خرید و دانلود نسخه کامل کتاب A Not So Meet Cute by Meghan Quinn
1,250,000 تومان قیمت اصلی 1,250,000 تومان بود.397,000 تومانقیمت فعلی 397,000 تومان است.
تعداد فروش: 63
ویژگی های محصول :
| نویسنده | Meghan Quinn |
|---|---|
| سال | 2021 |
| زبان | English |
| فرمت فایل | PDF + PDF |
| تعداد صفحات | 368 |
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
توضیحاتی در مورد کتاب
نویسنده: Meghan Quinn
How did you two meet?
The quintessential question asked to every couple. And the answer is usually some bubbly, lovey dovey tale of being struck in the bum by Cupid’s arrow.
My meet cute (well not so meet cute) is slightly different. I was trolling a wealthy neighborhood in Beverly Hills, searching for someone to take me as their bride, you know, to make my arch nemesis jealous who consequently just fired me.
He was stomping around the block like some sort of gorgeous ogre, mumbling about a business deal gone wrong and attempting to finagle his way out of it.
And that’s when we bumped into each other.
There were no sparks.
Not even a hint of blossoming love.
But next thing I knew, I was scarfing down free chips and guac, listening to this man lay out all of his problems which led to his big ask . . . he wanted me to be his Vivian Ward, you know, from Pretty Woman–minus the frisky behavior.
We’re talking about living in a mansion, intimate double dates, and pretending we were head over heels in love . . . and engaged. Can you imagine?
The absolute audacity.
But people do crazy things when they’re desperate. And I reeked of desperation. So, I struck up a deal.
My one big mistake, though . . . big . . . HUGE? I accidentally fell for the incomparable Huxley Cane.
توضیحات فارسی در مورد کتاب (ترجمه ماشینی)
چگونه شما دو نفر با هم آشنا شدید؟
این سؤال اساسی است که به هر زوجی پرسیده میشود و پاسخ معمولاً داستانی پر از حباب و عاشقانه از زمانی است که توسط کمان عشق به پشت افتادهاند.
ملاقات من (خوب، نه چندان ملاقات خوشایند) کاملاً متفاوت است. من در یک محله ثروتمند در بیورلی هیلز در حال گشت و گذار بودم، به دنبال کسی که مرا به عنوان عروسش بگیرد، میدانید، تا دشمن قسم خوردهام را که به تازگی مرا اخراج کرده بود، حسود کند.
او در حال قدم زدن در بلوک بود مثل یک اژدهای زیبا، در مورد یک معامله تجاری اشتباه شده گمانهزنی میکرد و سعی میکرد راهی برای بیرون آمدن از آن پیدا کند.
و در همین هنگام، ما با هم برخورد کردیم. هیچ جرقهای نبود. نه حتی نشانهای از عشق در حال شکوفایی.
اما ناگهان، خودم را در حال خوردن چیپس و گوآکاموله رایگان و گوش دادن به مردی که تمام مشکلاتش را برایم شرح میداد، مییافتم، که درخواست بزرگی داشت… او میخواست من نقش ویوین ورد، میدانید، از فیلم زن زیبای من – بدون رفتار شیطنتآمیزش را بازی کنم.
ما از زندگی در یک عمارت، قرار ملاقاتهای دو نفره صمیمی و نمایش اینکه عاشق هم هستیم و نامزد شدهایم صحبت میکردیم… تصور کنید؟
جسارت مطلق.
اما مردم در شرایطی که ناامید هستند، کارهای دیوانهوار میکنند. و من بوی ناامیدی را میدادم. پس من یک معامله را قبول کردم.
اما اشتباه بزرگ من… بزرگ… بسیار بزرگ؟ به طور تصادفی به هاکسلی کین، بینظیرترین مرد، علاقهمند شدم.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.