خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.169,200 تومانقیمت فعلی 169,200 تومان است.
تعداد فروش: 79
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل شامل ۶۱ اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاص در عمل :
بیان نورانی صدیقه کبرا در آن خطبه «فدکیه» این است که «لا اله الاّ الله» خدای سبحان «وحده لا شریک له» اخلاص، تأویل آن است. خدای سبحان تفسیری برای «لا اله الاّ الله» دارد و تأویل؛ تفسیر «لا اله الاّ الله» همان توحید است که همه مستحضرید هر کدام ما به اندازه خود، این معنا را می فهمیم و تأویل از سنخ مفهوم و لفظ نیست، فرمود: اخلاص، تأویل این کلمه است، «و جعل الاخلاص تأویلها» این همان آغاز خطبه نورانی «فدکیه» حضرت است.[۱]
اخلاص یک وقت به این معناست که انسان ریا نکند کار را فقط برای رضای خدا انجام بدهد این یک وصف خوبی است، اما اخلاص را وجود مبارک امیرالمؤمنین در همان خطبه «توحیدیه» نهج البلاغه معنا کرده است اخلاص به توحید برمی گردد «وَ کمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْی الصِّفَاتِ عَنْه» صفات را از خدا نفی کنیم؛ منظور این نیست که صفات سلبی را از خدا سلب کنیم روشن است که خدای سبحان نقص ندارد. حضرت در همان خطبه نهج البلاغه به دو برهان می فرماید: اگر کسی خدا را وصف کند مخلِص نیست به دو برهان: «کمالُ الْإِخْلاصِ لَهُ نَفْی الصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَهِ کلِ صِفَهٍ أَنَّها غَیرُ الْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَهِ کلِ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَیرُ الصِّفَهِ»[۲]هر کدام از اینها یک حدّ وسط برای دلیل است، مستحضرید که تعدّد برهان به تعدّد حدّ وسط است، اگر ما دو حدّ وسط داشتیم دو برهان داریم. حضرت دو حدّ وسط؛ یعنی دو برهان اقامه کرده است که صفات خدا عین ذات اوست، زائد بر ذات نیست، چرا؟ چون اگر صفت، زائد بر موصوف باشد، هم موصوف می گوید من غیر او هستم، هم صفت می گوید من غیر او هستم؛ چون هر زائدی شهادت می دهد که غیر «مزیدعلیه» است، هر «مزیدعلیه» هم شهادت می دهد که غیر زائد است «لِشَهَادَهِ کلِ صِفَهٍ أَنَّها غَیرُ الْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَهِ کلِ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَیرُ الصِّفَهِ». صفتی که عین ذات است نه صفت، شاهد تعدّد است نه موصوف، صفتی که زائد بر ذات باشد شهادت بر تعدّد می دهد و این تعدّد و کثرت با توحید سازگار نیست. سخنان نورانی صدیقه کبرا در خطبه نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیهما) خوب تبیین شده است.
در بحث های قبل به این نتیجه رسیدیم که ذات اقدس الهی می فرماید هر چه خواستید من به شما دادم. در سوره مبارکه «بقره» می فرماید از من بخواهید به شما عطا کنم ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکمْ[۳] این یک اصل. در بخش های دیگر، طایفه دیگر از آیات فرمود این چنین نیست که من به شما وعده بدهم بگویم هر چه بخواهید من به شما می دهم، من گزارش می دهم نه وعده، خبر است نه انشا، وَ آتاکمْ مِنْ کلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ[۴] هر چه خواستید ما به شما دادیم، هر چه خواستید ما به شما دادیم یعنی چه؟ یعنی شما زبان حال می خواهید، زبان استعداد بخواهید، برابر زبان حال و زبان استعداد، هر چه خواستید ما به شما دادیم زبان مقالتان را باید اصلاح کنید، چیزی بخواهید که با درونتان هماهنگ باشد. اگر کسی ـ خدای ناکرده ـ درصدد آزار کسی است بعد بگوید خدایا «لا تسلّط علینا من لا یرحمنا»![۵] این دعا مستجاب نیست، آن دعای زبانِ فعل مستجاب است. اگر کسی دیگری را رنجاند، به دیگری ستم کرد معنای آن این است که خدایا ظالمی را بر ما مسلّط کن که ما را برنجاند! این زبان فعل است، زبان حال و زبان استعداد است. زبانِ قال خیلی معیار نیست درباره زبان حال و فعل و استعداد فرمود: هر چه خواستید ما به شما دادیم وَ آتاکمْ مِنْ کلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ. بنابراین بیان نورانی صدیقه کبرا (سلام الله علیها) که فرمود: اخلاص، تأویل «لا اله الاّ الله» است، غیر از تفسیر، تفسیر از سنخ مفهوم است، تأویل از سنخ مصداق است کاری به مفهوم ندارد. فرمود شما این «لا اله الاّ الله» را می گویید، «وحده لا شریک له» را می گویید، بگذارید با اخلاص باشد. در حرم امن دلتان چیزی غیر از خدا نباشد آن گاه هر چه بخواهید، خواهید گرفت. ما با استعدادی به پیشگاه پروردگار می رویم هدایایی می بریم در حقیقت هدیه نمی بریم یک ظرف می بریم که خدای سبحان در این ظرف، هدایای خودش را بریزد از ما غیر از ظرف و ظرفیت بردن، چیز دیگری نیست. حرف بعضی از بزرگان این است که آدم وقتی به پیشگاه ذات اقدس الهی می رود با دست خالی که نمی رود نمی تواند برود باید هدیه ببرد، هر هدایایی که ما در ذهن داشته باشیم بخواهیم ببریم منبع آن جاست بگوییم خدایا! ما سالیان متمادی زحمت کشیدیم عالِم شدیم من علم آوردم همه توفیقات علمی که از اوست اوّلاً، علم نامتناهی هم آنجاست ثانیاً، بگوییم خدایا! ما زحمت کشیدیم فلان کارهای خیر را انجام دادیم، پاسخ این است که تمام توفیقات از خداست و منبع همه خیرات هم خداست، به پیشگاه خدا چه هدیه آوردی، ما باید چیزی نزد خدا ببریم که آن جا نباشد، یک و این نبودن هم کمال باشد، دو؛ تنها چیزی که ما باید به پیشگاه خدا ببریم و آن جا نیست و این نبودش کمال است همان عجز و فقر است؛ خدایا! ما فقر آوردیم، عجز آوردیم، «ذلیلک بفنائک»، دعای نورانی امام سجاد همین است «عُبیدک بفنائک» نه عبدک «عبدیک بفنائک، ذلیلک بفنائک، مسکینک بفنائک، فقیرک بفنائک، مستجیرک بفنائک»[۶]من بندگی آوردم این بندگی آن جا نیست و نبود آن کمال است ما باید آن جا ببریم. اگر این را به پیشگاه ذات اقدس الهی بردیم؛ آن گاه آنچه شایسته ماست به ما عطا می کند، یک؛ بخشی از کمالاتی هم هست که اصلاً به فکر ما نمی آید تا ما از خدا بخواهیم باز هم به ما عطا می کند، دو. در قرآن کریم می فرماید: فلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْینٍ[۷] خیلی ها نمی دانند آن جا چه خبر است که از ما بخواهند هر کدام ما آرزو و خواسته هایی داریم این مطلب اول.
آرزوی هر کسی در قلمرو معرفت و ادراک اوست، هر کس هر چیزی را می شناسد در آن حوزه درخواستی دارد وقتی چیزی را نمی شناسد خواسته ای هم ندارد. الآن ممکن است عده ای در تمام مدت عمر که کشاورز یا دامدار هستند اینها هرگز آرزو نداشته باشند که ای کاش من نسخه خطّی تهذیب شیخ طوسی را داشته باشم، او اصلاً شیخ طوسی را نشنید، تهذیب را نشنید، نسخه خطّی نشنید، چنین آرزوی در تمام مدت عمر ندارد، ای کاش نسخه خطی دست نوشته فارابی را من می داشتم، این اصلاً آرزوی چنین چیزی را ندارد، فرمود چیزهایی در بهشت است که شما اصلاً آرزویش را هم نمی کنید چون نمی دانید آن جا چیست تا آرزو کنید: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْینٍ در بخش های دیگر فرمود: لَهُمْ ما یشاؤُنَ فیها هر چه شما بخواهید آن جا هست بعد فرمود: وَ لَدَینا مَزیدٌ[۸] یک سلسله نعمت هایی است که فوق مشیئت شماست. مشیئت و خواستن آدم برابر معرفت اوست اصلاً نمی داند آن جا چه چیز هست تا از خدا بخواهد فرمود هر چه بخواهید آن جا هست، بالاتر از خواسته های شما هم هست. ما باید ظرفیتی ببریم که این ظرفیت بتواند آن مظروف را جا بدهد، آن جا خیلی چیز هست، این است که آن بیان نورانی کلمات حکیمانه و قصار حضرت در نهج البلاغه هست که دست کمیل را گرفته فرمود: «یا کمَیلُ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیهٌ فَخَیرُهَا أَوْعَاهَا»[۹]این دل ها ظرف است، سعی کنید در این ظرف، غیر از آن مظروف طیب و طاهر چیزی نگذارید مخصوصاً عزیزان ما که در خدمت اهل بیت هستند این گوهر را درست حفظ کنند در حرم دل جز ولای خاندان اهل بیت چیزی را راه ندهند. حرف هایی که از عظمت و جلال و شکوه اینها می کاهد نگویند چون وصیت وجود مبارک سیدالشهداء در ظهر عاشورا به زینب کبرا و سایر بچه ها این بود که ما خاندان کرم هستیم «و لا تقولوا بألسنتکم ما ینقص قدرکم»[۱۰]اسیر می کنند بله؛ ولی چیزی از عزّت و شکوه شما کم نمی شود، مبادا حرفی بزنید که از جلال و شکوه خاندان ما بکاهد این اُسرا گرسنه بودند؛ اما از هیچ کسی نان نخواستند، آب خواستن ننگ نیست؛ ولی نان خواستن از عظمت می کاهد. اینها مدتی غذا هم نخورده بودند. مبادا مداحی (چیزی بگوید) برای اینکه گریه بیاید این گریه، گریه کاذب است اگر ـ خدای ناکرده ـ از عظمت این خاندان بکاهد، چهارتا اشک بریزد این اشک، اشک کاذب است فرمود: مبادا حرفی بزنید که از جلال و شکوه ما بکاهد، این را چه وقتی می گوید؟ آن وقت که «أَقْبَلَتِ السِّهَامُ مِنَ الْقَوْمِ کأَنَّهَا الْقَطْر»[۱۱] خدا عمرسعد را لعنت کند! از صبح دستور داد این تیراندازها در آن فضا از هر طرف تیراندازی می کردند، فشاری هم به این خاندان آوردند طبق دستور ابن زیاد ملعون گفتند «جعجع بالحسین».[۱۲] شما مسافرت کردید همه مسافرها را هم دیدهاید، در اردویی که زن و بچه همراه آدم است این نهر وسیع است آن جا چادر می زند نه در فاصله دور، نگذاشتند حضرت کنار فرات چادر بزند؛ در اردویی که زن و بچه کوچک، بچه شیرخوار، این وقتی می خواهد چادر بزند کجا چادر می زند می رود آن آخرها یا نزدیک نهر چادر می زند. دستور کوفه این بود که «جعجع بالحسین» جایی او را وادار کن چادر بزند که نه کمک طبیعی باشد نه کمک مردمی، فاصله زیاد بود؛ ولی بالأخره هر قافله ای وقتی می خواهد چادر بزند کنار نهر چادر می زند. در این فضا که از هر طرف تیر می آمد وجود مبارک سیدالشهداء فرمود: مبادا حرفی بزنید که از عظمت ما بکاهد «لا تشکوا و لا تقولوا بألسنتکم ما ینقص قدرکم» مبادا حرفی بزنید. افتخار ما این است که روضه این خاندان را روی منبر می خوانیم این عزیزان ما که افتخار آنها این است که روضه خاندان را در مداحی می خوانند، وظیفه همه ما این است که ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
