ترجم آیت الله یزدی آمده است: «خدا در پاسخش گوید: این چنین است؛ آیات و نشانه های ما برای تو آمد و تو آنها را فراموش کردی؛ بدینسان امروز فراموش خواهی شد.»معنای ارتکازی «نسی» فراموشی است؛ اما در لغت برای آن دو معنا ذکر کرده اند: فراموشی به معنای پاک شدن از ذهن و فراموشی به معنای ترک کردن و عدم توجه که در فارسی گاه از آن با «به دست فراموشی سپردن» تعبیر می کنند. در مقاییس اللغ آمده است: «نسی: أصلان صحیحان: یدلّ أحدهما علی إغفال الشیء، و الثانی علی ترک شیء.»اما به فرض که مانند برخی لغویان تنها برای آن یک اصل قائل شویم (لسان العرب: نسی و النسیان: ضدّ الذکر و الحفظ.) باز در مورد آیات لازم است قرائن و سیاق مورد ملاحظه قرار گیرد؛ چنان که صاحب «التحقیق» کاربرد آن را در قرآن به سه معنا دانسته است که در مورد پروردگار «به دست فراموشی سپردن و نه فراموش کردن» را معنای صحیح می داند. این معنایی است که بسیاری از مفسران و مترجمان بدان توجه داشته اند. در «التحقیق» آمده است:«۳- حصول حال النسیان بالاختیار و التعمّد: و هذا کما فی أعمال الربّ عزّ و جلّ، فیراد منه نتیج النسیان و أثره، و هو قطع التوجّه و الذکر، و حصول الترک و الإعراض – کما فی: (فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا) (انفال /۵۱)؛ (نَسُوا اللَّهَ فنَسِیَهُمْ إِن الْمنافِقِینَ هُمُ الْفاسِقُون) (توبه/۶۷)؛ (قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فنَسِیتَها وَ کذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسی)(طه /۱۲۶) فانّ حقیق النسیان عبار عن انقطاع الذکر و التوجّه و حصول حال الترک و الإعراض عن شی ء، و لا مدخلیّ فی السبب الموجب لهذا المعنی، سواء کان بجریان طبیعیّ، أو بتوجّه الی ما یقابله و ینافیه حتّی یشغله عن الذکر و التوجّه، أو بداع باطنیّ یوجب قطع التوجّه، کما فی مقام الجزاء و سلب الرحم و الانعطاف و اللطف من اللّه تعالی.فانّ المجازا بمقتضی الحکم و العدل و لإجراء ضوابط النظم و التقدیر التامّ فی الخلق، و لازم أن یکون مماثلا بالجرم. فالعبد إذا نسی آیات اللّه و غفل عن یوم اللقاء و أعرض عن ذکر اللّه تعالی: فللّه تعالی أن یجازیه بالاعراض و ترک التوجّه و اللطف عنه بحکم العدل و الحقّ. (وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَِ فلا یجْزی إِلَّا مثْلَها وَ هُمْ لا یُظْلَمُون) (انعام/۱۶۰) و من هذا القبیل نسیان العبد فی تعمّد و اختیار، إذا کان بداع باطنیّ من ضعف الاعتقاد و فساده، و من انکدار القلب و غشاو فیه، فهو ینسی و یُعرض عن الذکر اختیارا و عمدا.» (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۲/۱۱۵)برخی مترجمان با عنایت به آنچه بیان کردیم، در ترجمه به این مسئله توجه داده اند:- فیض الاسلام: خدای تعالی (در پاسخ او) می فرماید: سزای تو چنین است (در دنیا) آیات و نشانه های (توحید و معاد و پیغمبری پیغمبران) ما برای تو آمد و تو آنها را فراموش کرده و رها نمودی (نپذیرفتی) و همچنین امروز ترک و رها شده (در کوری و آتش دوزخ) می شوی. – مجتبوی: گوید: بدین گونه [امروز کور محشور شدی زیرا] آیات ما به تو رسید و تو آنها را به فراموشی سپردی- از آنها تغافل کردی- و همچنان امروز فراموش می شوی.- اشرفی: گفت همچنین آمد تو را آیت های ما پس واگذاشتی آنها را و همچنین امروز واگذاشته شوی افزون بر مطلب فوق، «در پاسخش» خارج از نوع ترجم مورد نظر مترجم است و وجهی برای آمدن آن نیست و بر فرض آمدن، باید داخل پرانتز باشد. توجه به ظرافت های موجود در معانی واژه های مترادف نما، یکی دیگر از ضرورت های ایجاد تعادل در مبدأ و مقصد است؛ برای نمونه می توان به آی(وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَی الْهُدَی لَایَسْمَعُواْ وَتَراهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیکَ وَهمْ لَایبْصِرُون)(اعراف/۱۹۸) مثال زد.
در این آیه سه واژ تقریباً هم معنا به چشم می خورد: «رأی»، «نظر» و «بصر». توضیح فرق های این سه واژه چنین است:ماد «نظر» زمانی به کار می رود که «ناظر» (= بیننده) دنبال دیدن چیزی باشد، خواه آن را ببیند یا نه؛ به دیگر سخن، ناظر دنبال این است که مجهولی را با دیدن به معلوم تبدیل کند و ماده «رأی» در موردی به کار می رود که بیننده شی ء را ببیند؛ برای مثال، گفته می شود: «الناس ینظرون الی السماء لرؤی الهلال؛ مردم به آسمان نگاه می کنند تا هلال را ببینند.» در این مثال، مردم برای دیدن هلال به آسمان نگاه می کنند (ینظرون)، ولی ممکن است هلال را نبینند، لیکن اگر دیده شد، گفته می شود: «رأوا الهلال؛ هلال را دیدند.»به گفت برخی کارشناسان، هرگاه شی ء به وضوح دیده شود، از ماد «بصر» استفاده می گردد؛ یعنی آشکار بودن شی ء دیده شده در معنای «بصر» نهفته است. برخی دانشوران، معنای «بصر» و «رأی» را این گونه جمع کرداند که «بصر» مرحل دیدن و انتقال تصویر اشیاء به عقل است و«رأی» مرحل درک عقل می باشد؛ به دیگر سخن «بصر» مرحله ای چونان تصوّر و «رأی» مرحله ای بسان تصدیق است.در نتیجه، اگر بخواهیم بین سه واژ «نظر»، «بصر» و «رأی» نوعی هماهنگی برقرار کنیم، باید بگوییم اولین مرحله «نظر» است و سپس «ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.